سابقه تاریخی تشکیل جمعیت در ارمنستان
سابقه تاریخی تشکیل جمعیت در ارمنستان
متن زیر عیناً بر گرفته از این کتاب است
ارمنستان – به سفارش دفتر مطالعات سیاسی و بین املل وزارت امور خارجه –مرکزانتشارت و چاپ وزارت امور خارجه - تهران 1388 صفحات 16- 13
( از مجموعهء کتاب های سبز)
کاوش های باستان شناسی در فلات ارمنستان و دست یابی آنان به ابزارهایی که توسط انسان های ماقبل تاریخ در دوران های دیرینه سنگی و نوسنگی مورد استفاده بوده نشان می دهد که در ارمنستان نیز مانند سایر کشورهای همسایه، انسان از دوران های بسیار قدیم می زیسته است . در نتیجهء این کاوش ها مشخص گردید که از 2000 سال قبل از میلاد ، اقوام مختلفی در مناطق غربی و مرکزی ارمنستان ، سکونت داشتند که مهمترین آنها اقوام سوباری Soobary بودند . سوباریها از اقوام هند و اروپایی یا از نژاد سامی نبودند بلکه شاخه ای جداگانه از نژاد سفید به شمار آمده که از دوران های بسیار قدیم در قفقاز ، آسیای صغیر و شمال مدیترانه می زیستند . در طول زمان ، این اقوام به دلیل جنگ های داخلی در میان خود ، تضعیف گشته و حدود هزار و پانصد سال قبل از میلاد، تحت سلطهء امپراطوری آشور قرار گرفتند .
فشارهای کارگزاران امپراطوری آشور بر اقوام منطقه موجب شد که اقوام نائیری Nayiri و هایا Haya با یکدیگر متحد گشته و در اطراف دریاچهء وان و در سال 860 قبل از میلاد، تحت رهبری آرامه Arameh حکومت اورارتو Urartoo را بوجود آورند. پایتخت اورارتو شهر توشپا Tooshpa بود که بعداً به وان تغییر نام داد . آرگیشتی اول Argishtee پادشاه اورارتو در سال 782 قبل از میلاد ، دستور ساخت شهر اربونی Ereboony را داد که بعدها به ایروان شهرت یافت
آرمن ها ( ارامنه) از نژاد هند و اروپایی بودند و ورودشان به سرزمین اورارتو در قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد صورت گرفته است. آرمن ها ، اورارتوها را فتح کرده و زبان خود را بر آنان تحمیل نمودند سپس ساکنان اولیه اورارتویی در میان ارمنیان هند و اروپایی حل شدند و این اختلاط نژادی آرمن ها و ساکنان اولیه و اورارتو باعث گردید که دیگران ملت جدید را آرمن یا ارمنی و خودشان ملت خود را های یا هایا بنامند
نام ارمنستان برای اولین بار در کتیبه داریوش در بیستون که مربوط به سال 512 قبل از میلاد است دیده می شود در کتیبه چنین نوشته شده
سرزمین پونتوس و ارمنستان و .... را فتح کردم
با قدرت گرفتن هخامنشیان در ایران به تدریج ارمنستان تحت تسلط امپراطوری هخامنشی قرار گرفت و پس از آن ارمنستان یا تحت تسلط ایرانیان بود و یا تحت تسلط رومیان و بعضاً در مواقع کوتاهی نیز دارای استقلال بوده است . پس از ظهور اسلام و قدرت گرفتن اعراب ، این کشور به تصرف نیروهای اعراب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود از آن پس حدود دو قرن، ارامنه طولانی ترین سابقهء استقلال خود را تجربه کردند تا اینکه با هجوم ترکان سلجوقی، استقلال خویش را از دست دادند . در این دوران ، قشر عظیمی از ارامنه که حاضر نبودند تن به سلطهء سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در آنجا حکومت تازه ای را تحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند که استقلال خود را به مدت سه قرن حفظ نمود .
با قدرت گرفتن امپراطوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال 1629 میلادی ، فصل جدیدی در تاریخ ارامنه آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارامنه داشته است .
عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارامنه ساکن در این دوران قابل ذکر است، مهاجرت گروه عظیمی از ارامنه ساکن در این منطقه به سرزمینهای مرکزی فلات ایران بود . این مهاجرت گسترده که به دلیل جنگ های ایران و عثمانی در این دوران و ترغیب های شاه عباس صفوی صورت گرفت باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارامنه به نقاط مختلف ایران ، کوچ کرده و در مناطق شهری و روستایی استان های غربی و مرکزی کشور سکونت گزیدند
این افراد که ایرانیان ارمنی امروز ، نوادگان َآنها به شمار می آیند طی دوران کوتاهی توانستند جایگاه خود را در بطن جامعهء ایران کسب کرده و به عنوان افرادی سخت کوش و کارآمد ، خود را معرفی نمایند . ملت مهمان نواز ایران نیز ارامنهء مهاجر را با آغوشی باز پذیرا شده و با آنان نیز همچون اعضاء دیگر جامعهء چند نژادی ایران با عدل و انصاف برخورد کرده و حقوقی برابر با سایر اعضاء این جامعه برای آنان قائل شده اند. ایرانیان ارمنی نیز ارزش این امنیت و رفتارها را به خوبی درک کرده و همدوش با سایر مردم در جهت اعتلا و آبادانی ایران از هیچ کوششی فروگذار نکردند و سابقه ای بسیار خوب از خود بر جا گذاشتند .
یکی از اصلی ترین مشاغلی که ارامنه طی دوران صفویه به آن اشتغال داشتند تجارت کالا و ادویه بین ایران وهند و سایر کشورهای آسیایی بود . این افراد به تدریج برای خود ، پایگاههایی در شبه قاره هند و کشورهای شرق آسیا ایجاد کرده و به آن کشورها مهاجرت کردند و شواهد موجود، حاکی از این می باشد که ارمنی تبارهایی که امروزه در کشورهای هندوستان ، چین ، سنگاپور و سایر کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا ساکنند عمدتاً از نوادگان این ایرانیان ارمنی مهاجر می باشند .
سایر ساکنین بخشهای شرقی ارمنستان که به ایران مهاجرت نکردند از لحاظ جمعیتی تحولات درخور توجهی را تجربه نکردند . تنها نکته قابل ذکر ، جنگ های ایران و روس و روس و عثمانی بود که به دلیل قرارگرفتن ارمنستان در خط مقدم نبرد ، ویرانیها و کشتارهای فراوانی را از مردم به دنبال داشته و تاثیرات قابل توجهی در ساختار جمعیت در این منطقه داشت . از دیگر تحولات جمعیتی قابل ذکر در استانهای شرقی ارمنستان ، رواج شهرنشینی در سالهای پایانی قرن نوزدهم است که به دلیل صنعتی شدن کشور در این دوران صورت گرفت .
اما ارامنهء ساکن در آسیای صغیر تحت حاکمیت سلاطین عثمانی، دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند . طی قرون هفدهم و هجدهم ، اینان اقدام به تلاشهایی در جهت رهایی از یوغ امپراطوری عثمانی کردند ولی به علت عدم سازماندهی و ضعف ارامنه در برابر قدرت امپراطوری نتیجه این تلاشها چیزی جز شکست و کشتارهای وسیع نبود .
رفتار سرکوب گرانهء امپراطوری عثمانی با قومیت های ساکن در آن امپراطوری و همچنین میل شدید ارامنه به استقلال باعث قیام های مردمی ارامنه علیه امپراطوری عثمانی در سالهای پایانی قرن نوزدهم و دههء اول قرن بیستم گردید.
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ در کنار آلمان و امپراطوری اتریش – هنگری در 17 اکتبر 1914 ارامنه در وضع بسیار اصف باری قرار گرفتند از یک طرف ارمنستان جبههء اصلی جنگ بین روسیه و عثمانی بود و از طرف دیگر ارامنه مجبور بودند در هر دو جبهه تحت فرمان روسها و عثمانیها علیه جبههء مقابل بجنگند . بدون شک ارامنه در این جنگ تمایل بیشتری به پیروزی متفقین داشتند و آگاهی عثمانیها از این امر از یک سو و وسوسهء پایان دادن به قیامهای مردم در بخش غربی ارمنستان که خواهان استقلال بودند از سوی دیگر باعث شد که رهبران این امپراطوری در خصوص خاتمه دادن به مسالهء ارمنی مصمم تر شوند .
با استفاده از وضعیت جنگی و تحت عنوان تخلیه مناطق جنگی از افراد غیرنظامی ، کوچ دسته جمعی ارامنه از محل های سکونتشان آغاز شد . اجرای این امر با توجه به اینکه مردان 18 تا 50 ساله نیز برای شرکت در جبهه و جنگ از خانه ها دور شده بودند ، مشکل عمده ای ایجاد نکرد . در واقع وضعیت جنگی ، امکان اقامت ارامنه را در منطقه غیرممکن ساخته و خانواده های ارمنی بالاجبار محل سکونتشان را ترک کرده و به نقاط دیگری کوچ نمودند .
شرایط جنگی و اقلیمی غیرقابل تحمل ، بیماریهای واگیر، سرمازدگی ، گرمازدگی ، گرسنگی و خستگی و کشت و کشتاار و مجموعه ای از عوامل موثر در این فرایند ، موجب مرگ عده کثیری از ارامنه شد . تنها عدهء قلیلی از ارامنه توانستتد پس از عبور از کوهستانها ، خود را به بیابان های سوریه و عراق و ایران برسانند .
بدین ترتیب تعداد ارامنه ساکن در عثمانی به شدت کاهش یافت . اکثریت ارامنه ای که امروزه در سوریه ، لبنان ، فرانسه ، آمریکای شمالی و سایر ممالک عربی ساکن هستند ، فرزندان و نوادگان افرادی هستند که در دههء دوم قرن بیستم از عثمانی مهاجرت کرده و سر از کشورهای دیگر در آوردند .
منابع مورد استفاده
1: آ . گریگوریان – تاریخ ارمنستان – چاپ چهارم – تهران – انشارات آلیک 1959 صفحات 12 و 13
2: اِلسایان ، هایراپتیان و شاهنظریان – تاریخ ارمنستان از آغازر تا قرن طلایی – تهران – آلیک 1983 صفحه 23
3: هراند باسدرماجیان – تاریخ ارمنستان - ترجمه محمد قاضی – تهران - تاریخ نشر ایران 1366 صفحه 27
4: جلیل روشندل و رافیک قلیپور – سیاست و حکومت در ارمنستان - تهران – انتشارات وزارت امور خارجه 1372 صفحات 10 و 11و 13
5: Britanica Encyclopedia Online Edition 2007 , Armenia
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .