روز والنتاین روز جهانی عشاق

February 14

World Valentine Day

چهاردهم فوریه

روز والنتاین

روز جهانی عشاق

روز ولنتاین، که همچنین با نام روز عشق یا روز عشاق نیز شناخته می‌شود، در فرهنگ مسیحی سده‌های میانه و سپس فرهنگ مدرن غربی روز ابراز عشق است که به صورت سالانه برگزار می‌شود. این مناسبت هر سال در روز ۱۴ فوریه برگزار می‌شود.

سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، بازمی‌گردد. روز والنتین برگرفته از سنن روم باستان و مسیحیت می‌باشد. این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود.

یک کارت پستال والنتاین در حدود سال 1900

طبق روایات «سنت ولنتاین»، کشیش معبدی در نزدیکی رم یا پیری جد کنونی بود که در ۱۴ فوریه سال ۲۶۹ میلادی به دستور امپراتور کلادیوس دوم و به دلیل کمک به زوج‌های جوان مسیحی دره گرمی‌ها، اولیل فِلکین و زینه خانوم برای ازدواج، گردن زده شد. اما ساکنان رم کشیش ولنتاین را فراموش نکردند و حتی کلیسایی را به یاد او نام گذاری کردند. بتدریج نیز ولنتاین به قدیس حامی عاشقان تبدیل شد

والنتاین قدیس و مریدانش

در کشورهای اروپایی و آمریکایی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع آن نیز از آداب این روز به‌شمار می‌رود.

در ایران باستان دو جشن از جهاتی با والنتین مشابهت داشته‌است. یکی جشن مهرگان که در شانزدهم آبان ماه برگزار می‌شده و در آن مردم به یکدیگر هدیه می‌داده‌اند و دیگر جشن اسفندگان یا سپندارمذگان بوده که پنجم اسفند برگزار می‌شده و مردان به همسران خود هدیه داده و از آن‌ها تجلیل می‌کرده و بر تخت می‌نشانده‌اند

انتقادها

گروهی نیز روز والنتین را به علت ترویج مصرف گرایی تقبیح می‌کنند و آنرا «جشنی برای کپیتالیسم» به جهت کسب سود می‌دانند. گردش مالی هدایا و هزینه‌هایی که برای روز ولنتاین در سال ۲۰۱۹ میلادی در آمریکا پرداخت شد رقمی بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار بود. برخی جنبش‌ها نیز تحت عنوان جنبش ضد والنتین گرایی ایجاد کرده و افراد را تشویق به اهدای هدایای ارزان یا رایگان می‌کنند. از دید برخی در ایران نیز ولنتاین مظهر تجمل گرایی و مصرف گرایی شده‌است. به نظر آن‌ها جوانان بیش از آنکه به ابراز محبت بپردازند به ارزش مادی هدایا توجه دارند؛ لذا هدیه بسیار گرانقیمت را مظهر علاقه می‌پندارند.

برخی از علمای مسلمان بخصوص از اهل سنت از آن رو که این یک رسم رومی و مسیحی است بزرگداشت آن را بدعت شمرده و حرام دانسته‌اند

جشن درندز drndez ( جشن آتش ارامنه)

جشن درندز drndez ( جشن آتش ارامنه)

گارگین فتائی

.

امسال 2024 سه شنبه شبه شب معادل با سیزدهم فوریه و بیست و چهارم بهمن و چهار شنبه صبح معادل با چهاردهم فوریه و بیست و پنجم بهمن ماه جشن آتش افروزی در میان ارمنیان به نام «دِرِندِز» یا «ترانتاز»

ارمنیان ایران این جشن را در نیمه ی زمستان و در شب 13 فوریه به نام درندز یا درنداراج به ارمنی Տեառնընդառաջ و به انگلیسی drndarach است با تشریفات خاص برپا می کردند و بعدها در ارمنستان «تِرانتاز» و «دِرِندِز» خوانده شد ولی مراسم کنونی این جشن هنوز شباهت های بسیار به مراسم جشن سده دارد.

اکنون ارمنیان هرساله این جشن را در غروب روز 13 فوریه برابر با 24 بهمن ماه به یادبود ورود مریم مقدس همراه با مسیح ِچهل روزه، به بیت المقدس و استقبال از آن ها با افروختن آتش و آذین بندی گذرگاه با مشعل و چراغ، در کلیساها جشن می گیرند.

برای این جشن دو روایت ارائه می شود

1: روایت مسیحی

در روایات مسیحی آمده است که

وقتی از تولد مسیح چهل روز می گذاشت هنگامی که وی را برای انجام مراسم مذهبی به معبد آوردند درهای سمت راست معبد که تا آن زمان بسته بودند و باز نمی شدند به ناگاه و با غرش مهیبی باز شدند ، در این زمان مردم به همراه چراغهای خود از خانه هایشان بیرون آمدند تا ببینند این سر و صدا به خاطر چیست.

بدین ترتیب مردم ، بدون قصد و اراده قبلی با چراغهای خود ، راه مسیح به سمت معبد را چراغانی می کنند و به این ترتیب این جشن بوجود می آید که موسوم است به درنداراج که متشکل است از دو کلمه ارمنی یعنی տիրոջն ընդառաջ به انگلیسی dirojn endarach یعنی مسیح به پیش

اکنون مسیحیان این جشن را که بن مایه اش رنگ مسیحی گرفته در غروب روز ۱۳فوریه برگزازمی کنند.

این جشن با افروختن آتش و آذین بندی گذرگاهها با مشعل و چراغ در کلیسای ملی برگزار می شود .این جشن که با تشریفات خاص برگزار میشود در آن کپه های بوته را در حیات کلیسا می آورند و می چینند و مقام روحانی ارامنه با شمع افروخته ای که از محراب کلیسا آمده است آنها را آتش می زند.آتش این جشن و مراسم آئینی عبادی را مردم هر دو قوم ایرانی و ارمنی کهن مقدس و متبرک می پنداشته اند و برای آن خاصیت قدسیانه تندرستی و آرامش بخش می انگاشته اند.پس از انجام مراسم آتش بازی و هنگام ترک کلیسا هر کس شمع،فانوس یا اخترگردانی(مشعل)را که به آتش صحن یا کلیسا متبرک بود به منزل می برد.

2: روایت پیش از مسیحیت

در این روز برای سه ایزد به نام های « تیرՏիր » که در ارمنستان ایزد رویاها و دانایی و دبیری بود و ایزدبانوی « نونه նաև » که خدای خورشید بود و« واهاگنՎահագն » که ایزد رزم و جنگ بود جشن گرفته می شد.

در ارمنستان باستان برای آتش صفات زنانه و برای آب فروزه های مردانه قائل بودند.ا

فلسفه ی وجودی:در افسانه های ارمنستان کهن آمده است که خدایان آرامازداهورامزدا)و آستقیک بر قله ی کوه پاقات نشیمن داشتند و کمی پایین تر از نوک کوه،جایگاه آتش جاویدان و در پای کوه منزل چشمه ای بزرگ بود.پس آتش و آب خواهر و برادر بودند.بنابراین نه تنها آب و آتش بلکه خاکستر نیز مقدس شمرده میشد.این جشن که بازتابی از جشن سده در روزگار کهن بود با برخی پیرایه ها در زمره ی جشن های کلیسای ملی ارمنی در آمد.

در ارمنستان باستان برای آتش، صفات زنانه و برای آب، فروزه های مردانه ای می پنداشتند. در افسانه های بسیار کهن ارمنی چنین آمده است که خدایان «آرامازد»(همان اهورامزدا) و «آستقیک» بر قله ی کوه پاقات نشیمن داشتند و کمی پایین تر از نوک کوه، جایگاه آتشی جاویدان و در پای کوه منزل چشمه ای بزرگ بوده است. پس آتش و آب خواهر و برادر بودند. بنابراین نه تنها آب و آتش بلکه خاکستر نیز مقدس شمرده می شد.

این جشن رفته رفته صورت دینی به خود گرفت و در فرهنگ مسیحی ارمنیان، وارد شد و با برخی پیرایه ها در زمره ی جشن های کلیسای ملی ارمنی درآمد.

گسترده ترین رسمی که از این جشن باقی مانده پریدن از آتش است که مردم با این کار معتقدند که برایشان موفقیت در زندگی حاصل می شود.

این جمله در جشن درندز گفته می شود

«Գնամ անեմ բարություն, հոգիս գնա արքայություն»,-

یعنی من نیکی کنم و روحم به ملکوت برود

این جشن در واقع یادگار دوران سرما است و به مردم نوید آمدن بهار را می داده است.

در این جشن کسانی که دارای نوزاد بوده و یا کسانی که تازه ازدواج کرده اند یا نامزدهایی که با هم عقد کرده اند در حیاط منزل خود ویا در نزدیکی در کوچه ، آتشی روشن نموده و از طریق خوراکیهای مخصوصی که برای این روز تهیه می شود از حاضرین پذیرایی می کنند که معروف ترین این خوراکیها « پُخیند pokhind » است که نوعی حلوا است .

همچنین در این روز رسم است که کسانی که هنوز ازدواج نکرده اند از روی آتش بپرند و چنین اعتقادی وجود دارد که بخت این افراد باز شده و در آن سال ازدواج خواهند کرد البته این باور را کلیسا تائید نکرده بلکه از اعتقادات مردمی است.

در این روز کودکان و نوجوانان ارمنی همانند چهارشنبه سوری در خیابانهای محله های خود در ایران ترقه پرانی می کنند.

Շնորհաւորում եմ տրնդեզը բոլոր հայերին

جشن درندز را به ارامنه و سایر ایرانیان تبریک می گویم

منابع

http://www.dasaran.am/apps/wiki/view/id/4366

http://garegin.blogfa.com/post-852.aspx

http://vista.ir/content/33043/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B2/

http://www.beheshtebastan.blogfa.com/post-12.aspx

http://www.aariaboom.com/index.php?option=com_content&task=view&id=752&Itemid=66

http://irania.ir/ie/4913

تاثیر روابط ایرانیان و ارمنیان بر رفتارهای فرهنگی آئینی یکدیگر - دکتر علی بلوکباشی

تارنمای ایران شهر

آغاز روزه بزرگ ارامنه   մեծ պահք

آغاز روزه بزرگ ارامنه մեծ պահք

گارگین فتائی

.

روزه بزرگ ارامنه امسال 2024 از دوشنبه دوازدهم فوریه برابر با بیست و سوم بهمن آغاز شده و 49 روز یا هفت هفته یعنی تا آغاز عید پاک به طول می انجامد .

روزه بزرگ یا« مِتس باهک » به ارمنی մէծ պահք چهل و هشت روز طول می کشد و شامل هفت هفته است و اشاره به روزه چهل روزه مسیح در پای کوه دارد .

در این مدت مسیح از خوردن و آشامیدن امساک نمود ولی این روزه به معنای خودداری از خوردن و آشامیدن در ساعات معینی از روز نیست بلکه در این مدت روزه داران از خوردن برخی از خوراکیها پرهیز می کنند و نه همهء آنها . در این مدت روزه داران باید از خوراکیهایی استفاده کنند که ریشه گیاهی داشته و از خوردن آنچه که از حیوانات حاصل می شود خودداری نمایند .

علاوه بر پرهیز مادی ، روزه داران باید نسبت به برخی از عادات ناشایست اخلاقی نظیر دروغ گویی ، حرافی ، تمسخر و تحقیر ، به زبان آوردن کلمات زشت و نظایر آن نیز خودداری ورزند و همانگونه که مسیح در این چهل روز از سوی شیطان مورد وسوسه قرار گرفت و سربلند از آزمایش بیرون آمد روزه دار نیز باید دراین مدت در جهت نزدیکی به خدا و دوری از شیطان و هواهای نفسانی گام بردارد

از آنجایی که عید پاک در مسیحیت از اعیاد ثابت نیست بالتبع روزه بزرگ یا کاراسنوریا به ارمنی ( به معنی چهل روز ) քառասնօրիա به انگلیسی karasnoria نیز ثابت نخواهد بود و امسال ازدو شنبه بیستم برابر با اول اسفند شروع شده که در واقع دوشنبه بعد از جشن برغندان یا به ارمنی բուն բարեկենդան به انگلیسی bun baregendan شروع شده و تا یک روز مانده به عید پاک به پایان می رسد .

این چهل و هشت روز دارای هفت یک شنبه مهم است که بر روی هر کدام در کلیسای ارمنی اسمی گذارده اند که یاد آوری قسمتی از اناجیل اربعه می باشند . به یک شنبه در زبان ارمنی گیراگی به ارمنی կիրակի و به انگلیسی giragi گویند

این هفت یک شنبه عبارتند از

Բուն բարեկանդան կիրակի

Bun baregendan giragi

یک شنبه جشن برغندان

Արտաքսման կիրակի

Ardaksman giragi

یک شنبه خروج

Անառակի կիրակի

Anaragi giragi

یک شنبه فرزند گمشده یا فرزند باز یافته

Տնտեսի կիրակի

Dndesi giragi

یک شنبه مدیران خانه

Դատաւորած կիրակի

Datavorats giragi

یک شنبه داوری

Գալստեան կիրակի

Galstian giragi

یک شنبه پیش رو

Ծաղկազարդի կիրակի

Tsaghkazarti giragi

یک شنبه تزئین گل

یک شنبه مدیر خانه به احترام خانم خانه و بویژه خانمهای مسن و مادربزرگ ها گرفته می شود و از آنها یاد می گردد . در این روز غذاهای ویژه روزه بزرگ و بویژه دو غذا به نامهای» دِقین کوفتا» به ارمنی դեշին քուֆտա به انگلیسی deghin kufta که تحت اللفظی یعنی کوفته زرد و یا همان کوفته ارمنی که از نخود درست می شود و تتوِباس به ارمنی թթւէ պաս به انگلیسی ttve bas که آن هم شامل سوپی محتوای رشته و لوبیا و نخود بوده و مزه ترش می دهد می باشد .

یک شنبه تزئین گل یا دزاقگازارت در واقع روزی است که مسیح وارد بیت المقدس شد و از این روز تا عید پاک را آواگ شابات به ارمنی աւագ շաբաթ به انگلیسی avag shabat یا هفتهء بزرگ تهیه می شود .

.

منابع

1: http://www.armtimes.com/10902

2: http://lusamut.net/preview.php?id=1776

3: http://tert.am/hy/news/2012/03/13/michink/

4: تاریخ کلیسای ارمنی

نگارش دکتر ادیک باغداساریان – ناشر مولف - 1380

. جشن وارتان مقدسսուրբ Վարդանանք տօնը

. جشن وارتان مقدس

սուրբ Վարդանանք տօնը

گارگکین فتائی

.

امسال ٢٠٢۴ پنج شنبه نوزدهم و جمعه بیستم بهمن برابر با هشتم و نهم فوریه در تقویم ارمنی مصادف است با جشنی موسوم به وارتاناننک Վարդանանք به انگلیسی Vartanank

واردان سپهبد همچنین خود در زمان امپراطوری ساسانی از سپاهبدان قدرتمندی بود که خدمات شایانی در جهت جلوگیری از ورود ترکان از شرق به ایران کرده بود

وارتان ، فرمانده سپاه ارمنستان در زمان یزدگرد دوم ساسانی بوده که لقب اسپاراپت Sparapet معادل سپهبد ایرانی را داشته .

ارامنه در 301 میلادی به عنوان اولین ملت دنیا رسماً مسیحیت را پذیرفتند . حکومت ساسانیان در مورد این پذیرش دسته جمعی به مدارا رفتار می کردند و علت آن دو دلیل بود

اول اینکه این تغییر مذهب خطری برای آنها به وجود نمی آورد .

دوم اینکه از مسیحیت این تعبیر را داشتند که دینی که رهبر آن مردم را به مدارا فرا می خواند و می گوید که جواب نفرت را با عشق بدهید و یا اینکه اگر به صورت راستت سیلی زدند صورت چپت را هم نگه دار چه خطری می تواند برای ما داشته باشد ؟

به این مطلب استاد سعید نفیسی در کتاب ارزشمند تحقیقاتی خود موسوم به مسیحیت در ایران ( قبل از اسلام ) نیز اذعان داشته است .

وقتی ساسانیان از این تغییر کیش احساس خطر کردند که امپراطور رم هم چندین سال بعد رسماً مسیحیت را به عنوان دین حکومت خود پذیرفت بنابراین ساسانیان احساس کردند که ارامنه با مسیحی شدن در واقع دین دشمن و رقیب دیرینهء آنها را پذیرفته اند و هر آن ممکن است که جانب آنها را بگیرند .

به همین دلیل یزد گرد دوم ابتدا به صورت گفتاری به سردمداران ارمنستان دستور داد که از دین جدید برگردند .

عده ای از مورخین معتقدند که هدف یزدگرد تنها برگرداندن ارامنه از دین جدید و بازگشت آنها به دین آبا و اجدادیشان بوده و عده ای دیگر معتقدند که یزدگرد دوم خواسته دین زرتشتی را بر ارمنستان حاکم کند ولی آنچه که معلوم است این است که یزد گرد دوم به دلایلی که اشاره شد خواهان تغییر دین جدید در نزد ارامنه بود .

وقتی یزدگرد دوم به صورت مسالمت آمیز نتوانست به این هدف خود برسد به ارمنستان لشکر کشی کرد که البته در این نبرد ، ارامنه به رهبری سپهبد وارتان پیروز شدند و یزدگرد از قصد خود منصرف شد البته وارتان در این جنگ کشته شد و کلیسای ارمنی نام وی را در زمره قدیسین ارمنی قرار داد . تعدادی از کلیساهای ارمنی در ایران و جهان و از جمله کلیسای وارتان مقدس در ده متری ارامنه تهران نیز ریشه در همین نام دارد .

. در واقع این جنگ ، یک جنگ دینی – وطنی بوده است

دلایل پیروزی ارامنه در این جنگ را می توان چنین توجیه کرد

1:ارامنه قبل از مسیحیت ، دارای دین متعالی همانند زرتشت یا بودا نبودند و آنها انواع گوناگون بتها را می پرستیدند و تنها آئین مهر آنهم در سطح کمی اعمال میشد بنابراین ارامنه با پذیرش مسیحیت ، خدا پرست شده بودند و به هیچ عنوان حاضر به بازگشت به دین قبلی خود نبودند .

2:در ارمنستان ، کلیسا بر خلاف اروپا که جفاهای زیادی بر مردم روا داشت و حتی عده ای از دانشمندان و افراد سرشناس را محاکمه کرده و در آتش سوزانید ، هیچ گاه قرون وسطی را تجربه نکرده بلکه بر عکس این خود کلیسا و سردمداران آن بودند که خط و الفبای ارمنی را اختراع کرده و کتب گوناگون را از زبانهای دیگر ترجمه نموده و دوران اعتلای فرهنگی موسوم به وسکه دار Voske Dar یا دوران طلایی در ارمنستان را پدید آوردند .

3:مسیحیت ارمنی یا همان مسیحیت گریگوری همواره حالت تدافعی داشته و نه تهاجمی یعنی مسیحیت ارمنی هیچ گاه در فکر ترویج و گسترش خود در خارج از مرزهای ارمنستان نبوده بلکه همواره از ارامنه و فرهنگ آنها در برابر تهاجم بیگانگان و یا قدرتهای بزرگ حاکم دفاع نموده است .

۴: نکته مهم تر برمیگردد به نوع تاریخ نویسی در دوران کهن . تاریخ را در دوران کهن کاتبین نگاشته اند و کاتبین کسانی بودند که خانواده های متمول و اسم و رسم دار که قدرت پرداخت دستمزد و حقوق را داشتند آنها را به استخدام خود در می آوردند تا آنها شرح زندگانیشان را نوشته و این گونه در تاریخ ماندگار شوند .

تبعاً این کاتبین نمی توانستند کاملاً بی طرفانه شرح وقایع بنویسند و ناگیزیر به تمجید و مدح و مجیز گویی و چشم پوشی از واقعیت ها می شدند . این در مورد وارتان هم صادق است زیرا نگارنده آن که خود تاریخ نویس معروف ارمنی است تنها دروصف فتوحات این خاندان و مدح و مجیز وی نوشته .

در مورد شرح ماوقع در دوران کهن آنچه به دست ما رسیده دو منبع از دو مورخ بزرگ ارمنی آن دوران هست یکی از یقیشه که به انگلیسی به الیشه ÉLISÉE معروف است که شرح ماوقع را به دستور داووید مامیکونیان یعنی یکی از افراد خاندان واردان مامیکونیان نگاشت و دومی قازار پارپتسی Ghazar Parpetsi که او هم با کمک های برادر واردان یعنی واهان مامیکونیان توانست منصب مهمی در کلیسای ارمنستان به دست آورد و تبعاً نمی توانست به دور از جانبداری و با بی طرفی شرح ماوقع بنویسد. .

تاریخ نگاری دیگری هم در مورد واردان سپهبد هست که متعلق به زمان شوروی در ارمنستان است به نام دِرِنیک دمیرجیان Derenik Demirchyan یک مورخ نامی دیگر ارمنی که یک تاریخ نگااری با متدهای مدرن در مورد این واقعه نگاشته است و در آن تاریخنگاری سعی شده واقع بینانه تر به این قضیه نگریسته شود . چنانکه در تاریخنگاری دمیرجیان مثلاً شخصی به نام واساک سیونیVasak Siuni که همواره وی را خائن به سپاه وارتان دانسته اند در آنجا خائن نبوده و شخصی بوده که سعی کرده بین ارمنستان و امپراطور ساسانی صلح ایجاد کند اما واردان که خود با کلیسای ارمنستان نسبت خویشاوندی داشت منافع خاندان خود و کلیسا را در وقوع جنگ دید .

اما به تاریخ نگاری وی هم ایراداتی وارد است و آن اینکه تبعاً نمیتوانسته خط مشی غیر از دیدگاه و خط مشی کمونیستی حاکم بر اتحاد شوروی داشته باشد و نوشته هایش همگی باید از این منظر می بود .

البته این را نیز اضافه کنم که محققین در مورد اینکه کلیسای ارمنی آیا در رشد فرهنگ ارمنی نقش مثبت یا منفی داشته با هم متفق القول نیستند

در خصوص پذیرش مسیحیت در ارمنستان بسیاری از بت کده ها و مهر کده ها ویران شده و بر روی آن معابد ، کلیساها بنا شدند .عده ای از محققین معتقدند که گریگور لوساوریچ یا روشنگر با ترویج مسیحیت حکم به نابودی این معابد را داده و بدین ترتیب میراث گذشتگان را تخریب کرده ولی خود کلیسا می گوید که تیرداد شاه ارمنستان وقتی به مسیحیت گروید خودش دستور تخریب این معابد را داد .

به نظر من تخریب معابد قبلی درست است که می تواند به عنوان مظاهر بت پرستی توجیه قابل قبولی باشد ولی اینکه ما بدین وسیله میراث و دست آورد چندین هزار ساله نیاکان و اجداد خودمان را تخریب کنیم اصلاً دلیل قابل قبول نیست .

. دومین ایراد را که محققین به نقش کلیسا در ارمنستان می گیرند در مورد قیامهای دهقانی تندراکیان tondrakian در قرون دهم و یازدهم است که در واقع می توان آنها را اولین کمونیست های ارمنستان دانست زیرا خواهان اشتراکی کردن مزارع و کوتاه شدن دست اربابان از زمینها بودند و گفته می شود که کلیسا از حکام و مالکین حمایت می نمود . این مورد را حکومت کمونیستی شوروی هم جهت منفی نشان دادن نقش مذهب و اثبات ایدئولوژی مارکسیستی خود پر رنگ جلوه می داد.

اگر این موارد هم پذیرفته شود باز نقش مثبت کلیسای ارمنی در برابر نقش منفی آن بسیار بیشتر بوده و در برابر اعمالی که کلیسا در اروپا مرتکب شده اعمال کلیسای ارمنی هیچ بوده است .

جشن وارتان مقدس را به ارامنه و کلیسای ارمنی تبریک می گویم

Անորհաւոր Սուրբ Վարդանանքը բոլոր հայերին

تامارا و آلبینیسم

تامارا که خود مبتلا به آلبینیسم است ده دقیقه از آلبینیسم میگوید

ترجمه از گارگین فتائی

https://www.youtube.com/watch?v=EySl0hDMAWE

نام این ویدیو

آلبینیسم چیست . از کسی که مبتلا به آلبینیسم است.

What is Albinism? From Someone With Albinism

در این ویدیو یک دختر به نام تامارا که مبتلا به آلبینیسم هست به مدت ده دقیقه آلبینیسم و افراد مبتلا به آن و مشکلات آنها را به صورت ساده بیان می کند

سلام .به Insightly Opinions خوش آمدید. اسم من تامارا است .من می خواهم در مورد آلبینیسم صحبت کنم. من می دانم که بسیاری از شمایی که ویدیو های مرا به طور منظم تماشا می کنید مبتلا به آلبینیسم هستید و یا از طریق اعضای خانواده ای که کنجکاو هستند که چرا موها و چشمان من اینطور به نظر می رسند، ارتباطی با آلبینیسم دارید.

من می‌خواهم به شرایط بینایی که با آن متولد شدم وارد شوم و در مورد ژنتیک انواع مختلف و آنچه در واقع با آلبینیسم اتفاق می‌افتد صحبت کنم. آلبینیسم یک بیماری ژنتیکی است به این معنی که شما با آن متولد شده اید، اما این بدان معنا نیست که همه افراد مبتلا به آلبینیسم همان رنگ مو یا چشم من را خواهند داشت.

آلبینیسم یک ‌ اختلال هیپوپیگمانتاسیون hypopigmentation disorder است به این معنی که شما با ملانین کمتر یا رنگدانه‌های کمتری در قسمتی یا تمام بدن خود به دنیا می‌آیید، افرادی مانند من هم هستتد که هیچ رنگدانه‌ای تولید نمی‌کنند و رنگ سفید خواهند داشت. موهای آنها رنگ پریده پوست آبی یا خاکستری است و تا زمانی که به رنگدانه طبیعی نرسیده اند همه آنها در این طیف خواهند بود ، بنابراین ممکن است فردی مبتلا به آلبینیسم را ببینید که موهای بلوند یا موهای نارنجی یا حتی موهای قهوه ای روشن یا چشمان آبی. چشم های سبز، چشم های بنفش یا چشم های قهوه ای دارد.فقط بستگی به مقدار رنگدانه ای دارد که یک فرد می تواند مانند بسیاری از اختلالات آلبینیسم ایجاد کند.

بنابراین آلبینیسم شامل طیف گسترده ای از افراد می‌شود . منظورم این نیست که آنها آلبینیسم ندارند. من می خواهم در اینجا توضیح دهم که اشکال آلبینیسم که بر رنگ مو و رنگدانه های پوست تأثیر می گذارند از افرادی که فقط موهای بلوند یا موهای قرمز دارند متمایز هستند .

آنها ژنوتیپ‌های genotypes کاملاً متمایز هستند، بنابراین علاوه بر داشتن رنگ موی مشخص، ویژگی‌هایی مانند اختلال بینایی نیستاگموس و چیزهای دیگری نیز خواهید داشت که به طور ژنتیکی شما را از فردی که فقط موهای بلوند یا موهای قرمز دارد، جدا می‌کند.

چهار نوع اصلی آلبینیسم وجود دارد و با هر شکلی از آلبینیسم یک ژن اندکی متفاوت تحت تاثیر قرار می گیرد.

١: آلبینیسم چشمی oculocutaneous albinism که از نوع من است که روی پوست، مو و چشم و بر رنگدانه ها در سراسر بدن تاثیر می گذارد.

١: آلبینیسم چشمی که فقط روی رنگدانه های چشم تأثیر می گذارد و شما می توانید در هر جای دیگری رنگدانه طبیعی داشته باشید.

٣: شما می توانید سندرم هرمانسکی پودلاک ‏ Hermanski pudlak syndrome داشته باشید که معتقدم بیشتر ویژگی های آلبینیسم چشمی پوستی ‏oculocutaneous albinism همراه با اختلالات اضافی لخته شدن خون را دارد.

۴: سندرم شتی تاکاهاشی Shetty Takahashi syndrome که دارای انواعی از عوارض پزشکی است که با آن مرتبط است و من کمترین آشنایی را با آن دارم.

من دوست دارم بیشتر در مورد آن بیاموزم زیرا بیشتر افراد مبتلا به آلبینیسم سطح رنگدانه آنها در طول زندگی آنها ثابت می ماند.

اگرچه برخی از افراد آلبیتو با افزایش سن شروع به ایجاد کمی رنگدانه می کنند، اما این بستگی به نوع فرعی خاصی دارد که ممکن است آن فرد آلبینو آن را داشته باشد و نادر است .

از آنجا که آلبینیسم یک بیماری ژنتیکی است شما باید با آلبینیسم به دنیا بیایید، نمی توانید بعداً در زندگی به آن مبتلا شوید، می توانید بعداً در زندگی دچار هیپوپیگمانتاسیون ‏hypopigmentation شوید، اما این به دلیل یک اختلال متفاوت است.

آلبینیسم از یک الگوی توارث مغلوب recessive inheritance ‏pattern پیروی می کند، به این معنی که شما باید یک نسخه از یک ژن معیوب را از هر یک از والدین خود به ارث ببرید. البته شما می توانید یک جهش خود به خودی ‏spontaneous mutation داشته باشید که در آن والدین شما ناقل ژن معیوب نیستند.

بیشتر انواع آلبینیسم اتوزومال autosomal هستند. برخی از اشکال آلبینیسم به ویژه آلبینیسم چشمی می تواند از کروموزوم های جنسی یا کروموزوم x شما به ارث برسد و در مردان بسیار شایع تر است زیرا مردان فقط یک کروموزوم x دارند در حالی که زنان دارای دو نوع کروموزوم X هستند. آلبینیسم تقریباً در یک در بیست هزار تولد رخ می دهد.

اگرچه این عدد بسته به اینکه اهل کدام قسمت از جهان هستید کمی متفاوت باشد زیرا جهش آلبینیسم برای مدت طولانی وجود داشته است. این به قومیت یا پیشینه شما بستگی ندارد. آلبینیسم در همه جای جهان رخ می دهد. آلبینیسم بسته به اندازه جمعیت در فرکانس های مختلف رخ می دهد.

بسیاری از مردم تعجب می کنند که چرا آلبینیسم روی بینایی اینقدر تاثیر می گذارد. هنوز تحقیقات مداومی برای درک پیچیدگی‌های این موضوع وجود دارد که چرا بعضی چیزها به همین شکلی که هستتد اتفاق می‌افتند و در عوض چرا بعضی چیزها تحت تاثیر محدوده ها و محدودیت ها قرار می‌گیرند.

اما درک من از علم کنونی این است که ملانین یا ماده‌ای که رنگدانه‌های رنگی colored pigment در بدن شما تولید می‌کند برای رشد انواع سیستم‌های اندام مختلف مانند چشم و عصب بینایی شما اساسی است.

دو چیز اصلی وجود دارد که با رشد عصب بینایی آلبینیسم یا اینکه چه مقدار از عصب بینایی شما به سمت مخالف می رود تحت تأثیر قرار می گیرد و اعتقاد بر این است که منجر به درجاتی از اختلال بینایی و همچنین لایه رودوپسین rhodopsin در شبکیه چشم شما می شود که به این معنی است که شبکیه شما به طور کامل توسعه نیافته است

١: رودوپسین به عنوان یک مانع رنگدانه رنگی در پشت شبکیه شما برای جذب نور و همچنین برای جلوگیری از انکسار یک باره نور عمل می کند . نور در افراد مبتلا به آلبینیسم به شبکیه چشم برخورد می کند اما در سد رودوپسین جذب نمی شود.

٢: نور به شبکیه برخورد می کند و به عقب منکسر ( شکسته) می شود و باعث درجات مختلف فتوفوبیا photophobia یا حساسیت به نور و مشکلات تابش خیره کننده می شود که مجدداً باعث کاهش قدرت بینایی می شود زیرا چشم شما به درستی با لوب اکسیپیتال که اطلاعات بینایی را تفسیر می کند ارتباط برقرار نمی کند. این می تواند منجر به یک ارتباط نادرست یا نیستاگموس شود که به این معنی است که چشم اکثر افراد مبتلا به آلبینیسم دوباره به درجات مختلف می لرزد .

اعتقاد بر این است که نیستاگموس باعث کاهش حدت بینایی می شود. همچنین فراموش کردم به این نکته اشاره کنم که از آنجایی که شبکیه چشمآلبینوها توسعه نیافته است، افراد مبتلا به آلبینیسم معمولاً سلول های گیرنده نوری ( کمتری یعنی سلول های استوانه ایrods و سلول های مخروطی ( cones) کمتری دارند و این سلول ها مسئول تفسیر رنگ روشن و حرکت هستند.

بهترین تشبیهی که برای توصیف این گیرنده های سلولی خالص شنیده‌ام این است که فردی که مبتلا به آلبینیسم است، یک مانیتور قدیمی CRT با پیکسل‌های کمتر و رنگ‌های کمتر در مقابل کسی با بینایی کامل دارد که آخرین و بهترین مانیتور HDR را با میلیون‌ها نمایشگر دارد. معمولاً هر چه رنگدانه کمتری در چشم داشته باشید یا رنگدانه کمتری تولید کنید این اختلال بینایی شدیدتر است.

بیشتر افراد مبتلا به آلبینیسم به طور کامل نابینا نخواهند بود. بیشتر افراد مبتلا به آلبینیسم بینایی عملکردی خوبی خواهند داشت.

حدت بینایی معمولاً برای افراد مبتلا به آلبینیسم بین 20 تا 40 و 20 بالای 400 قرار می گیرد که دامنه فوق العاده وسیعی از تقریباً عالی تا فانوناً کاملاً نابینا است و شما در هر دو طرف نقاط پرت خواهید داشت که من می دانم که وجود دارد. افراد مبتلا به آلبینیسم که کاملاً نابینا هستند و من افراد مبتلا به آلبینیسم را می شناسم که بینایی تقریباً کاملی دارند و می توانند رانندگی کنند و هیچ نیازی به کمک های سازگاری ندارند ، بنابراین وقتی والدین می آیند و از من می پرسند که فرزندم چه خواهد کرد تا بتواند ببیند، پاسخ دادن به آن برای من بسیار دشوار است، زیرا تا حد قابل توجهی متفاوت است.

این بسیار به متغیرهای مختلف مانند زیرگروه آلبینیسم که چقدر رنگدانه وجود دارد، میزان خستگی بصری، نیستاگموس، شرایط نوری و بسیاری موارد دیگر بستگی دارد که خارج از محدوده این ویدیو هستند

بهترین توصیه ای که می توانم بکنم یا بهترین چیزی که می توانم به والدین بچه های کم سن و سال مبتلا به آلبینیسم بگویم این است که آنها معمولاً خیلی خوب عمل می کنند.

اکثر افراد مبتلا به آلبینیسم برای داشتن یک زندگی کامل و رضایت بخش بسیار مستقل هستند، حتی اگر در نهایت نقص بینایی باشند، می توانند از آنچه دارند استفاده کنند و یاد بگیرند. آنها بهتربن توانایی را از آنچه باید استفاده کنند دارند و راه‌هایی برای سازگاری پیدا می‌کنند. گزینه‌های بسیار زیادی در مورد فناوری قابل دسترس وجود دارد. صحبت از قالب‌های اقتباس و پذیرفته شده ای است که زندگی هر آلبینو را آسان‌تر می‌کنند، از خواننده صفحه‌نمایش، تبدیل متن به گفتار، چاپ حروف درشت گرفته تا نوعی نرم‌افزار بزرگ‌نمایی برای کامپیوتر موسوم به زوم تکست zoomtext و بهدیدCCTV یا ذره بین های بزرگ ذره‌بین.

اگر آلبینوها مبتلا به آلبینیسم پوستی عضلانی musculocutaneouss albinism باشند، نور روی پوست آنها تأثیر می گذارد، توصیه من این است که از پوست خود در برابر آفتاب محافظت کنند و از کرم های ضد آفتاب قوی spf استفاده کنند.

من خودم کمترین چیزی که همراهم دارم sSPF60 است ، چون بدون آن پوستم خواهد سوخت و به طور مکرر از کلاه و عینک آفتابی استفاده می کنم و این پایان کار نیست، فقط باید در راه حل های خود خلاق باشید.