نقد بیطرفانه ، متاعی کمیاب در نقد های فیلم ایرانی
نقد بیطرفانه ، متاعی کمیاب در نقد های فیلم ایرانی
گارگبن فتائی
اگر میخواهید از دیدن یک فیلم ایرانی خوب تاکید میکنم « خوب » لذت ببرید بهتر است نقد آن فیلم را نخوانید زیرا اکثریت قریب به اتفاق نقدهای ایرانی مخربند و شما را از دیدن یا ادامه دیدن فیلم دلسرد می کنند. نقد اصول خاص خودش را دارد نقد های فارسی نقد نیستند و اصل را بر این میگذارند که هیچ فیلم ایرانی حتی آنهایی که برنده چندین جشنواره بین المللی هم شدند به هیچ عنوان نمیتوانند یک فیلم خوب باشند
سه نوع طرز فکر باعث چنین برداشتی شده است
١: نقد تلویزیونی : در این نوع نقد که از سوی کانال های صدا و سیما پخش میشود انگار از همان ابتدا معلوم است که منتقدین از قبل دست چین شده و بیل و کلنگ برداشته و آماده داغون کردن ساختار آن فیلم از طریق بی انگیزه و دلسرد کردن مخاطب هسنتد.
مهمترین استدلال اینها هم دو چیز است یکی اینکه این فیلم میخواهد سیاه نمایی کند و خوراک تبلیغاتی دست غرب و مخالفین نظام بدهد تا از طریق اعطای جوایز گوناگون به آن فیلم وجهه حکومت را خدشه دار کند دوم اینکه موضوع این فیلم ها فرسنگ ها از واقعیت های جامعه به دور است.
در مورد ایراد اول باید گفت که در سینمای ایران انواع گوناگون فیلم چه از طریق تلویزیون و چه سینمای خانگی و دست اندرکاران هنر سینما ساخته میشوند که جنبه های گوناگونی از زندگی را نشان میدهند. آنچه که محکوم به سیاه نمایی شده در اصل آن فیلم هایی است که واقعیتهای تلخ جامعه را نشان میدهد منتها در ایران همواره عادت بر این است که واقعیت ها و عیب ها را نبینند. همه عادت دارند از سعدي خوب شنوند ، از وحشی بافقی خوب بشنوند. آنها دوست ندارند بشنوند عرفا و ادبای آنها اشعاری داشته اند که سراسر حاوی الفاظ رکیک است نظیر خبیثات سعدی و هزل های وحشی بافقی و یا صوفیانی که در اصطلاح شاهد باز بوده و درگیر رابطه بین دو مرد بوده اند چنانکه در داستان محمود و ایاز شاهدیم .از سوی دیگر چنین برداشتی باعث سیاسی کردن فیلم و اتهام زنی های بی اساس به کارگردان می شود به گونه ای که خود این استدلال خوراک دست یک عده میدهد که اگر آن فیلم منظور خاصی هم نداشته باشد یک عده از صحنه های گوناگون آن فیلم نمادها و تمثیل هایی درست کرده و هر کدام را نشانه ای از نارضایتی و مخالفت با حکومت نشان دهند و در حالی که خود در یک مکان امن غیر قابل دسترس و پاسخگو به نهادهای داخلی هستند اینگونه برای عوامل فیلم دردسر درست کنند .
در مورد ایراد دوم هم باید گفت اتفاقاً این سینما نیست که موضوعات آن از واقعیت ها به دور است زیرا سینما برای جذب مخاطب ناگزیر لست واقعیت ها را بهتر بیان کند تا مخاطب بتواند با موضوع داستان ارتباط بگیرد و با آن همذات پنداری کند. این سریال ها و فیلم های صدا و سیما هسنتد که چنان از واقعیت ها به دور هستند که وقتی آنها را نگاه می کنید احساس می کنید چنین داستانی در ایران اتفاق نیوفتاده است
الیته متاسفانه هم تلویزیون و هم سینما در برخی از موارد بیش از حد دچار افراط شده و یکی بیش از حد سیاه نمایی و دیگری بیش ازحد سفید نمایی میکند .
2: نقد مقایسه های : دیدگاه دوم در مورد منتقدینی است که مدام فیلم های ایرانی را میخواهند با سینمای جهان بویژه سینمای غرب مقایسه کنند و جون آن را برابر با سینمای غرب نمی یابند با اکراه در صدد کوبیدن همه جانبه آن فیلم بر می آیند.استدلال دیگر آنها نیز این است که این فیلم ها پایان معینی ندارند و فیلمساز به بهانه پایان باز زحمت تکمیل فیلم را به خودش نداده و آن را به عهده مخاطب گذاشته است .
در مورد استدلال اول باید گفت که قرار نیست سینمای هیچ کشور دنباله روی سینمای کشور دیگری باشد. استدلال خیلی ها در قبل انقلاب در مورد فیلم فارسی و هندی این بود که از آنجایی که این فیلم ها تقلید از فیلم های روز جهان هستند و خودشان چیزی برای ارائه ندارند لذا فاقد ارزش هستند . علت برنده شدن فیلم های خوب ایرانی در سطح بین المللی هم این بوده که این فیلم ها تقلیدی از جایی نبوده اند و تنها در صدد بیان مسائل و مشکلات جامعه ایران بوده اند .
در مورد استدلال دوم باید گفت که اگر واقعاً هدف و قصد کارگردان پایان باز بوده باشد این ایراد به وی وارد است اما کیست که نداند در هنر و صنعت سینمای ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب به ندرت یک فیلم خوب میتوانید پیدا کنید که از تیغ ممیزی و سانسور نگذشته باشد به گونه ای که حتی کارگردان خود اذعان میکند یه خاطر همین ممیزی ها و توصیه ها یا ناگزیر شده بالکل پایان فیلم را عوض کند که این خود ضربه مهلکی به اصل فیلم زده و یا فیلم با یک پایان مبهم و ناقص تمام میشود .
3: نقد روشنفکر ماآبانه : عده ای آدم روشن فکر نما هستند که گمان می کنند اگر کل یک فیلم را بکوبند ژست روشن فکری به خود گرفته و تبدیل به یک منتقد روشنفکر طراز اول میشوند. تبعاً ابن افراد با این ژست های پوچ و توخالی بسیاری از اوقات سخنان بی سر و تهی نیز به زبان می رانند به عنوان مثال پرداختن به یک موضوع غیر تکراری که کارگردان توانسته باشد آن را به خوبی پردازش کند یک امتیاز ویژه و خوب برای یک فیلم به حساب میآید اما چنین منتقدی موضوع غیر تکراری را نشانه ضعف سناریوی فیلم در پیش برد داستان می داند .به همین اندازه غیر منطقی!
وقتی ما از نقد فیلم سخن می گوییم یعنی فیلم توسط کارشناسی نقد و بررسی شده و نکات مثبت و منفی فیلم به دقت و بدون جهت گیری خاص جناحی و سیاسی یا عقیدتی بیان شود در غیر این صورت اسم این نقد را نمیتوان گذاشت نقد مستقل .
اینکه یک فیلمی یک تنه با تحقیر و تمسخر کوبیده شود ابن نقد نیست. شما به چه حقی به خودتان اجازه میدهید تحت عنوان نقد فیلم کارگردان و بازیگران و سایر دست اندرکاران آن فیلم را تحقیر و تمسخر کنید؟
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .