باج خواهی عاطفیEmotional Blackmail

ترجمه گارگین فتائی

باج گیری عاطفی چیست؟

باج‌گیری عاطفی شکل قدرتمندی از دغل کاری manipulation است که در آن افراد نزدیک ما (چه به طور مستقیم یا غیرمستقیم) ما را تهدید می‌کنند که اگر آنچه را که می‌خواهند انجام ندهیم، ما را مجازات خواهند کرد. در قلب هر نوع باج‌گیری، یک تهدید اساسی وجود دارد که می‌تواند به روش‌های مختلف بیان شود: ااگه اون طوری که میخوام رفتار نکنی ، برات خیلی بد میشه .

یک باج‌گیر مجرم criminal blackmailer ممکن است تهدید کند که از اطلاعات گذشته یک فرد برای از بین بردن شهرت او استفاده می‌کند یا برای پنهان کردن یک راز درخواست پرداخت نقدی میکند . باج گیر عاطفی به خانه ات نزدیک تر است ( یعنی بیشتر از بقیه در مورد تو میداند ) . باج خواهان عاطفی می دانند که ما چقدر برای رابطه خود با آنها ارزش قائل هستیم. آنها نقاط ضعف ما را می دانند. اغلب آنها عمیق ترین رازهای ما را می دانند و برایشان مهم نیست که برایشان چقدر اهمیت داریم ، وقتی بترسند راهشان را نخواهند رفت، از این اطلاعات صمیمی و خوئمانی intimate knowledge برای تهدیدها علیه ما استفاده می کنند و ما با اطاعت کردن از آنها ، آنها را به نتیجه دلخواهشان می رسانیم .

باجگیران عاطفی وقتی بدانند که ما خواهان عشق کسی یا مورد تائید کسی هستیم ، ما را تهدید می کنند که آچنین عشقی را به ما نخواهند داد و یا آن را از ما خواهند گرفت یا به طور کلی از ما دور میشوند یا باعث می شوند احساس کنیم باید آن را خودمان به دست آوریم. برای مثال، اگر به خود می بالید که سخاوتمند و دلسوز هستید، اگر به خواسته های باج گیر تن ندهید، او ممکن است به شما برچسب خودخواه یا بی ملاحظه بزند،. اگر برای پول و امنیت ارزش قائل هستید، باج‌گیر ممکن است تهدید کند که آنها را از بین می‌برد و اگر باج‌گیر را باور داشته باشید ، در واقع به او اجازه میدهید تصمیمات و رفتار شما را کنترل کند و شما در بین قدم های بیشمار باجگیران و شرکا گیر می افتید .

باج خواهان عاطفی از باخت متنفرند. آنها معنی ضرب المثل "برنده شدن یا بازنده بودن مهم نیست، مهم این است که چگونه بازی می کنی It doesn't matter if you win or lose, it's how you play the game " را برعکس کرده و می گویند : " تا زمانی که نباختی مهم نیست چگونه بازی می کنی. It doesn't matter how you play the game as long as you do not lose " برای یک باج‌گیر عاطفی، حفظ اعتماد، احترام گذاشتن به احساسات، و منصف بودن مهم نیست. قوانین اساسی که اجازه دادن و گرفتن سالم چیزی را میدهند از پنجره به بیرون پرتاب میشوند .

در میان آنچه ما فکر می کردیم یک رابطه محکم است، انگار یکی فریاد می زد "هرکس برای خودش!" و شخص دیگر در حالی که گارد ما از کار افتاده بود، از ما سوء استفاده کرد.

از خود می پرسیم چرا برنده شدن برای باج گیران اینقدر مهم است؟ چرا با ما این کار را می کنند؟ چرا باید آنقدر راهشان را طی کنند که اگر طی نکنند ما را مجازات خواهند کردّ

باج خواهی دو مورد، نیاز دارد: باجخواهی معامله ای است که به پس از ، تغییر می آید. برای آنها تمرکز روی رفتار دیگران و فکر کردن به این که اگر آنها تغییر کنند اوضاع خوب خواهد شد، آسان است. تغییر باید با هدف باج گیری آغاز شود. تبعیت ما از باج گیر به او پاداش می‌دهد، و هر بار که به کسی برای یک اقدام خاص پاداش می‌دهیم، خواه آگاهانه متوجه کارمان بشویم یا ندانیم، به قوی‌ترین شرایط ممکن به او اطلاع می‌دهیم که می‌تواند آن کار را دوباره انجام دهد. بهایی که ما می پردازیم وقتی مکرراً تسلیم باج گیری عاطفی می شویم بسیار زیاد است. او ما را می خورد و پروار میشود تا زمانی که مهم ترین روابط ما و کل احساس عزت نفس self-respect ما را به خطر بیندازد.

بخش 1: درک معامله باج‌گیری

کاری که باج گیران عاطفی انجام می دهند

1: تهدید می کنند که اگر کاری را که آنها می خواهند انجام ندهید، کار را سخت خواهند کرد.

2: دائماً تهدید می کنند که اگر تسلیم نشوید، رابطه را قطع می کنند.

3: به طور مرتب احساسات و خواسته های شما را نادیده می گیرند یا آن را پائین می آورند .

4: به شما می گویند که اگر کاری را که آنها می خواهند انجام ندهید، غفلت می کنند، به خودشان صدمه می زنند یا افسرده می شوند.

5: اگر آنها تسلیم مشوید ، شما را تائید می کنند و وقتی شما را تائید نکنند ، از شما دور می شوند .

6: از پول به عنوان یک سلاح برای رسیدن به هدف خودشان استفاده می کنند .

مولفه های باج گیری عاطفی

این مولفه ها ممکن است مسائل متفاوتی باشد، اما تاکتیک ها و اقدامات، یکسان و قابل تشخیص خواهد بود.

1: تقاضا Demand باجگیر چیزی از قربانی می خواهد.

2: مقاومت Resistance قربانی از این وضع احساس راحتی نمی کند.

3: فشار Pressure که از سوی باجگیر برای تسلیم کردن مقاومتقربانی استفاده میشود .

4: تهدید Threat برای افزایش فشاراستفاده میشود .

5: انطباقCompliance شخص قربانی که مقاومت می کرد بر اثر تهدید و تن به خواسته باجگیر میدهد .

6: تکرار Repetition این الگو حداقل در موقعیت‌های دیگر تکرار می‌شود (فقط با نام دیگری)

نمونه هایی از باج گیری عاطفی

"اگه روزی ببینم که مرد دیگه ای بهت نگاه می کنه ، اونو می کشم."

"اگر برای همیشه از دوست داشتن من دست بکشی ، خودمو می کشم".

"من قبلاً در این مورد با دوستای خودم صحبت کردم و اونها هم میگن که تو غیر منطقی رفتار می کنی ."

"من به این تعطیلات میرم – یا با تو یا بدون تو."

«خانواده تو از من متنفرند. چطور می تونی بگی که منو دوست داری در حالی که همچنان با اونها دوست هستی؟"

"تو زندگی منو خراب کردی و حالا هم می‌خوای جلوی منو بگیری که برای مراقبت از خودم پول خرج نکنم."

"من پولوگرفتم چون تو همیشه خودت را تو اولویت قرار میدی و انگار به نیازهای من اهمیت نمیدی ."

چهار نوع باج گیر

1: تنبیه‌کنندگان Punishers ("اگر به سر کار برگردی، من تو رو ترک می‌کنم") به ما اطلاع می‌دهند که دقیقاً چه می‌خواهند، و آشکارترین مشخصه آن این است که اگر چیزی را که میخواهند به آنها ندهیم با عواقب آن مواجه خواهیم شد، آنها ممکن است خود را پرخاشگرانه aggressively نشان دهند یا ممکن است رفتار تنفر آمیز داشته باشند اما در هر صورت، عصبانیت همیشه مستقیماً متوجه ما می شود. هر چه این رابطه نزدیک تر باشد، خطرات بالاتری دارد و در برابر مجازات کنندگان آسیب پذیرتر می شویم. هر چه باج‌گیری شدیدتر باشد ، پیامدهای تهدیدآمیز تن ندادن به خواسته های وی می‌تواند نگران‌کننده باشد نظیر اینکه رها کردن، قطع ارتباط عاطفی، emotional cutoff برداشت پول یا سایر منابع. خشم انفجاری Explosive anger و در وحشتناک ترین حالت، تهدید به آسیب فیزیکی متوجه ما شود .

2: خود تنبیه کننده ها Self-punishers ("با من بحث نکن وگرنه مریض یا افسرده میشم ") تهدیدها را به سمت خودشان می چرخانند که در صورت عدم موفقیت با خودشان چه خواهند کرد. درام شدید، هیستری، و هوای بحرانی ( که البته توسط شما تشدید شده است) افراد خودتنبیه کننده را احاطه کرده است که اغلب بیش از حد نیازمند و وابسته هستند. آنها اغلب خود را با اطرافیان خود درگیر می کنند و با مسئولیت زندگی خود مبارزه می کنند. تهدید نهایی که خود تنبیه کنندگان می توانند ایجاد کنند در نهایت ترسناک است: ممکن است تهدید به خودکشی کنند .

3: رنج‌بران. Sufferers مقصر و گناه‌فروش guilt-peddlers با استعدادی هستند که ما را وادار می‌کنند بفهمیم چه می‌خواهند، و همیشه به این نتیجه می‌رسند که اطمینان از رسیدن به آن به عهده ماست. مبتلایان این موضع را اتخاذ می کنند که اگر احساس بدبختی، بیماری، ناخوشی یا بدشانسی می کنند، تنها یک راه حل وجود دارد: آنچه را که می خواهند به آنها بدهیم، حتی اگر به ما نگفته باشند که چیست. آن‌ها به شما اطلاع دادند که اگر کاری را که آن‌ها می‌خواهند انجام ندهید، رنج خواهند برد و این تقصیر شما خواهد بود. مبتلایان نگران این هستند که چقدر احساس وحشتناکی دارند و اغلب ناتوانی شما در خواندن ذهنشان را به عنوان دلیلی بر این تعبیر می کنند که شما به اندازه کافی به آنها اهمیت نمی دهید.

4: وسوسه گران Tantalizer ما را تحت یک سری آزمایش قرار می دهند و اگر ما فقط راه آنها را برویم ، آنها وعده چیز فوق العاده ای را به ما می دهند. آنها ظریف ترین باج گیران هستند. آنها ما را تشویق می‌کنند و قول عشق یا پول یا پیشرفت شغلی می‌دهند، و سپس به صراحت می‌گویند که تا زمانی که آن‌طور که آنها می‌خواهند رفتار نکنیم، جایزه را دریافت نمی‌کنیم. هر بسته‌ای که به طرز اغواکننده‌ای پیچیده شده است، دارای رشته‌ای است. بسیاری از وسوسه‌گران غرق در پیامدهای عاطفی ، قلعه‌هایی در هوای پر از عشق، پذیرش، صمیمیت خانوادگی و زخم‌های التیام یافته هستند. پذیرش این فانتزی غنی و بی عیب تنها به یک چیز نیاز دارد: تسلیم شدن در برابر آنچه وسوسه گر می خواهد.

هر نوع باج‌گیر با واژگان متفاوتی عمل می‌کند و هرکدام چرخش و رویکرد متفاوتی به خواسته‌ها، فشارها، تهدیدها و قضاوت‌های منفی که به باج‌گیری مربوط میشود ، دارند . هیچ مرز محکمی بین سبک های باج گیری وجود ندارد، زیرا می توان آنها را با هم ترکیب کرد.

احساسات دریافت شده توسط قربانیان باج گیری عاطفی

1: نسبت به خود احساس ناامنی، بی اهمیتی، بی ارزشی و به طور کلی احساس بد می کنند آنها به ایده ها و نیازهای خود شک دارند.

2: احساس انزوا می کنند.

3: ممکن است در نتیجه استرس، بیماری های جسمی مداوم داشته باشند.

ویژگی های قربانی و باج گیر عاطفی

الف: قربانی:

1: دائماً به دنبال تأیید است

2: تمام تلاش خود را برای دوری از عصبانیت و حفظ آرامش انجام می دهند

3: هر چیزی را که برای دیگران اتفاق می افتد به گردن می گیرد

4: دارای شفقت و همدلی است

5: تمایل به احساس ترحم یا تعهد دارد

6: معتقد است که باید تسلیم شود زیرا "کار درستی است"

7: بدون هیچ احساسی نسبت به ارزش، هوش یا توانایی های خود، نسبت به خود شک دارد

ب:باج گیر عاطفی:

1:ترس زیادی از رها شدن و محرومیت یا صدمه دیدن دارد.

2: احساس ناامیدی می کند.

3: نیاز به کنترل امور دارد.

4: ناامیدی مکرر را تجربه می کند.

5: خواسته های خود را به طور وارونه منطقی جلوه میدهد

6: خودش قبلاً باجگیری عاطفی را تجربه کرده است و می بیند که برای رسیدن به آنچه می خواهند این روش کار می کند.

مه کور کننده Blinding FOG

باج خواهان یک "مه FOG " غلیظ ایجاد می کنند که اقدامات آنها را پنهان می کند. روش مه FOG روشی کوتاه برای اشاره به ترس، تعهد و گناه است. باج گیران مه غرق کننده ای را وارد روابط خود می کنند، و به ما اطمینان میدهند که ما از عبور از آنها می ترسیم پس موظف هستیم به آنها راه بدهیم تا عبور کنند و اگر این کار را نکنیم گناهکار هستیم.

ترس، F-Word واقعی

ما از روی ترس اطلاعاتی به باجگیران میدهیم و آنها نیز آگاهانه یا ناآگاهانه از این اطلاعات برای رسیدن به هدف خود سواستفاده می کنند . ترس باج‌گیران از دست نیافتن به آنچه می‌خواهند به قدری شدید می‌شود که به شدت برنتیجه‌ای که می‌خواهند با جزییات عالی ببینند، متمرکز می‌شوند، اما نمی‌توانند به اندازه کافی چشم از هدف بردارند تا ببینند که اقدامات آنها چگونه بر ما تأثیر می‌گذارد. در آن مرحله، اطلاعاتی که آنها در طول رابطه در مورد ما جمع آوری کرده اند تبدیل به مهماتی می شود تا معامله ای را به سر منزل برساند که هر دو طرف بر اساس ترس در آن وارد میشوند . یکی از دردناک‌ترین بخش‌های باج‌گیری عاطفی این است که اعتماد بین دو طرف را از بین می برد .

تعهد:

غالباً تصورات ما در مورد وظیفه و تکلیف معقول است و پایه‌ای اخلاقی و نیک کردارانه برای زندگی ما تشکیل می‌دهد. گاهی اوقات اینها از تعادل خارج می شوند. باج خواهان همیشه احساس تعهد ما را امتحان می کنند. بی میلی به از هم پاشیدن خانواده،باعث میشود بسیاری از افراد به رابطه خود با وجود اینکه تیره شده ادامه دهند و آن را حفظ کنند . زمانی این احساس تعهد ما قویتر از احساس احترام و اهمیدت دادن به خود و مراقبت از خودمان باشد ، اکثر ما اوقات بسیار بدی را بین این دو حالت سپری می کنیم. باج گیران به سرعت یاد می گیرند که از آنها سوء استفاده کنند.

احساس گناه بخش مهمی از احساس مسئولیت پذیری است. این در شکل تحریف شده خود یک ابزار وجدان است که در صورتی که کاری مربوط به نقض قوانین اخلاقی شخصی یا اجتماعی خود انجام داده باشیم، باعث ناراحتی و سرزنش خودمان میشود . یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای باج‌گیران از طریق ایجاد احساس گناه ناشایسته، undeserved guilt استفاده از سرزنش است،آنها فعالانه هر ناراحتی یا مشکلی را که دارند از آن برای سرزنش کردن ما استفاده می کنند. هنگامی که باج گیران ببینند که استفاده از این روش می تواند به آنها خدمت کند، دیگر زمان برایشان بی ربط می شودو برای آنها هیچ محدودیتی بوجود نمی آورد .استفاده از این روش در واقع بمب نوترونی باج‌گیر است. این می تواند روابط را ثابت نگه دارد، اما اعتماد و صمیمیت را که باعث می شود ما بخواهیم با آنها باشیم را از بین می برد.

ابزارهایی که باج گیر عاطفی برای ایجاد مه استفاده می کند

1: معقول به نظر رسیدن خواسته ها.

2: ایجاد احساس خودخواهی در قربانی.

3: برچسب زدن با ویژگی ها و مفاهیم منفی.

4: آسیب زنی Pathologizing یا دیوانه سازی. crazy-making

6: درخواستی که نیاز به پاسخ فوری دارد.

6: متحد شدن با شخصی که دارای اقتدار یا نفوذ است، مانند والدین، فرزندان، متخصصان بهداشت روان، رهبران مذهبی و غیره.

7: مقایسه قربانی با فردی که قربانی او را دوست ندارد یا با او رقابت نمی کند.

یادگیری "محرک های" قربانی.

ارزیابی می کند که قبل از تسلیم شدن قربانی چقدر باید فشار وارد شود.

ابزارهای تجارت

ابزارهای ثابتی هستند که در سناریوهای بی‌پایان باج‌گیری عاطفی وجود دارند و همه باج‌گیران، صرف نظر از سبکشان، از یک یا چند مورد از آنها استفاده می‌کنند:

1: وسیله شلیک

باج گیران درگیری های ما با آنها را بازتابی از اینکه چقدر ما گمراه و بی اساس هستیم می بینند، در حالی که خود را عاقل و با نیت خوب توصیف می کنند. آنها به ما می گویند که باید برنده شوند زیرا نتیجه ای که می خواهند محبت آمیز تر، بازتر و بالغ تر است. هر گونه مقاومتی که از جانب ما صورت می‌گیرد به جایانکه آن را نشانه نیاز ما بدانند ا به عنوان دلیلی بر نقص ما تلقی می کنند . بسیاری از باج گیران علاوه بر بی اعتبار کردن تصورات قربانی خود ، با به چالش کشیدن شخصیت، انگیزه ها و ارزش ها، فشار را افزایش می دهند. ممکن است در هر رابطه‌ای با یک باج‌گیر به ما برچسب بی‌قلب، بی‌ارزش یا خودخواه بزنند، اما مقاومت در برابر این برچسب‌ها به‌ویژه زمانی سخت است که از جانب پدر و مادری باشد که می‌تواند اعتماد به نفس ما را سریع‌تر از دیگران از بین ببرد.

2: آسیب زنی

برخی از باج گیران به ما می گویند که ما فقط به این دلیل که بیمار یا دیوانه هستیم در برابر آنها مقاومت می کنیم. به این می گویند آسیب زنی. تجربه آسیب زنی می تواند ضربه ای ویرانگر به اعتماد به نفس و احساس ما باشد و بنابراین ابزاری سمی و مؤثر است.

آسیب زنی اغلب در روابط عاشقانه زمانی به وجود می آید که عدم تعادل بین خواسته ها، عشق بیشتر، زمان بیشتر، توجه بیشتر و تعهد بیشتر در صورت عدم وجود آن، توانایی ما برای دوست داشتن را زیر سوال می برد. مانند وسیله شللیک، آسیب زنی باعث می شود ما در مورد خاطرات، قضاوت، هوش و شخصیت خود مطمئن نباشیم. با آسیب زنی خطرات بیشتر می شود و می تواند ما را نسبت به سلامت عقل خودمان مردد کند .

3: به خدمت گرفتن متحدانEnlisting Allies

زمانی که تلاش‌های تک دستی single-handed برای باج‌گیری مؤثر باشد، باج‌گیران از نیروهای تقویتی (والدین، فرزندان، متخصصان سلامت روان، رهبران مذهبی و غیره) استفاده می‌کنند تا از خودشان دفاع کنند و ثابت کنند که حق با آنهاست. آنها ممکن است به مرجع بالاتری مانند کتاب مقدس مراجعه کنند.

4: مقایسه های منفی Negative comparisons

باج خواهان اغلب شخص ایده آل بی عیب و نقص دیگر را به عنوان الگو در برابر ما قرار میدهند ، که نسبت به آن حس کوچکی می کنیم . مقایسه های منفی باعث می شود که ما ناگهان احساس کمبود کرده و به صورت رقابتی واکنش نشان بدهیم .

دنیای درونی باج‌گیر

باج خواهان عاطفی از باخت متنفرند. باج گیران نمی توانند ناامیدی را تحمل کنند. برای باج‌گیر، ناامیدی با ترس عمیق و طنین‌انداز از دست دادن و محرومیت مرتبط است و آن‌ها آن را به عنوان هشداری تجربه می‌کنند که اگر اقدام فوری انجام ندهند، با عواقب غیرقابل تحملی مواجه خواهند شد. این اعتقادات ممکن است ریشه در سابقه طولانی احساس اضطراب و ناامنی داشته باشد. تکمیل و تقویت عوامل ژنتیکی احتمالی پیام‌های قدرتمندی از جانب مراقبان و جامعه ما در مورد اینکه چه کسی هستیم و قرار است چگونه رفتار کنیم میدهند . باج گیران بر این باورند که می توانند برخی از ناامیدی های گذشته را با تغییر واقعیت فعلی جبران کنند.

پتانسیل باج‌گیری در طول بحران‌هایی مانند جدایی یا طلاق، از دست دادن شغل، بیماری و بازنشستگی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد، که باعث تضعیف احساس باج‌گیران از خود به عنوان افراد ارزشمند می‌شود. اغلب افرادی که همه چیز داشته اند و بیش از حد مورد حمایت قرار گرفته اند، فرصت کمی برای ایجاد اعتماد به توانایی خود برای مقابله با هر نوع از دست دادن دارند. در اولین اشاره به اینکه ممکن است محروم شوند، وحشت می کنند و خود را با باج گیری حمایت می کنند.

معمولاً باج‌گیران کاملاً بر نیازها و خواسته‌های خود تمرکز می‌کنند. به نظر نمی رسد که آنها کمترین علاقه ای به نیازهای ما یا تأثیر فشار آنها بر ما داشته باشند . آن‌ها اغلب طوری رفتار می‌کنند که گویی هر اختلافی عامل ایجاد یا شکست رابطه است.

باج‌گیران اغلب با تاکتیک‌هایی برنده می‌شوند که شکاف غیرقابل حلی در رابطه ایجاد می‌کنند. با این حال، غالباً به نظر می‌رسد که پیروزی کوتاه‌مدت کافی است، گویی هیچ آینده‌ای در نظر گرفته نمیشود . اکثر باج گیران بر اساس ذهنیت « من می خواهم آنچه را که میخواهم و هر زمان که میخواهم » عمل می کنند. باج خواهان منطق یا توانایی برای پیش بینی عواقب اعمالشان را نمی بینند چون برای نگهداشتن و حفظ آنچه که دارند دچار اضطرار و هراس هستند . .

مهمترین چیزی که باید از گشت و گذار در روان یک باج گیر حذف کرد این است که باج گیر عاطفی گمان می کند همه چیز در مورد شماست و احساس می کند همه چیز به شما مربوط است، اما در بیشتر موارد اصلاً به شما مربوط نیست.بلکه از برخی مکان‌های نسبتاً ناامن درون باج‌گیر سرچشمه می‌گیرد و سعی می‌کند تثبیت کند. خیلی وقت ها بیشتر به گذشته مربوط می شود تا حال، و بیشتر به رفع نیازهای باج گیر مربوط می شود تا هر چیزی که باج گیر می گوید ما انجام دادیم یا انجام ندادیم .

باج گیری نمی تواند بدون مشارکت فعال هدف( منظور خود قربانی است ) کارساز باشد. هدف اجازه وقوع آن را می دهد. ممکن است از باج‌گیری آگاه باشید، اما احساس می‌کنید که نمی‌توانید در برابر آن مقاومت کنید، زیرا فشار باج‌گیر پاسخ‌های تقریباً برنامه‌ریزی‌شده‌ای را در شما ایجاد می‌کند و شما به طور خودکار یا تکانشی impulsively و عجولانه واکنش نشان می‌دهید.

باج خواهان ممکن است از نقاط حساس شما آگاه باشند. در مواجهه با مقاومت، ترس باج‌گیران از محرومیت به وجود می‌آید و از هر ذره اطلاعات برای اطمینان از برتری خود استفاده می‌کنند. ویژگی‌های حمایتی که ما را در برابر باج‌گیری عاطفی بی دفااع می‌کند عبارتند از:

1: نیاز بیش از حد به تایید.

2: ترس شدید از خشم.

3: نیاز به صلح به هر قیمتی.

4: تمایل به مسئولیت بیش از حد برای زندگی دیگران.

5: سطح بالایی از شک به خود

وقتی در تعادل باقی میمانید و با رفتارهای دیگر جایگزین می‌شوید، هیچ یک از این موارد شما را به وضعیت «هدف ترجیحی preferred target' » مورد نظر یک باج‌گیر عاطفی محکوم نمی‌کند. باج گیری عاطفی نیاز به آموزش و تمرین دارد. باج گیران عاطفی نشانه ها را از طریق پاسخ هایی که ما به آزمایش های آنها میدهیم دریافت می کنند و از کارهایی که ما انجام می دهیم و کارهایی که انجام نمی دهیم یاد می گیرند.

تاثیر باج خواهی

باج گیری عاطفی ممکن است تهدید کننده زندگی نباشد، اما صداقت Integrity ما را از بین می برد. صداقت جایی است که در آن ارزش‌ها و قطب‌نمای اخلاقی ما قرار دارد و روشن می‌کند که چه چیزی برای ما درست و نادرست است.

1: ما خودمان را ناامید می کنیم.

2: یک چرخه معیوب شکل می گیرد.

3: دلیل تراشی Rationalizing و توجیه justifying میکنیم .

4: ممکن است به دیگران خیانت کنیم تا باج گیر را آرام کنیم.

5: امنیت رابطه را از بین می بریم

• ممکن است سخاوت عاطفی emotional generosity را از بین برده و یا محدود کنیم.

تاثیر بر رفاه ما:

1: سلامت روان

2: درد جسمانی به عنوان یک هشدار

بخش دوم: تبدیل تفاهم به عمل

برای تغییر، باید بدانیم چه کاری باید انجام دهیم و سپس باید اقدام کنیم. اگر اکنون مایلید که دست به اقدام بزنید و اجازه دهید احساس اعتماد به نفس confidence و شایستگی competence ، شما را فرا گیرد، می توانید به باج گیری عاطفی پایان دهید.

آنچه برای توقف باج گیری عاطفی ضروری است

1: قربانی باید نگاه جدیدی به وضعیت خود بکند.

2: قربانی باید از احساسات خود جدا شود.

3: قربانی باید متوجه شود که مورد باج گیری قرار گرفته و شایسته نیست که باج گیر با وی چنین رفتاری داشته باشد.

4: قربانی باید خودش را متعهد کند که از خودش مراقبت کند و دیگر اجازه این رفتار توهین آمیز را ندهد.

5: قربانی باید ئرک کند که تقاضای باج گیری بر وی اعمال میشود و باعث ناراحتیش می شود.

6: قربانی باید معین کند که چرا از این تقاضا احساس ناراحتی می کند.

7: قربانی نباید تسلیم فشار برای تصمیم گیری فوری immediate decision شود .

8: قربانی باید حد و مرزهایی را تعیین کند تا بتواند برای بررسی موقعیت و همه گزینه های جایگزین برای تصمیم گیری وقت بگذاند.

9: قربانی باید ابتدا نیازهای خود را برای تغییر در این فرآیند در نظر بگیند.

چگونه به باج خواهان عاطفی پاسخ دهیم؟

در زیر چند روش خاص برای پاسخ به رایج ترین انواع پاسخ ها آورده شده است. به شدت تاکید میکنم که تمرین گفتن این جملات تا زمانی که برای شما طبیعی باشد بسیار مهم است. چگونه به پیش بینی ها و تهدیدات فاجعه آمیز طرف مقابل پاسخ دهیم. تنبیه کنندگان و خود تنبیه کنندگان ممکن است سعی کنند از طریق تهدید شما نسبت به عواقب منفی شدید کاری که تصمیم گرفته اید انجام دهید ، شما را تحت فشار قرار دهند تا تصمیم خود را تغییر دهید. هرگز آسان نیست که در برابر ترس از تحقق دیتهدیدات آنها مقاومت کنید، به خصوص وقتی موضوعی که آنها بر سرتان می کوبند این است که "اتفاقات بد رخ خواهد داد - و این تقصیر شما خواهد بود." با این وجود موضع خود را حفظ کنید.

جمله اول اگر آنها بگویند

جمله دوم شما بگوئید

اگه از من مراقبت نکنی، من تو بیمارستان/تو خیابان/می افتم و نمیتونم کار کنم.

به خودت مربوطه

هیچ وقت دیگه بچه هاتو نخواهی دید

امیدوارم این کر رو نکنی اما من تصمیم خودمو گرفتم

تو خانواده رو نابود خواهی کرد

میدونم الان خیلی عصبانی هستی وقتی فرصتی برای فکر کردن به این موضوع پیدا کردی ، شاید نظرتو عوض کنی .

تو دیگه بچه من نیستی

چرا وقتی کمتر ناراحت هستی، دوباره در مورد این موضوع صحبت نکنیم؟ تهدید و رنج و اشک دیگه کارساز نیست.

من تو رو از ارث محروم میکنم

متاسفم تو الان ناراحتی

من مریض میشم

تو حق داری اختیار و نظر خودتو داشته باشی

بدون تو نمیتونم ( برام سخته)

مظمئنم که از دید تو این طوریه

اذیتت میکنم

آره ممکنه بتونی

تو متاسف میشی

شاید تو درست میگی

باورم نمیشه انقدر خودخواه باشی این تو نیستی تو فقط به فکر خودتی تو هیچوقت به احساسات من فکر نمیکنی

باید بیشتر در این مورد فکر کنم

من واقعا فکر می کردم که تو با زنان/مردانی دیگه ای که من باهاشون بودم فرق می کنی . حدس میزنم اشتباه کردم

اگه مئام بهم توهین کنی به جایی نخواهیم رسید

احمقانه ترین حرفیه که تا به حال شنیدم

خیلی متاسفم تو ناراحتی

همه میدونند که بچه ها باید به پدر و مادرشون احترام بزارن

میدونستم از این بابت خوشحال نمیشی اما همینه که هست

چطور میتونی انقدر بی وفا باشی؟

اینجا چیز بدی وجود نداره ما فقط چیزهای متفاوتی میخوایم

تو فقط یک احمق هستی

من حاضر نیستم بیش از پنجاه درصد مسئولیت رو بر عهده بگیرم

چطور توانستی این کار را با من بکنی (بعد از تمام کارهایی که من برای تو کردم )؟

من می دونم که چقدر ناراحت / عصبانی / ناامید هستی، اما قابل مذاکره نیست.

چرا زندگی منو خراب میکنی؟

ما چیزها رو متفاوت می بینیم

چرا اینقدر لجباز و خودخواه هستید؟

من مطئنم که این دیدگاه تو هست

چه بلایی سرت اومده؟

متاسفم تو ناراحتی

مدیریت سکوت

اما در مورد کسی که ابراز خشم پنهانی می کند و با اخم و رنج باجگیری می کند و اینگونه چه می شود؟ وقتی آنها چیزی نمی گویند، چه می توانید بگویید یا چه کار کنید؟ برای بسیاری از قربانی ها ، این خشم خاموش بسیار دیوانه کننده و دیوانه کننده تر از یک حمله آشکار است. گاهی اوقات به نظر می رسد که هیچ چیز با این نوع باج گیرها کار نمی کند و گاهی اوقات هیچ چیزی جواب نمیدهد اما اگر به اصول ارتباط غیر دفاعی non-defensive communication پایبند باشید و از بایدها و نبایدهای زیر آگاه باشید، بیشترین موفقیت را خواهید داشت.

در برخورد با باج خواهان خاموش، این کارها را نکنید:

1: انتظار داشته باشید که آنها اولین گام را برای حل تعارض بردارند.

2: از آنها بخواهید تا به شما بگویند مشکل چیست.

3: تلاش مداوم برای پاسخ دهی آنها بکنید (که فقط باعث می شود آنها بیشتر عقب نشینی کنند).

4: انگیزه ها، شخصیت یا ناتوانی خودشان در مستقیم و سرراست بودن را نقد، تحلیل یا تفسیر کنند .

5: با کمال میل، سرزنش و انتقاد هر چیزی را که از آن ناراحت هستند بپذیرند تا روحیه آنها بهتر شود.

6: آنها اجازه تغییر داان موضوع را بدهند .

7: از تنش و جو اخم آلود مرعوب شوند.

8: اجازه دهید عجز و درماندگیتان ، شما را به تهدیدهایی وادار کند که واقعاً قصد انجامش را ندارید (مثلاً "اگر به من نگویید موضوع چیه ، دیگر هرگز با شما صحبت نخواهم کرد").

9: فرض را بر این بگذارید اگر در نهایت عذرخواهی کنند، هر تغییر قابل توجهی در رفتارشان به دنبال خواهد داشت.

10: انتظار تغییرات بزرگ شخصیتی را داشته باشید، حتی اگر تشخیص دهند که چه کاری انجام می دهند و مایلند روی آن کار کنند. به یاد داشته باشید: رفتار می تواند تغییر کند. اما سبک های شخصیتی Personality styles معمولا اینطور نیستند.

از تکنیک های زیر استفاده کنید:

1: به یاد داشته باشید که شما با افرادی سروکار دارید که احساس ناتوانی و عجز و بی کفایتی می کنند و از توانایی شما برای صدمه زدن یا رها خودشان آنها می ترسند.

2: زمانی که آنها قادر به شنیدن حرف های شما هستند با آنها مقابله کنید. نوشتن نامه را در نظر بگیرید. ممکن است برای آنها کمتر احساس خطر کند.

3: آنها اطمینان دهید که می توانند به شما بگویند از چه چیزی عصبانی هستند و شما بدون تلافی صدای آنها را خواهید شنید.

4: از درایت و دیپلماسی استفاده کنید. این به آن‌ها اطمینان می‌دهد که از آسیب‌پذیری‌های آن‌ها سوء استفاده نمی‌کنید و آنها را با سرزنش‌ها سرزنش نمی‌کنید.

5: چیزهای اطمینان‌بخشی مانند «می‌دانم که در حال حاضر عصبانی هستید، و به محض اینکه آماده صحبت کردن در مورد آن شدید، با شما در میان خواهم گذاشت» بگویید، سپس آنها را به حال خود رها کنید. اگر این کار را نکنید، فقط آنها را وادار خواهید کرد که بیشتر از شما برداشت کنند.

6: از اینکه به آنها بگویید رفتارشان برای شما ناراحت کننده است نترسید، بلکه با ابراز قدردانی شروع کنید. به عنوان مثال: "پدر، من واقعاً به شما اهمیت می دهم و فکر می کنم شما یکی از باهوش ترین افرادی هستید که می شناسم، اما واقعاً من را آزار می دهد وقتی هر بار که ما در مورد چیزی با هم اختلاف نظر داریم از حرف زدن خودداری می کنی این به به رابطه ما آسیب می زند، من را آزار می دهد و من تعجب می کنم که اگه شما در مورد آن با من صحبت کنید.

7: روی موضوعی که از آن ناراحت هستید تمرکز کنید .

9: انتظار داشته باشید وقتی شکایتی را ابراز می کنید مورد حمله قرار بگیرید زیرا آنها ادعای شما را به عنوان حمله ای به خودشان تلقی می کنند.

10: به آنها بگویید که می دانید عصبانی هستند و می خواهید در مورد آن چه کاری انجام دهید. به عنوان مثال: "متأسفم که ناراحت هستید زیرا من نمی خواهم افراد شما وقتی در شهر هستند با ما بمانند، اما مطمئناً حاضرم برای پیدا کردن یک هتل خوب برای آنها وقت بگذارم و شاید بخشی از تعطیلات آنها را خودم بپردازم ."

این واقعیت را بپذیرید که اگر نه در همه موارد،معذالک باید اولین حرکت را خودتان انجام دهید.

بگذارید بعضی چیزها خراب شود ( نادیده گرفته شود و مسامحه شود )

این تکنیک‌ها تنها تکنیک‌هایی هستند که فرصتی برای قطع الگوی معمول یک باج‌گیر خاموش و عصبانی را به ما میدهند ، چرخه‌ای که می‌گوید: «ببین چقدر ناراحتم، و این همه تقصیر توست. حالا بفهم که چه اشتباهی کردی و چکار کردی .حالا تو جبران خواهی کرد." می‌دانم که این حرف چقدر خشمگین‌کننده است و می‌خواهید طرف مقابل را خفه کنید، ، اما این تنها راه برای ایجاد فضایی است که اجازه می‌دهد تغییر رخ دهد. سخت‌ترین کار شما این است که غیرتدافعی nondefensive بمانید و فرد کاملاً عصبانی را متقاعد کنید که وقتی تمام عمرش را صرف عقیده برعکس و ضدیت با همه کرده است طبیعی است که عصبانی باقی خواهد ماند .

این بازبینی بر اساس کتاب: "باج گیری عاطفی Emotional Blackmail " نوشته دکتر سوزان فوروارد by Susan Forward ، یک سخنران ونویسنده و تراپیست تحسین شده بین المللی است .