فروش عشق

گارگین فتائی

 

عشقت را چجند می فروشی ؟

تو می گویی

دوران عشق لیلی و مجنونی گذشت

اکنون من عشقم ررا مبادله می کنم

یک معاملهء پرسود

در ازای رفاه و ثروت

در ازای کفش و لباس

در ازای خانه ای مجلل و ماشینی گران قیمت

اما باز جای شکرش باقی است

که نسل تو نسل خوبی است

زیرا هنوز عشق را ارزان نمی فروشد

من از نسل آینده می ترسم

که عشق را بسته بندی کرده

و در سوپرمارکتها

همچون بیسکویت و پفک

خواهد فروخت !