سوز دل
سوز دل
گارگین فتائی
اگر که دل هوس کند گناه من چیست
چو یار بر دلم نشد نگار من کیست
چه مشکل است اگر که دل بسوزد از عشق
ولی ببیندش که یار و همدمی نیست
بسی بکرده زندگی بدون یک یار
دلی که با دلی نشد چه سود کان زیست
چه ارزد آن که عشق را سوا ز خلقت
فقط به عشق ، زندگی به نیک نامیست
شراب شاعرانه کی کند تو را مست
فقط به شوق عشق ، بر شراب ، جامیست
بگو چرا محبتی کنند بر هم
جز اینکه دل به عشق کس عزیز و حامیست
ز دل ببستنم به کس چنان پرنده
از این زمین بر آسمان ، فراز گامیست
چه شوق می دهد به دل ، نگار جستن
که عشق ، مایهء سرور و شادکامیست
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط گارگین فتائی
|
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .