یوحنای زرین دهان John Chrysostom

در هر آئین و مذهبی ، افرادی بوده اند که در غنی تر کردن و بسط مفاهیم فرهنگی  آن آئین نقش موثر و بسزائی داشته و آثار پرارزش و به یاد ماندنی از خود به یادگار گذاشته اند . صرف نظر از تمایزات و اختلافات دینی ، وجود چنین افرادی باعث حجیم تر شدن صفحات معنوی جهان شده و بدین طریق گامی بیشتر به سوی روحانیت و معنویت برداشته می شود .

یوحنای زرین دهان به ارمنی معادل هُوْهانِس وُسکه بِران  Հովհաննես Ոսկէ  բերան  و با تلفظ انگلیسی Hovhannes Voske beranهم از نمونه های بارز این افراد است که همانند سایر افراد روحانی و برحستهء مسیحی به درجه و عنوان قدیسی رسید . او که زندگی بسیار ساده و زاهدانه داشت از واعظین و خطیبان ماهر و برجستهء زمان خود بود به گونه ای که هنوز هم نوشته های وی در انسان اثر می گذارد به همین خاطر به لغب زرین دهان نائل آمد  .

او نیز مورد بغض و غضب بدخواهان و دشمنان خود قرار گرفته و مدتی را در ارمنستان به تبعید گذرانید . یوحنای زرین دهان در کلیسای ارتودکس و کلیسای حواری ارمنی دارای مقام قدیسی و از افراد قابل احترام بوده و روز خاصی به وی اختصتص داده شده است . در کلیسای کاتولیک از او به عنوان دکتر الهیات یاد می شود و در کلیساهای غرب نیز البته به میزان کمتری از اشخاص برجسته محسوب است .

در زیر ترجمه ای از شرح حال وی از سوی اینجانب جهت افزایش اطلاعات خوانندگان ارائه شده است .

 

 

یوحنای زرین دهان John Chrysostom

ترجمه از گارگین فتائی

 

یوحنای زرین دهان ، اسقف قسطنطنیه و از پدران مهم کلیسای اولیه بود . او به خاطر شیوایی در موعظه و سخنرانیهای عمومیش و شکایت از سوء استفاده ها از هر دو مقام رهبران کلیسایی و سیاسی ، آئین های الهی و احساسات زاهدانه اش  معروف است . بعد از مرگش ( و یا بر طبق برخی از منابع در طی زندگیش ) به او نام خانوادگی کریسستوموس  chrysostomos  به معنای زرین دهان اعطا گردید که به انگلیسی از آن به عنوان کریسستوم Chrysostom  یاد         می شود .

کلیساهای کاتولیک شرقی و ارتودکس ،  او را به عنوان یک قدیس تلقی نموده و وی را در میان سه اسقف بزرگ مقدس به همراه باسیل بزرگ Basil the Great و گریگوری نازیانزوس Gregory Nazianzus به شمار می آورند . او از سوی کلیسای ارتودکس شرقی و کلیسای کاتولیک به عنوان یک قدیس و به عنوان یک دکتر کلیسا مورد شناسایی قرار گرفته است . کلیساهای سنتی غربی شامل کلیسای کاتولیک رمی ، برخی از کلیساهای انگلیکان و بخشهایی از کلیسای لوتری او را در زمره سیزدهم سپتامبر به یاد می آورند[1] . برخی از لوتریها و برخی انگلیکانها او را در جشن سنتی شرقی روز 27 ژانویه به خاطر می آورند . کلیسای قبطی مصری اسکندریه [2] نیز او را به عنوان قدیس می شناسد.

یوحنای زرین دهان در مسیحیت عمدتاً به عنوان یک موعظه گر ، الهی دان و عالم در آئین نماز بویژه در کلیسای ارتودکس شرقی شناخته می شود . او همچنین در تخریب نمادها و اماکن پرستش بت پرستان نظیر تخریب معبد آرتمیز در اِفِسوس the temple of Artemis at Ephesu  فعال بود[3] .

 

 

کتاب شناسی

 

زندگی اولیه و آموزش

او در 349 در انطاکیه متولد شد . محققین گوناگون مادرش را مسیحی و یا بت پرست و پدرش را از افسران نظامی بلندپایه تفسیر می کنند . پدرش کمی پس از تولد او مرد و مادرش او را بزرگ نمود . او در 368 یا 373 میلادی تعمید یافته و به عنوان خواننده کوچک کلیسا خدمت نمود بر اثر روابط نفوذی مادرش در شهر یوحنا تحت تعلیم معلم لیبانیوس کافر pagan teacher Libanius قرار گرفت . بر اثر تعالیم لیبانیوس ، یوحنا مهارتهایی را در فن بیان و عشق به زبان و ادبیات یونانی را کسب نمود ولی همچنان که بزرگ تر می شد خود را عمیق تر وقف مسیحیت نموده و برای مطالعهء الهیات تحت تعلیم دیادورهء طرسوسی Diodore of Tarsus به مدرسهء انطاکیه رفت . او در نهایت ریاضت زندگی نموده و در حدود 375 میلادی به زاهدی تبدیل شد . او دو سال متوالی را ایستاده گذرانده و به ندرت می خوابید و وقت خود را صرف حفظ کتاب مقدس نمود[4] . در نتیجهء این تمرینات معده و کلیه هایش آسیب دائمی دیده و وضعیت بد مزاجی  ، او را وادار به بازگشت به انطاکیه نمود .

 

 

روحانیت و خدمت در انطاکیه

او بوسیله سنت ملتیوس اهل انطاکیه Saint Meletius of Antioch در 381 میلادی دست گذاری[5] شد . او در 386 میلادی از سوی اسقف فلاوین اول انطاکیه ای Bishop Flavian I of Antioch  به عنوان یک شیخ کلیسا ( کشیش ) دست گذاری شد . بعد از مدت دوازده سال او فصاحت بیان نزد عوام و بویژه بیان هوشمندانهء قطعات کتاب مقدس و تعالیم اخلاقی را به دست آورد . اکثر کارهای با ارزش او در این دوره خطابه هایی در مورد کتب گوناگون کتاب مقدس می باشند . او بر اعانات خیرخواتانه تاکید نموده و مواعظ او در مورد احتیاجات دنیوی و روحانی فغرا بود . او سخنان رسایی نیز در مورد سوء استفاده از ثروت و مال شخصی ایراد نمود .

درک سر راست مفاهیم کتاب مقدس در مقایسه با گرایش اسکندرانی در جهت تفسیر مجازی به این معنی بود که موضوعات سخنانش عملی و توضیح دهندهء نیاز کتاب مقدس در زندگی روزانه بود . چنین مواعظ صریحی کمک کرد تا حمایت انبوه عمومی را به دست آورد  . او همچنین یک سری بیمارستان را برای مواظبت از فغرا در قسطنطنیه تاسیس نمود .

حادثه ای که در طی خدمتش در انطاکیه رخ داد نفوذ مواعظش را آشکار می سازد . وقتی یوحنای زرین دهان به انطاکیه رسید اسقف شهر با امپراطور تئودوسیوس اول Theodosius I به نیابت از طرف شهروندانی که به ساخت مجسمه های ناقصی از امپراطور و خانواده اش ادامه می دادند در میان می گذاشت که در طی هفته های پرهیز [6] در 387 یوحنای زرین دهان 21 موعظه ای را که از مردم درخواست کرده بود که خطاها و اشتباهات خود را ببینند ایراد کرد. این خطابه ها اثر پایداری بر جمعیت عمومی شهر گذاشت و در نتیجهء این مواعظ ، تعدادی از بت پرستان به مسیحیت گرویدند و نیز در نتیجهء این مواعظ انتقام تئودوسیوس آن حدی سخت گیرانه نشد که می بایست می شد .

 

 

اسقف قسطنطنیه

در سال 398 میلادی یوحنا در برابر خواستش ( وصیتش ) مورد درخواست ( ادعا) در احراز پست اسقفی قسطنطنیه بود . او از روی دلسوزی اظهار داشت که پروتوکل دادگاه عالی می بایست دسترسی به حقوق بزرگ تری را از بزرگ ترین امور دولتی به او واگزار می نمود . در زمان تصدی مقام اسقفی او به طور مداوم از رفتن به مهمانیها و گردهماییهای اجتماعی که او را با عموم محشور می ساخت و نیز با خواص ثروتمند و روحانی امتناع می نمود و اصلاحات روحانیتی وی خوشایند این گروه نیز نبود . او گفت که دیدار از موعظه کنندگان محلی برای بازگشت به کلیسا بدین معناست که خدمت بدون هیچ گونه قدرتی باشد . در سال 401 میلادی او به رهبری گروهی سرانجام معبد آرتمیس در اِفِسوس را تخریب نمود .

دوران او در قسطنطنیه پرآشوب تر از دوران او  در انطاکیه بود . پاتریارک اسکندریه خواست قسطنطنیه را زیر سلطهء خود درآورد و به یوحنا انتصاب در قسطنطنیه را پیشنهاد کرد . در جهت ضدیت با تعالیم اوریجن[7] Origen او یوحنا را به جانبداری از تعالیم آن الهی دان متهم کرد . تئوفیلوس Theophilus چهار دیر مصری را ( که به برادران بلندقد the tall brothers معروف بودند) برای تعالیم اوریجن ترتیب داده بود . آنها به آنجا فرار کرده و مورد خوش آمد گویی یوحنا قرار گرفتند . او دشمن دیگری نیز در آلیا ایندوکسیا Aelia Eudoxia داشت و آن همسر امپراطور شرقی آرکادیوس بود که تظاهر ( و شاید توجیه ) می کرد که به گونهء افراطی نسبت به لباس زنانهء وی بدگویی کرده بود.  

بنا به روایتی یوحنا هنگامی که علیه او  در اوج قدرتش اظهار جرمی می شد بی باک و بدون مبادی آداب می شد . به زودی  از سوی اودوکسیا Eudoxia و  تئوفیلوس و سایر دشمنانش بر علیه وی پیمانی منعقد شد . آنها در سال 403 در جهت وارد کردن اتهام به یوحنا در خصوص رابطه اش با اوریجن شورایی ترتیب دادند ( شورای اوک the Synod of the Oak ) که نتیجهء آن عزل و تبعید وی بود . او تغریباً بلافاصله مجدداً از سوی آرکادیوس Arcadius تحت تاثیر همهمهء مردم فراخوانده شد . همچنین در شب دستگیری او زلزله ای رخ داد که اودوکسیا آن را نشانهء خشم خداوند و برانگیختن تقاضای آرکادیوس در تثبیت مقام یوحنا تلقی نمود . زمان صلح کوتاه بود و مجسمه ای نقره ای از اودوکسیا در اوگوستایون  Augustaion  نزدیک کلیسای جامعش بر پا شد . یوحنا جشن تخصیص و فداکاری the dedication ceremonies را بر علیه آن اظهار نمود و او با صراحت لهجه علیه اودوکسیا سخن راند " هرودیاس دوباره دیوانه شد یوحنا برای اودوکسیس ایجاد دردسر کرده بود بنابراین دوباره رقصید و دوباره در ازای اتهامی سر یوحنا را خواست " این اشاره ای در حول محور حوادث زمان مرگ یوحنای تعمید دهنده است یک بار دیگر و این دفعه به ارمنستان  تبعید شد .

 

مرگ و تشریع

پاپ اینوسنت اول Pope Innocent I  از او در این تبعید حمایت نمود اما کارساز واقع نشد . پاپ نماینده ای برای میانجیگری از طرف یوحنا در سال 405 فرستاد که تحت رهبری گودنتیوس برسیایی Gaudentius of Brescia گوندتیوس Gaudentius و همراهانش و دو اسقف  بود و مشکلات زیادی پیش رویشان قرار داشت که هرگز به هدف خود در داخل قسطنطنیه نرسیدند .

یوحنا نامه هایی را می نگاشت که هنوز در قسطنطنیه نفوذ زیادی داشتند که درنتیجه آن او به نقطهء دورتری یعنی به پیتیونت Pitiunt در گرجستان ، جایی که مدفن او زیارتگاه زوار است تبعید گشت .  او هرگز به این مقصد نرسید زیرا در حین سفر جان سپرد . آخرین کلماتی که بر زبان آورد اینها بود

 " جلال بر نام خداوند برای همهء امور"

یوحنای زرین دهان بلافاصله پس از مرگش به عنوان قدیس مورد تکریم قرار گرفت . شاگرد او یعنی پروکلوس قدیس Saint Proclus که پاتریارک قسطنطنیه (434-447)  نیز بود . در طی خدماتش در کلیسای ایا صوفیه خطابهء ستایشگرانه ای را نسبت به وی ایراد نمود . او گفت « ای یوحنا زندگیت پر از غم و غصه اما مرگت افتخارآمیز بود مدفنت مقدس و تو را پاداشی عظیم است بوسیلهء فیض و رحمت سرورمان عیسای مسیح بر حدود زمان و مکان غلبه یافتی بر فضای غلبه یافته عشق ورزیدی و حافظهء فراموش نشدنی ، محدودیتها را از بین برد و  زمان نیز معجزه های آن قدیس را پشت سر نگذاشت  » این خطابه به تنویر افکار عمومی کمک کرده و پاتریارک اجازهء بازگرداندن جسد یوحنای زرین دهان به قسطنطنیه را از امپراطور وقتی که آنها آن را در کلیسای حواریون مقدس تقدیس می نمودند  دریافت نمود .

کلیسای ارتودکس شرقی از او به عنوان معلم بزرگ جهانی به همراه باسیل بزرگ و گریگوری الهی دان Gregory the Theologian  یاد می کند . این سه قدیس علاوه بر اینکه در طی سال برای خود دارای روزهای جشن فردی هستند با هم نیز دارای جشنی در سی ام ژانویه هستند که Synaxis of the Three Hierarchsنامیده می شود .

چندین جشن وجود دارد که به یوحنای زرین دهان اختصاص داده شده است

 

27 ژانویه روز بازگرداندن جسد یوحنای زرین دهان از کومانا به قسطنطنیه

27 January, Translation of the relics of St John Chrysostom from Comana to Constantinople

 

30 ژانویه جشن سه روحانی بزرگ

30 January, Synaxis of the Three Great Hierarchs

 

14 ژانویه مرگ یوحنای زرین دهان

14 September, Repose of St John Chrysostom

 

13 نوامبر تعیین یوحنای زرین دهان به عنوان اسقف قسطنطنیه

13 November, St John Chrysostom the Archbishop of Constantinople

 

نوشته ها

 

1: مواعظ و خطابه ها

یوحنای زرین دهان به عنوان " بزرگ ترین موعظه گر در کلیسای اولیه" معروف است . مواعظ یوحنا یکی از بزرگ ترین میراث پایدار محسوب می شوند . آثار خطابه ای موجود وی زیاد بوده و شامل صدها خطابهء تفسیری هم در خصوص عهد جدید ( بویژه کتابهای پولس رسول) و هم در خصوص عهد عتیق ( بویژه کتاب پیدایش ) است . از میان آثار تفسیری موجود ، شصت و شش خطابه برای کتاب پیدایش ، پنجاه و نه خطابه برای کتاب مزامیر ، نود خطابه برای انجیل متی ، هشتاد و هشت خطابه برای انجیل یوحنا و پنجاه و پنج خطابه برای کتاب اعمال رسولان می باشد .

خطابه های او از سوی شنوندگان ثبت و ضبط گردیده و متعاقباً دست به دست گشت و این آشکار کنندهء روشی است که منجر به درک مستقیم و عظیم شخصی می شود.  اما تابع معانی عرفی زمان و مکان خود نیز بودند . در کل الهیات خطابه ای وی بیشتر  مشخصهء مکتب انطاکیه ( یعنی آنچه که بیشتر در رخدادهای کتاب مقدس ، تحت اللفظی است) را ظاهر می سازد اما او به میزان وسیعی نیز از تفسیر مجازی بیشتر در ارتباط و همزمان با مکتب اسکندریه استفاده می کند .

دنیای مذهبی و اجتماعی یوحنا بر اساس تداوم و فراگیری حضور الحاد در زندگی شهری شکل گرفته بود . یکی از موضوعاتی که مرتباً مطرح می ساخت بت پرستی در فرهنگ قسطنطنیه بود و او در خطابه هایش بر علیه گمراهیهای بت پرستی عمومی در تئاتر ، مسابقات اسب دوانی و عیاشی های دوران تعطیلات سخن می راند . بویژه او مسیحیت را به خاطر شرکت در چنین فعالیتهایی نقد می نمود .

خطابه های یوحنا در رسالات پولس به طور خطی و طولی پیش می رود و به صورت قاعده مند و متودیک ، متون را به صورت آیه به آیه تفسیر کرده و اغلب حاوی جزئیات عظیمی است . او درگیر فهماندن افراد غیر روحانی بود و اغلب از تمثیلات و قیاسهای رنگارنگی استفاده می کرد. برخی اوقات نیز او به وضوح تفسیر مداوم در جهت قصد نشان دادن باریک بینیهای الهیاتی ناشی از سوء تعبیر بدعت آمیز یا اثبات حضور عمیق تری در آنها را ارائه می دهد  .

یکی از جنبه های تکرار شوندهء خطابه های یوحنا تاکید وی در حمایت از نیاز و احتیاج است . انعکاس سخنانش را می توان در انجیل متی یافت . او افراد ثروتمند را به ترک ماده گرایی در جهت حمایت از کمک به فغرا فرا می خواند و اغلب از تمامی مهارت های فن بیان خود در جهت شرمسار کردن افراد ثروتمند در ترک مصارف آشکار و بی رویه استفاده می نمود .

 

2: رسالات مقالات

گذشته از خطابه ها ، تعدادی از رسالاتش نیز دارای نفوذ عمیقی بوده اند یکی از این کارها از رسالات اولیهء یوحنا بر علیه آنهایی است که با زندگی رهبانی مخالفت می کنند و زمانی نگاشته شد که وی از شماسان کلیسا بود ( قبل از سال 386) که در آن به والدین بت پرست و مسیحی فرمان می دهد که کسوت رهبانیت پیشه کنند . این کتاب حملات تندی بر ارزشهای طبقهء مرفه شهری انطاکیه است که از سوی شخصی نگاشته شده که خود عضوی از آن طبقهء مرفه بوده است . زرین دهان همچنین نگاشت که قبلاً در انطاکیه فرستادن پسران برای تعلیم نزد راهبین مرسوم بوده است . دیگر رسالات مهمی که از سوی یوحنای زرین دهان نگاشته شده شامل این موارد است

در خصوص مقام کشیشی  On the Priesthood  ( یکی از کارهای اولیهء اوست)

آموزش اصول اساسی مسیحیت Instructions to Catechumens

در خصوص غیرقابل فهم بودن ماهیت طلاق

On the Incomprehensibility of the Divine Nature

علاوه بر این او مجموعه ای از نامه ها خطاب به خواهر روحانی الیمپیاس Olympias  نوشت که هفده تا از آنها موجود است .

 

موعظه در مورد یهودیان و مسیحیان یهودی شده

در طی دو سالی که وی به عنوان شیخ در انطاکیه (386-387) بود وی یهودیان و مسیحیان یهودی شده را در طی مجموعه ای از خطابه های هشت تایی که آن را به مسیحیانی داد که در جماعتی از جشنواره های یهودی و سایر مراسم یهودیان شرکت کرده بودند تقبیح نمود .  این نیز مورد بحث است که آیا هدف اصلی صریحاً در کل یهودیان بودند یا خیر؟  مواعظ وی صراحتاً از لحاظ عرفی در شکل بیانی ناسازگار به کار گرفته شد به گونه ای که برای منتقدین ناشناس بود.

یکی از اهداف این خطابه ها جلوگیری از شرکت مسیحیان در مراسم یهودی بود و بنابراین از فرسایشی که در جامعهء مسیحی مشاهده می شد جلوگیری نمود . در خطابه هایش یوحنا از آن دسته از مسیحیان یهودی شده  انتقاد می کرد که در جشنهای یهودی و در سایر مراسم یهودی  شرکت می نمودند نظیر مراسم سَبَت یا شتنبه ، پذیرش رسم ختنه و زیارت اماکن مقدسهء یهودی . یوحنا ادعا می کرد که در روزهای شنبه و جشن های یهودی ، کنیسه ها پر می شد از مسیحیان و بویژه زنانی که به مراسم و تشریفات یهودی عشق ورزیده و از شنیدن صدای شیپورها در جشن روش هشانا[8] Rosh Hashanah و تحسین موعظه گران مشهور مطابق با رسوم زمان خود لذت می بردند . یک نظریه متاخرتر می گوید که او در عوض ، مسیحیان یهودی را که قرنها ارتباط بین یهودیت و مسیحیت را حفظ کرده بودند  وادار می کرد که بین مسیحیت و یهودیت یکی را انتخاب کنند .

در زبان یونانی این خطابه ها Kata Ioudaiōn نامیده می شوند که در لاتین به

 Adversus Judaeos ترجمه می شود که به معنای « خطابه ها بر علیه یهودیان » است ویراستار اصلی این خطابه ها که راهبی بندیکتی به نام Bernard de Montfaucon بود این عنوان را به این خطابه ها داد " خطابه ای بر علیه یهودیان " اما این خطابه ها بر علیه آنانی ایراد می شد که یهودی شده و مراسم یهودیان را با آنها نگه می داشتند .

 

آداب مذهبی

گذشته از مواعظ ، میراث دیرپای یوحنای زرین دهان در آداب مسیحیت است و بویژه دو تا از نوشته هایش قابل ملاحظه می باشند . او به زندگی عبادی کلیسا از طریق اصلاح دعاها و عناوین مناجات نامه ها یا جشن عشاء ربانی مقدس سر و سامان بخشید . در این روز کلیساهای ارتودکس شرقی و کاتولیک شرقی بیزانس نوعاً فرمان می دهند که جشن آئین الهی یوحنای زرین دهان قدیس به عنوان آئین معمولی عشاء ربانی باشد گر چه ارتباط دقیقش با آن یک موضوع بحث برانگیز در بین پژوهشگران باقی می ماند . اینها همان کلیساهایی هستند که خطابه های سوال و جوابی خود را در هر عید پاک و بزرگ ترین جشن سال کلیسا می خوانند .

 

میراث و نفوذ

در طی زمانی که روحانیون شهر به خاطر روش زندگی برتر خود مورد انتقاد قرار می گرفتند یوحنا تصمیم گرفت تا روحانیون شهر قسطنطنیه را اصلاح کند.  این تلاشها با مقاومت هایی روبرو شده و موفقیت های محدودی حاصل آورد . او یک واعظ سطح عالی بود که خطابه ها و نوشته هایش هنوز مطالعه شده و مورد نقل قول قرار می گیرند . به عنوان یک الهی دان او در مسیحیت شرقی شخصیتی بسیار مهم بوده و به حضور مهم خود در این کلیسا ادامه می دهد و به عنوان برجسته ترین دکتر کلیسای یونانی در نظر گرفته می شود اما در مسیحیت غربی اهمیت کمتری داشته است . نوشته های او بسیار بیشتر از سایر پدران یونانی باقی مانده اند . او روند زمان خود برای تمثیل در عوض صحبت آشکار و به کارگیری قطعات و درسهای کتاب مقدس برای زندگانی روزانه را رد کرد . تبعید وی رقابت بین کنستانتینوپل و اسکندریه را برای شناسایی برتری حوزهء شرق یا غرب نشان داد و برتری پاپ مورد سوال باقی ماند .

 

نفوذ در کاتشیزم [9] Catechism    کلیسا و روحانیت کاتولیک

نفوذ یوحنا در تعالیم کلیسا سراسر با کاتشیزم جاری کلیسای کاتولیک ( اصلاح شده در 1992) در هم تنیده است . این پرسش نامه مذهبی ، او را در بخش هجدهم بویژه انعکاس آن در هدف دعا و معنی دعای الهی  ذکر می کند .

" در نظر بگیرید که او ( عیسی مسیح) چگونه ما را در فروتن بودن تعلیم می دهد از طریق وادار کردن ما به دیدن اینکه پرهیزگاری ما به اعمالمان وابسته نیست بلکه به فیضی که از بالا می آید او به همهء ایمان داران فرمان می دهد که به صورت جهانی و برای کل جهان دعا بخوانند برای اینکه او نگفت تو انجام خواهی شد در من بلکه در زمین در کل جهان طوری که ممکن است خطا از آن دور شود حقیقت در آن ریشه دواند "

روحانوین مسیحی نظیر آر اس استور R.S. Storr او را یکی از فصیح ترین واعظینی دئر نظر گرفته است که از زمان حواریون همیشه مطالبی از حقیقت و عشق الهی را برای مردم ارائه داده اند و در قرن نوزدهم جان هنری نیومن         John Henry Newman او را شخصی درخشان ، بشاش ، مهربان و خوشرو و دارای قلبی پراحساس توصیف نموده است .

 

موسیقی و ادبیات

میراث علم العبادی یوحنا الهام بخش  چندین اثر موسیقی بوده است که بویژه اثر قابل توجهی از آن  " مناجات یوحنای زرین دهان اپوس 31" است که در سال 1910 ساخته شد . یکی از دو کار کرال بزرگ پیتر ایلیچ چایکوفسکی مناجات یوحنای زرین دهان اپوس 41 و دیگری اثر آهنگساز اوکراینی به نام کریلو استشنکو Cyril Stetsenko به نام مناجات یوحنای زرین دهان و مناجات آروو پارت Arvo Pärt's Litany است که هفت جمله از دعاهای مناجات الهی یوحنای زرین دهان را برای کُر و ارکستر تنظیم نموده است .

یک اثر قابل ملاحظه نیز " مناجات یوحنای زرین دهان قدیس " است که از سوی آهنگساز صرب استیون یوان موکرانایاک Svetog Jovana Zlatoustog  ساخته شده است .

نوول جیمز جویس James Joyce  به نام اولیس  Ulysses  کاراکتری به نام مولیگان Mulligan   را در بر می گیرد که زرین دهان دیگری را به ذهن تداعی می کند زیرا دندانهای طلایی و روانی زبانش به او عنوانی را داد که موعظهء یوحنای زرین دهان قدیس برایش کسب کرد یعنی زرین دهان . همچنین زرین دهان به استیفان که نابغه ای مستقل و تبعید شده بود اطلاق می شود .

 

داستان توبهء یوحنای زرین دهان

داستانی کنجکاوانه که در کلیسای شرقی جاری است و در قرن شانزدهم در اروپا گسترش یافت   و مرتبط با این است که وقتی یوحنای زرین دهان در صحرا یک زاهد گوشه نشین بود از سوی شاهزاده خانمی سلطنتی به کمک فرا خوانده شده بود . قدیس در ابتدا گمان کرد که او یک شیطان بود به همین خاطر در ابتدا از کمک به او خودداری نمود اما پرنسس ، او را متقاعد نمود که یک مسیحی بوده و اگر او اجازه ندهد که به غارش داخل شود  از سوی جانوران وحشی بلعیده خواهد شد  بنابراین قدیس به آن شاهزاده خانم البته با احتیاط و به صورت جداگانه اجازهء ورود به غارش را داد .

علیرغم این احتیاط ، گناهی ارتکاب یافته بود و در تصمیم به پنهان سازی آن ، قدیس با ناراحتی پرنسس را گرفته و او را به پرتگاه انداخت و سپس برای آمرزش گناهش به رم رفت که مورد امتناع واقع شد . برای درک ماهیت ترسناک جرائمش ، زرین دهان قسم یاد کرد که تا کفارهء گناهانش را ندهد از روی زمین برنخیزد و سالها او مثل یک چهارپا زندگی می کرد ، چهار دست و پا می خزید و از علف ها و گیاهان وحشی تغذیه می نمود . متعاقباً پرنسس مجدداً زنده ظاهر شد و به شکل معجزه آسایی اعلام شد که گناهان قدیس  بخشیده شده اند .

صحنهء اخر برای بازیگران و هنرمندان در اوائل قرن شانزدهم به عنوان موضوعی بسیار محبوب تلقی می شد . این صحنه از سوی بزرگانی چون آلبرخت دورر Albrecht Durer هانس سبالد بهام Hans Sebald Beham و لوکاس کراناچ Lucas Cranach نمایش داده شد .

 

آثار

یوحنای زرین دهان در سال 407 در شهر کومانا در مسیرش به سمت مکان تبعید درگذشت . جسد  او تا سال 438 در آن جا باقی ماند تا اینکه سی سال بعد از مرگش در طی سلطنت پسر امپراطریس اودوکسیا Eudoxia یعنی امپراطور تئودوسیوس دوم Theodosius II (408-450) تحت راهنمائیهای شاگرد یوحنا یعنی سنت پروکلوس  St. Proclus  که در آن زمان (434-447)  اسقف قسطنطنیه شده بود به قسطنطنیه انتقال یافت .

 

جسد

قسمتهای عمدهء جسد وی در 1204 از قسطنطنیه از سوی صلیبیون به تاراج رفت اما برخی از استخوانهایش  در 27 نوامبر 2004 از سوی پاپ ژان پل دوم به کلیسای ارتودکس برگردانده شد . آنها هم اکنون در کلیسای سنت جورج St. George در استانبول قرار داده شده اند .

ولیکن جمجمهء سر یوحنای قدیس در دیر واتوپدی Vatopedi Monastery در کوه آتوس  Athos  در یونان شمالی نگه داشته می شود و در میان جسدی که از سوی صلیبیون در قرن سیزدهم حمل شد وجود نداشت . در سال 1655 به درخواست تزار آلکسی میخائلویچ  Tsar Alexei Mikhailovich این جمجمه به ازای پرداخت 2000 روبل از آن دیر به روسیه منتقل شد . در 1693 تزار درخواستی از دیر وانوپدی مبنی بر برگرداندن جمجمهء یوحنای قدیس دریافت نمود ولی تزار پتر کبیر دستور داد که جمجمه در روسیه باقی بماند اما هر چهار سال به آن دیر 500 روبل پرداخت شود . دولت روسیه اسناد این پرداخت ها را تا 1733 بایگانی نمود .

این جمجمه در کاخ کرملین مسکو در کلیسای جامع مریم مقدس [10] نگهداری می شد تا اینکه در 1920 از سوی شورویها ضبط شده و در موزهء Silver Antiquitiesنگهداری شد . در سال 1988 در ارتباط با هزارمین جشن پذیرش مسیحیت در روسیه سر وی به همراه سایر اجزاء مهم بدن وی به کلیسای ارتودکس روسیه برگردانده شده و در کلیسای جامع ظهور Epiphany Cathedral نگهداری شد تا اینکه بعد از بازگشائی مجدد کلیسای مسیح نجات دهنده [11] به این کلیسا انتقال یافت

ولیکن امروزه دیر واتوپدی مدعی مالکیت جمجمه سر این قدیس است و از سوی زواری که به این دیر می آیند نوعی ستایش نسبت به این جمجمه ابراز می گردد.

دست راست یوحنای زرین دهان قدیس در کوه آتوس نگاهداری می شود و تعدادی از قطعات کوچک تر بدن وی نیز در سراسر جهان پراکنده است .

 

مجموعهء کارها

چاپهای مورد استفادهء عمده از آثار زرین دهان به یونانی ، لاتین ، انگلیسی و فرانسه موجود است . چاپ یونانی بوسیله سر هنری ساویله Sir Henry Savile ( در هشت مجلد 1613) موجود است . کامل ترین چاپ یونانی ولاتین از کارهای او از سوی برنارد دو مونت فوکوم Bernard de Montfaucon ( در سیزده مجلد چاپ پاریس در سالهای 1718–38 و تجدید چاپشان در سالهای 1834-40 ) موجود است . یک ترجمهء انگلیسی از اولین مجموعه ها از پدران نیقیه و بعد از نیقیه Nicene and Post-Nicene Fathers ( لندن و نیویورگ 1889–90)  موجود است . منتخبی از نوشته هایش در زمان متاخرتر و  در اصل با ترجمهء فرانسوی در منابع Chrétiennes موجود است .

 

زیرنویس

1:سیزدهم س`تامبر روزی است که یاد این شخصیت برجسته در این کلیساها گرامی داشته می شود .

2: به مسیحیان مصر که تعدادشان بیش از شش میلیون نفر است Coptic  و در فارسی معادل قبطی گویند . این مسیحیان از شاخهء ارتودکس و البته از مسیحیان قدیمی بوده و گفته می شود که زبان عبادیشان در کلیسا ریشه در زبان مصر باستان دارد .

3: به نظر می رسد که تخریب اماکن باستانی و تاریخی تحت هر عنوان و بهانه ای کار درستی نباشد .

4: این عمل یعنی ایستاده ماندن و حفظ کتاب مقدس ، تعهدی بود که یوحنای زرین دهان در برابر خدا کرده بود . بنا بر گفته اسقف اعظم ارامنهء تهران مرحوم آرداک مانوکیان در کتاب شوقاردزاک Շողարձակ  به انگلیسی Shoghardzak به معنای نور افشان  در کلیسای حواری ارمنی و کلیسای ارتودکس به طور اخص و در مسیحیت به طور اعم  ، شخص به ادای نذر ملزم نیست ولی اگر تصمیم به ادای نذر و تعهدی گرفت چون طرف وی خداوند است لذا آن تعهد و نذر را باید تا پایان کار انجام دهد .

5: دست گذاری که به ارمنی معادل دزرنادروم ձեռնադրում تلفظ انگلیسی آن Dzernadrum  است یکی از هفت آئین اصلی کلیسا است و در این مراسم با انجام عمل دست گزاری فرد روحانی ارشد بر داوطلب ، فرد داوطلب ، دارای یکی از مقام های رسمی کلیسا  می گردد البته این مقام ها دارای درجه بندی بوده و صعود از مقام پائین تر به مقام بالاتر هم مستلزم عمل دست گذاری است .

6: ایام پرهیز هفت هفته مانده به عید پاک است که در این ایام ، مسیحیان البته به صورت اختیاری و داوطلبانه روزه گرفته و از خوردن گوشت پرهیز می کنند .

7: اوریجن (به یونانی: ριγένης) یا اوریجن آدامانتیوس (پیرامون ۱۸۵-۲۵۴ میلادی) از دانشوران و الهیات‌شناسان آغازین مسیحی و جزو پدران بزرگ اولیه کلیسای مسیحی بود. او از تبار مصری بود و در اسکندریه تدریس می‌کرد.

8: روش هشانا یا روش‌هشنه (عبری: ראש השנה به معنای سرِ سال یا رأس‌السنه)، در روز اول و دوم ماه عبری تیشری واقع می‌شود و عیدی است که نمود شروع سال یهودی است.[نیازمند منبع]

این عید بنا به معانی مختلفی که به آن داده شده به نامهای روز داوری یا روز یادبود یا روز نواختن شوفار نیز معروف است.

یوم تروآ: روز نواختن شوفار

تورات روش هشانا را با این نام معرفی می‌کند و آن را روز نخست از ماه هفتم تقویم توراتی می‌داند.[نیازمند منبع] نواختن شوفار امروزه هم مهم‌ترین مشخصه روش هشانا به شمار می‌رود.

یوم هادین: روز داوری

در این روز سرنوشت هر شخص تا پایان سال تعیین می‌شود.[نیازمند منبع]

یوم هزیکارون: روز یادبود

یادآوری نواختن شوفار و نیز کسانی که درگذشته‌اند و همچنین روز آفرینش جهان و آدم

عید سال نو ابتدای ده روز توبه به شمار می‌آید.[نیازمند منبع] بنا به روایات یهودی این عید روز آفرینش حضرت آدم را خاطر نشان می‌کند[نیازمند منبع]، که در آن تقدیر هر موجودی در سال جدید تعیین می‌شود.

9: کاتشیزم نظریه ای مورد استفاده در تعالیم دینی مسیحیان از زمان عهد جدید تا کنون بوده است . روش آنها اغلب به صورت سوال و طلب جواب برای سوال است و در واقع روش سوال و جواب در شکل آموزشی کنونی ریشه در روش کاتشیزم مسیحی دارد .

10: the Cathedral of the Dormition of the Mother of God

11 :  the Cathedral of Christ the Saviour

 

 

منابع

1: en.wikipedia.org/wiki/John_Chrysostom

2:Allen, Pauline and Mayer, Wendy (2000). John Chrysostom. Routledge. ISBN 0-415-18252-2

3:Attwater, Donald (1960). St. John Chrysostom: Pastor and Preacher. London: Catholic Book Club.

4: Blamires, Harry (1996). The New Bloomsday Book: A Guide Through Ulysses. London: Routledge. ISBN 0-15-3858-.

5:Brändle, R., V. Jegher-Bucher, and Johannes Chrysostomus (1995). Acht Reden gegen Juden (Bibliothek der griechischen Literatur 41), Stuttgart: Hiersemann.

6:Brustein, William I. (2003). Roots of Hate: Anti-Semitism in Europe before the Holocaust. Cambridge University Press. ISBN 0-521-77308-3

7:Carter, Robert (1962). "The Chronology of St. John Chrysostom's Early Life." Traditio 18:357–64.

8:Chrysostom, John (1979). Discourses Against Judaizing Christians, trans. Paul W. Harkins. The Fathers of the Church; v. 68. Washington: Catholic University of America Press.

9:Dumortier, Jean (1951). "La valeur historique du dialogue de Palladius et la chronologie de saint Jean Chrysostome." Mélanges de science religieuse, 8, 51–56.

10:Hartney, Aideen (2004). John Chrysostom and the Transformation of the City. London: Duckworth. ISBN 0520047575.

11:Joyce, James (1961). Ulysses. New York: The Modern Library.

12:Kelly, John Norman Davidson (1995). Golden Mouth: The Story of John Chrysostom-Ascetic, Preacher, Bishop. Ithica, New York: Cornell University Press. ISBN 0801431891.

13: Laqueur, Walter (2006). The Changing Face of Antisemitism: From Ancient Times To The Present Day. Oxford University Press. ISBN 0-19-530429-2.

14: Liebeschuetz, J.H.W.G. (1990) Barbarians and Bishops: Army, Church and State in the Age of Arcadius and Chrysostom. Oxford: Clarendon Press. ISBN 0198148860.

15: Lewy, Yohanan [Hans] (1997). "John Chrysostom". Encyclopaedia Judaica (CD-ROM Edition Version 1.0). Ed. Cecil Roth. Keter Publishing House. ISBN 965-07-0665-8.

 16: Meeks, Wayne A., and Robert L. Wilken (1978). Jews and Christians in Antioch in the First Four Centuries of the Common Era (The Society of Biblical Literature, Number 13). Missoula: Scholars Press. ISBN 0-89130-229-8.

17: Palladius, Bishop of Aspuna. Palladius on the Life And Times of St. John Chrysostom, transl. and edited by Robert T. Meyer. New York: Newman Press, 1985. ISBN 0809103583.

18: Parks, James (1969). Prelude to Dialogue. London.

19: Parry, David; David Melling (editors) (2001). The Blackwell Dictionary of Eastern Christianity. Oxford: Blackwell. ISBN 0631189661.

20: Pradels, W. (2002). "Lesbos Cod. Gr. 27 : The Tale of a Discovery", Zeitschrift für Antikes Christentum 6, pp. 81–89.

21: Pradels, W., R. Brändle, and M. Heimgartner (2001). "Das bisher vermisste Textstück in Johannes Chrysostomus, Adversus Judaeos, Oratio 2", Zeitschrift für Antikes Christentum 5, pp. 23–49.

22: Pradels, W., R. Brändle, and M. Heimgartner (2002). "The sequence and dating of the series of John Chrysostom's eight discourses Adversus Judaeos", Zeitschrift für Antikes Christentum 6, 90-116.

23: Schaff, Philip, and Henry Wace (eds.) (1890). Socrates, Sozomenus: Church Histories (A Select Library of Nicene and post-Nicene Fathers of the Christian Church, second series, vol. II). New York: The Christian Literature Company.

24: Stark, Rodney (1997). The Rise of Christianity. How the Obscure, Marginal Jesus Movement Became the Dominant Religious Force in the Western World in a Few Centuries. Princeton University Press.

25: Stephens, W.R.W. (1883). Saint John Chrysostom, His Life and Times. London: John Murray.

26: Stow, Kenneth (2006). Jewish Dogs, An Imagine and Its Interpreters: Continiuity in the Catholic-Jewish Encounter. Stanford: Stanford University Press. ISBN 0-8047-5281-8.

■27: Wilken, Robert Louis (1983). John Chrysostom and the Jews: Rhetoric and Reality in the Late Fourth Century. Berkeley: University of California Press.

28:Willey, John H. (1906). Chrysostom: The Orator. Cincinnati: Jennings and Graham.

29: Woods, Thomas (2005). How the Catholic Church Built Western Civilization. Washington, D.C.: Regenery. ISBN 0-89526-038-7

 

.