روز مهندس و پدر جوشکارم
روز مهندس و پدر جوشکارم
گارگین فتائی
.
جا داره به مناسبت روز مهندس چند کلمه ای از خاطرات خودم بنویسم
همان طور که می دونید ارامنه در صنعت و فن معروف هستند .البته اونها دو دسته هستند یکی اقشار دانشگاهی و صاحب مشاغل و کارفرمایان و هنرمندان و دسته دوم هم کارگران هستند . من در محله ارمنی نشین نارمک در شرق تهران در یک جامعه وخانواده کارگری متولد شدم . اکثر اهالی محله ما کارگر و صنعتگر و اهل فن بودند .
پدر من یک جوشکار و اسکلت ساز ساختمان بود البته هنوز هم هست اما دیگه کار نمی کنه و بازنشسته شده . اون خودش هم کارگر بود از نه سالگی کار کرده تا اینکه سرکارگر شده . من یادمه همیشه چند تا کارگر از قبلش نون می خوردند و انباری خانه ما پربود از وسایل جوشکاری مثل دستگاه جوش و تیفور و دستگاه سنگ و ژنراتور و اکسیژن و الکترود .
چون کار پدرم اسکلت سازی تیراهن و جوشکاری ساختمان بود تبعاً بیشترین ارتباط رو از بین مشاغل ساختمانی با مهندس و معمار و مهندس ناظر داشت و همیشه مهندس ها با پدرم وقتی قرار بود بنای ساختمانی رو شروع کنند همکاری می کردند .
پدرم که رشته مهندسی یا معماری نخونده بود و یک سرکارگر بود اما مهندسین بواسطه کارش همیشه برای اینکه کار رو شروع کنند یک نسخه از نقشه رو به پدرم می دادند تا از روی اون و بر اساس اون اسکلت ساختمون رو بنا کنه . خودشون توضیحاتی می دادند اما پدرم که بارها این نقشه ها رو دیده و خونده بود دیگه به خیلی از اصطلاحات نقشه کشی آگاه بود و خیلی وقتها مهندسین نیازی نمی دیدیند که همه چی رو براش توضیح بدند .
پئرم حد اقل دویست بنا و ساختمان رو در نقاط مختلف ایران ساخته .
ارامنه خودشون دارای یک تشکلی به نام جامعه مهندسین ارمنی هستند که مقر آن رو به روی کلیسای نادری در خیابان نادری تهران هست .
پدرم بر اثر سالها کار ( حدود شصت سال کار کرده ) تجارب زیادی پیدا کرده بود و اینو مهندسین قدیمی که با آهنگرها و چوشکاران سالها کار کرده بودند خوب می دونستند اما خیلی وقتها مهندس یک ساختمون یک مهندس تازه کار بود که چند سالی بیشتر نبود که مهندس شده بود و یا تازه مدرک مهندسی خودش و مجوز های لازم رو گرفته بود و تجربه زیادی نداشت . من یادمه که اینها با ژست خاصی که نوعی غرور رو نشون میداد و میخواستند بگند که خیلی حالیشون هست و قدیمیتر ها چیزی بارشون نیست چون خودشون به روز تر و آکادمیک تر درسش رو خوندن می اودمدند و به پدرم با حالت دتسوری می گفتند که باید چکار کنه . پدرم بهشون میگفت این روشی که شما میگی کار نمی کنه و ایراد داره درست در نمیاد و طرف با حالت عصبانیت و خشم میگفت یعنی من که در دنیای تکنولوژی واینترنت کنونی درسش رو خوندم نمی فهمم اون وقت تو که تو عهد بوق کار کردی چیزی حالیته ؟ پدرم بهشون می گفت جوجه مهندس و هر طوری اونها می خواستند عمل می کرد تا نشون بده حرف کی درسته . چندین بار یادمه که اینها به شدت گند زده بودند و اومده بودن سراغ پدرم خوهش و التماس که بیا اینو درستش کن وگر نه صاحب ملک و فلان کس پدرشون رو در میاره .
البته من به خاطر کم بینایی مادرزادی و فقدان رنگدانه در بدن که باعث شده رنگ پوست و موهام به طور مادرزادی سفید باشه نمیتونستم کار جوشکاری ساختمون بکنم چون بدنم به شدت نسبت به نور آفتاب خساس هست و اینها هم ساعتها زیر نور آفتاب کار می کردند اما هر چی از دستم بر می اومد از رفتن به بازار برای خریدن الکترود گرفته تا سایر کارهایی که نیاز به ماندن مدت زیادی زیر آفتاب و چشم زیاد نداشت رو انجام میدادم .
بارها می دیدم که بعد از ساعت ها کار کردن زیر آتفاب با حالت خسته و تشنه به خونه می اومد و هر روز قطره چکان اشک به خاطر اینکه جوش کاری زیاد و مفرط چشم هاشو زده بود روی اشکهاش می ریخت و با وجود اینکه از ماسک ویژه هم استفاده می کرد هر روز جشم هاش درد می کرد .
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .