Cure / treat / heal / recover

 

کلمه " treat " برای دادن کمک پزشکی  به  کار میرود که تاثیراتی بر  کمک به یک شخص بیمار  یا  آسیب دیده در بهتر شدنش   میگزارد

 

دکتر با آنتی بیوتیک  به درما ن آن دختر کمک کرد

The doctor treated the girl with antibiotics.

 

کلمه " Heal" نوعا برای  جراحات و زخمها ( نه بیماریها ) وقتی که آن جراحت به طور طبیعی از طریق روند خود بدن بهتر میشود به کار میرود

 

آن فقط یک بریدگی کوچک بود ، در طی یک یا دو روز خوب میشد (  التیام  می یافت  )

It was just a minor cut, it healed in a day or two.

 

کلمه " Cure" نوعاً برای بیماریها وقتی که دارو به طور کامل بیماری را رفع می کند و سلامتی بیمار را بر می گرداند به کار میرود و می تواند هم به صورت اسم و هم به صورت فعل بیاید

 

آنتیبیوتیک ها می توانند عفونت های کوچک را به طور کامل مداوا  کنند

Antibiotics can cure minor infections.

 

دکترها  گفتند که سرطان او بعد از چندین هفته شمیمی درمانی به طور کامل مداوا  شد

The doctors said her cancer was cured after many weeks of chemotherapy.

 

دانشمندان هنوز درمان قطعی ایدز را پیدا نکرده اند

Scientists have not yet found a cure for AIDS.

 

کلمه " recover " روند استراحت بیمار و برگشتن وی به سلامت کامل را بعد از بیماری یا جراجت یا عمل جراحی توصیف می کند

 

بهبودی  او یک ماه بعد از جراحاتش  طول کشید ، او در یک تصادف رانندگی مجروح شد

It took him a month to recover from the injuries he suffered in the car crash.

 

من واقعاً بد جوری سرما خورده ام من امروز بعد از کار برای بهبودی  در خانه خواهم ماند

I have a really bad cold and I'm staying home from work today to recover.

 

او برای برداشتن سنگ کلیه اش یک هفته در بخش بازیابی بیمارستان صرف کرد

She spent a week in the hospital recovering from her kidney transplant.