بر سر چوبهء صلیب مسیح چه آمد ؟

نوشتهء اسقف اعظم فقید آرداک مانوکیان

ترجمه از گارگین فتائی

 

قبل از مصلوب شدن مسیح ، افرادی که دارای جرائم سنگین بودند کیفر خود را بر روی صلیب تحمل می کردند . صلیب ، وسیله ای برای به دار آویختن محکومین به مرگ در آن روزها بود . در نزد یهودیان ، محکومین به مرگ به درخت نیز آویخته می شدند . در سفر تثنیه از تورات آمده است که هر کس محکوم به مرگ است باید از درخت آویزان شود و بدن او  باید در شب نماند و همان روز باید دفن گردد زیرا شخص آویخته شده مورد لعن خداوند است . بعداً همان رفتار را در مورد مصلوبین اعمال نمودند زیرا آنها نیز ملعون بوده و بر چوبهء صلیب آویخته می شدند . مصلوب کردن در نزد رومیان بسیار مرسوم بود . صلیب نشانهء رنج بود و به همین دلیل مسیح به شاگردان خود می گوید

هر کس می خواهد با من بیاید صلیب خود را بر دوش کشیده و از من پیروی کند.

بعد از مصلوب شدن مسیح ، صلیب مفهوم خود را تغییر داد و تبدیل به نماد  مسیحیت شد . به بیان پولس رسول  صلیب به عنوان نماد شجاعت و حکمت و تعمید و نیز نماد تصلیب مسیح شناخته می شود .

کلیساها دارای انواع گوناگونی از صلیب ها هستند و کلیسای ارمنی نیز نوع خاصی از صلیب را ابداع کرده است که بر روی چلیپا سنگها آشکار است . بنابر این انواع گوناگون صلیب وجود دارد که می تواند مبحث جداگانه ای برای تحقیق باشد .

نماد صلیب در کلیساها گسترش فراوان یافت و انواع گوناگونی از صلیب ها پدید‌اآمدند . صلیب های بزرگ و کوچکی در کلیساها در مراسم و مناسبت های گوناگون کاربرد دارند و در سال به چندین مناسبت از صلیب یاد می شود .

در مورد چوبهء صلیب مسیح باید گفت که بعد از عروج مسیح ، جلجتا که محل مصلوب شدن مسیح بود به منطقه ای فراموش شده تبدیل شده و به ذهن کسی  نرسید که به تحقیق در مورد چوبهَء صلیب مسیح بپردازد و در این مورد در اناجیل چیزی نوشته نشده است و پولس رسول نیز تنها در مورد مفهوم صلیب صحبت می کند .

در سال 313 میلادی که مسیحیت تبدیل به دین رسمی و دولتی امپراطوری رم شد بیت المقئدس اهمیت بیشتر یافته و تبدیل به زیارتگاه می شود . در سال 327 میلادی هلنا مادر قیصر کنستانتینوس به زیارت بیت المقدس می رود و در آنجا به تحقیق در مورد چوبهء صلیب مسیح می پردازد . او به اتفاق عده ای بر فراز کوه جلجتا که تبدیل به زباله دانی شده بود رفته و آنجا را از زباله ها پاک می کنند و سه صلیب پیدا می کنند . بر طبق روایات آن صلیب ها را بر روی جسد یک نوجوان مرده می گذارند . وقتی نوجوان زنده می شود آن گاه معلوم می شود که کدام یک از آنها چوبهء صلیب مسیح بوده است .

بدین ترتیب از طریق هلنا مادر قیصر کنستانتینوس چوبهء صلیب مسیح پیدا می شود و بر روی قبر مسیح کلیسای عروج ساخته می شود .

در مورد چوبه صلیب مسیح به واقعه ای مربوط به قرن هفتم میلادی بر می خوریم . در سال 610 میلادی خسرو پرویز دوم پادشاه ایران بیت المقدس را فتح می کند و در این نبرد پنجاه هزار نفر کشته شده و سی هزار نفر به اسارت برده می شوند و چوبهء صلیب مسیح نیز به دست خسرو پرویز می افتد .

قیصر هراکلیوس  برای بازپس گیری چوبهء صلیب مسیح با ایران وارد نبرد می شود که در سپاه وی از بخش یونانی ارمنستان تحت قلمرو رم تعدادی افراد نظامی به رهبری مژژ گنونی Mjej Gnuni  نیز مشارکت داشتند . در این نبرد قیصر رم پیروز شده و معاهدهء صلحی منعقد می شود که یکی از مفاد آن بازگرداندن چوبهء صلیب مسیح بود .

در ابتدا هراکلیوس این چوبه را در کنستانتینوپل دریافت نموده و سپس آن را به بیت المقدس انتقال می دهد . در بیت المقدس به این مناسبت جشن بزرگی بر پا می شود و برای پایدار ماندن این .واقعه در اذهان جشنی به نام خاچ واراتس khachverats  به معنای جشن اعادهء صلیب ایجاد می گردد . این جشن در یک شنبهء واقع بین یازدهم تا هفدهم سبتامبر برگزار می گردد .

بعد از این وضعیت چوبهء صلیب مسیح بر ما معلوم نیست ولی بر طبق روایات آن چوبه به تکه های کوچک تری تقسیم شده و بین کلیساها پخش می گردد . امروز در کلیساها صلیبهایی یافت می شود که در ساخت آنها تکه ای از چوبهء صلیب مسیح به کار رفته است . در کلیسای ارمنی نیز بویژه در استانبول صلیبهایی حاوی تکهء کوچکی از چوبهء صلیب مسیح وجود دارد . کلیساهای یونانی و لاتین نیز تکه هایی از این چوبه را دارا می باشند و در همه جا برای صلیب هایی که در ساخت آنها از تکه ای از چوبهء صلیب مسیح استفاده شده است ارج و احترام فراوان قائلند .

بنابراین با تلاشهای هلنا مادر قیصر کنسیتانتینوس چوبهء صلیب مسیح یافت می شود و در بیت المقدس می ماند پس از آن به تکه های کوچک تر تقسیم شده و بین کلیساهای گوناگون پخش می گردد ولی معلوم نیست در چه سالی این تقسیم صورت گرفته است .

 

منبع  کتاب ارمنی زبان شوقاردزاک Շողարձակ  به معنای نورافشان در دو مجلد نوشته اسقف اعظم آرداک مانوکیان  - انتشارات شورای خلیفه گری ارامنهء تهران – سال 2009 جلد دوم