درباره کتاب بخشنده

جمع آوری از گارگین فتائی

.

 

نویسنده(گان)

لوییس لوری

هنرمند روی جلد

کلیف نیلسن

کشور

ایالات متحده

زبان

انگلیسی

گونه(ها)

علمی تخیلی نرم, ادبیات پادآرمان‌شهری, علوم اجتماعی

ناشر

هیوتون مافلین

تاریخ انتشار

۱۹۹۳

شابک

ISBN 0-553-57133-8 (paperback edition) Invalid ISBN

کتابخانه کنگره

PZ7.L9673 Gi 1993

پس از آن

گدرینگ بلو

 

بخشنده رمانی پادآرمان‌شهری برای کودکان اثر لوییس لوری است. این کتاب در جامعه‌ای که در ابتدا به عنوان جامعه‌ای آرمانشهری ارائه می‌شود و تدریجاً بیشتر و بیشتر پادآرمانشهری به نظر می‌رسد می‌گذرد. رمان پسری به نام جوناس را در دوازدهمین سال زندگیش پی می‌گیرد. جامعه درد و نزاع را با تبدیل به «همسانی» محو کرده است، برنامه‌ای که عمق احساسی را از زندگی‌ها زدوده است.

با وجود مناقشه و انتقاد که موضوع محتوای کتاب برای بچه‌ها نامناسب است، بخشنده برنده مدال نیوبری ۱۰۰۴شد و بیش از ۵٫۳میلیون نسخه فروش کرد.

 

 

 

 

 

لوییس لوری

 نام اصلی

لوییس آن همرسبرگ

زادروز

۲۰مارس ۱۹۳۷

هونولولو، هاوائی

ملیت

ایالات متحده آمریکا آمریکایی

پیشه

نویسندهٔ

سال‌های نویسندگی

۱۹۷۷-تاکنون

سبک نوشتاری

خیال‌پردازی، ادبیات کودک و نوجوان

دانشگاه

دانشگاه براون

وب‌گاه رسمی

www.loislowry.com

صفحه در دادگان فیلم‌ها

 

 لوییس لوری (به انگلیسی: Lois Lowry) با نام اصلی لوییس آن همرسبرگ (به انگلیسی: Lois Ann Hammersberg) (زاده ۱۹۳۷) بانوی نویسندهٔ آمریکایی است که تا به حال دو بار مدال نیوبری را به خود اختصاص داده است.

او بیش از سیزده کتاب برای خوانندگان جوان نوشته است که همگی مورد استقبال واقع شده‌اند.

از معروفترین آثار او می‌توان به بخشنده (۱۹۹۳)، خیابان پاییزی (۱۹۸۰) و شمارش ستارگان (۱۹۸۹) اشاره کرد.

لوییس آن هامرزبرگ که آثارش را با نام لوییس لوری منتشر می‌کند، نویسنده آمریکایی و پدید آورنده آثار بی‌شماری برای کودکان و نوجوانان است. او آثار درخشانی در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان دارد و دو بار برنده مدال نیوبری شده است. مدال نیوبری یکی از بزرگ‌ترین جوایز ادبی در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان در امریکاست.

لوری یک بار در سال ۱۹۹۰برای کتاب «ستاره ها را بشمار» و بار دیگر در سال ۱۹۹۴برای کتاب Giver که در ایران با عنوان «بخشنده» چاپ و منتشر شده است، برنده جایزه نیوبری شده است.

لوییس لوری در ۲۰مارس ۱۹۳۷در هونولولو در هاوایی زاده شد. او فرزند دوم از سه فرزند کاترین و رابرت هامرزبرگ است. پدر لوییس دندانپزشک ارتش بود. پیشه پدر سبب شد سفرهای در دوران کودکی بسیار سفر کند. خواهر بزرگ لوییس در سن ۲۸سالگی در سال ۱۹۶۲درگذشت و این رویداد موضوع کتاب اول وی با عنوان A Summer to Die شد.

لوری در سال ۱۹۵۴وارد دانشگاه براون در نیویورک شد ولی در همان سال‌های اولیه و پس از آشنایی و ازدواج با دونالد لوری دانشگاه را رها کرد. صاحب ۴فرزند شد و پس از بزرگ شدن فرزندانش برای تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه Maine در پورتلند رفت و در سال ۱۹۷۲در این رشته دانش‌آموخته شد.

لوئیس لوری به عکاسی علاقه داشت و به رایگان عکس‌های خود را در اختیار روزنامه‌ها و مجلات می‌گذاشت. کار رایگان در مجله Red Book و نوشتن مقاله در این مجله نظر مثبت سردبیر مجله را به کار او جلب کرد و این سرآغازی برای داستان نویسی‌اش شد. اولین داستانش برای بزرگسالان بود، ولی از نگاه یک کودک روایت شده بود و همین موضوع سبب شد سردبیر مجله او را برای نوشتن اولین کتابش A Summer to Die تشویق کند. این کتاب در سال ۱۹۷۷به چاپ رسید.

در سال ۱۹۹۵پسرش در یک سانحه هوایی کشته شد و به گفته او مرگ فرزندش بدترین رویداد زندگی‌اش بوده است، اما این موضوع او را از نوشتن باز نداشته است. او می‌گوید برای گرامی داشتن یاد فرزندم دوست دارم بنویسم و به نوعی با کسانی که آسیب ‌هایی از این دست می‌بینند، همراهی و همدلی کنم.

لوری هم اکنون ۴نوه دارد و از بودن با آن‌ها، باغبانی، بافندگی و کتاب خواندن لذت می‌برد. او می‌گوید: «من یک مادربزرگ هستم و سعی می‌کنم با نوشتن، به مخاطبانم بگویم ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که همه با هم ارتباط داریم. باید برای یکدیگر ارزش قائل باشیم و به زندگی هم اهمیت بدهیم و به خاطر ساختن دنیایی بهتر برای همه تلاش کنیم

 

 

درباره کتاب‌های « لوئیس لوری »

داستان‌های لوری هم شاد و سرگرم‌کننده هستند و هم جدی و تأمل برانگیز و دارای دیدگاه‌های انتقادی درباره دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و دنیایی که در حال ساختن آن هستیم. به باور او، گرچه موضوعات کتاب‌هایش متفاوت‌اند، همگی دارای یک محور اصلی یعنی ارتباط انسانی هستند.

برخی از کتاب‌های لوری از جمله «بخشنده» بسیار بحث‌انگیز بوده‌اند و بسیاری آن را دارای نگرش دیستوپیایی به آینده بشریت دانسته‌اند. در ادامه این داستان، سه کتاب بحث‌انگیز دیگر از او با عنوان‌های «در جستجوی آبی ها» در سال ۲۰۰۰، «پیام رسان» در سال ۲۰۰۴و «پسر» در سال ۲۰۱۲به چاپ رسید و کتاب بخشنده به یک چهارگانه تبدیل شد.

کتاب «بخشنده» در سال ۱۳۸۰از سوی نشریه «سلام بچه ها» و به انتخاب بچه‌ها مورد تقدیر قرار گرفت و کتاب «پرنیان و پسرک» در سال ۱۳۸۷جایزه کتاب فصل، زمستان ۱۳۸۶را از آن خود کرد. کتاب «ستاره ها را بشمار» نیز اثر دیگری از این نویسنده است که به فارسی ترجمه شده است. مجموعه گونی برد هم از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است.  بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

"یوناس "دوازده ساله" گیرنده ی سرگذشت ها و خاطرات درد ها و شادی های واقعی زندگی است که از "بخشنده"ی پیر و سالخورده دریافت می کند. او وظیفه دارد نزد بخشنده تعلیمات خاصی را فرا بگیرد. دنیای یوناس، دنیایی کامل است.

دنیایی بدون درد، رنج، جنگ و گرسنگی اما خالی از رنگ، احساس، غریزه، خانواده، تفاوت ها و عشق. آن چه سبب می شود یوناس از وظیفه اصلی خود سر باز زند و دیگر نتواند در نقش گیرنده باقی بماند، احساس نیاز به وجود خانواده، لذت بردن از نوای آرام بخش موسیقی و عشق است. این که حس دوست داشتن دیگران، مردم را به هم پیوند می زند، افراد پیر و سالخورده به حال خود رها نمی شوند بلکه در مقام پدر بزرگ و مادر بزرگ عزیز و دوست داشتنی در محیط خانواده مورد توجه قرار می گیرند. فرار او از این جامعه ی مدرن و خیالی و پیوستنش به جامعه ی سنتی و قدیمی هشداری است از گرایش های مدرنیته که نویسنده در قالب داستانی علمی – تخیلی عرضه می کند.

در این داستان، مخاطب، نخست با جامعه ی نوینی ( جامعه اتوپیایی یا مدینه فاضله ) رو به رو اما  به تدریج با نقاط ضعف و نارسایی های این جامعه ( انتی اتوپیا ) آشنا می شود. جامعه ای بدون هویت بشری که مردم در گروه های اجتماعی ساختگی و ظاهری "زوجین"  قرار می گیرند و بچه های نسل جدید به سبب نقش و وظیفه ای که از سوی شوراهای حاکم به آن ها سپرده شده، شناخته می شوند.

کارکرد اجتماعی آن در نگاه منتقدانه ی  لوئیس لوری نویسنده به جامعه ی مدرن به خوبی در این اثر نمایان است. در میان آثار نویسندگان بزرگسال به وفور داستان هایی از این دست یافت می شود. نویسندگانی همچون "ایزاک اسیموف"، "پل آستر"، "کازوایشیگورو"،  "جورج اورول" و... از کتاب بخشنده ۳تا ۵میلیون نسخه به فروش رفته و افزون بر دریافت مدال "نیوبری" در سال ۱۹۹۴نامزد دریافت چندین جایزه ی معتبر دیگر نیز بوده است.

 

 

 

گزیده ای از کتاب

حالا تمام دوازده ساله های ردیف جلو. نشان های شان را دریافت

 کرده بودند. عنوان دکتر برای یک مذکر، مهندس برای یک مونث،

 کار در بخش دادگستری برای یک مونث دیگر، از جمله مشاغلی

 بود که واگذار شده بود. یوناس می دانست که همه ی آن ها در مورد

 تعلیماتی که در پیش داشتند، فکر می کردند و می دانستند که سال ها

 کار و مطالعه ی سخت در پیش دارند.

 

 

 

کاربردها و فعالیت ها

دنیای جونز، دنیایی سالم و بی عیب و نقص است. همه چیز در آن کنترل می شود. جنگ، ترس و دردی در آن نیست. حق انتخاب وجود ندارد. نقش هر فرد در جامعه از پیش تعیین شده است. زمان آن فرا رسیده است که جونز واقعیت را دریابد. چون راه بازگشتی وجود ندارد.

١- در "بخشنده" هر خانواده شامل پدر و مادر، یک پسر و یک دختر است. روابط خویشاوندی مبنای زیست شناختی ندارند، بلکه از راه مراقبت و پرورش دقیق شخصیت شکل می گیرند. در جامعه ی ما بحث ساختار خانواده  مطرح است. خانواده چگونه تعریف می شود؟ آیا بنیان خانواده از جامعه شکل می گیرد یا باید تعریف های جدیدی از خانواده ارائه شوند؟

 ٢- درجامعه ی جونز، تجربه های همه ی افراد همسان است. اوضاع کنترل می شود. رقابت حذف شده است و هر آنچه فرد در جامعه انجام می دهد، در راستای منافع همگانی است. همانندی و یکسان سازی چه سودهایی برای جامعه های امروزی در بر دارد؟ آیا نبود هر گونه تنوع و گوناگونی سازنده است؟

 ٣- در زیر پوست آرام جامعه ی جونز، سامانه ای دقیق ولی بی رحم، جوانانی را که هنوز خود را با محیط سازگار نکرده اند، سالخوردگان و آن هایی را که اشتباه های شان ساختار جامعه را به هم می ریزد و مورد تهدید قرار می دهد، نابود می کند. سودها و زیان های جامعه ای که در آن چنین دیدگاهی پذیرفته شده است، چیست؟

 ٤- چرا وابستگی میان جونز و بخشنده خطرناک است؟ این خطر در جای خود،  چه کمکی به تعریف سرشت عشق و دوست داشتن می کند؟

 ٥- پایان بندی داستان "بخشنده" را می توان به دو گونه تفسیر کرد: جونز، در حالی که به همراه گابریل از سرما در حال مرگ است، خاطرات کریسمس خود را که بخشنده به او داده بود، به یاد می آورد. موسیقی را می شنود و با بصیرت ویژه ی خود می تواند خانه ی گرمی را که مردمانش چشم به راه  و آماده ی خوش آمدگویی به او هستند، ببیند. لوئیس لوری در سخنرانی اش به هنگام دریافت مدال نیوبری، به این دو امکان اشاره می کند، اما در نهایت هیچ کدام را بر نمی گزیند. چه نشانه هایی برای اثبات هر یک از این دو تفسیر وجود دارد؟

 ٦: در حال حاضر در ایالات متحده ی امریکا گروه هایی مانند آمیش ها، منونیت ها (فرقه های مختلف مسیحیان)، قبیله های بومی امریکا و جامعه ی یهودیان، برای نگه داشت هویت و فرهنگ خود تلاش می کنند. تعریف این گروه ها به عنوان "دیگری" چه امتیازها و زیان هایی برای آن ها دارد؟ چگونه فرهنگ غالب جامعه این گروه ها را در تنگنا قرار می دهد؟

 ٧: لوئیس لوری به آفریدن دنیایی کمک می کند که در آن از واژه ها به شیوه ای ویژه استفاده می شود. اگر چه در این دنیا بر چیزی که "دقت زبان" خوانده می شود، تاکید می کنند، اما جهان بر پایه های زبانی ساخته شده است که نه تنها دقیق نیست، به عمد معنا را دچار ابهام می کند. زبان های گمراه کننده چه خطرهایی دارند؟

 ٨- در جامعه ای که جونز در آن زندگی می کند، برای دور نگه داشتن افراد از واقعیت "رها شدن"  پوشیده و مبهم سخن گفته می شود. دقت کنید جامعه ی ما چگونه از این گونه سخن گفتن برای دور نگه داشتن ما از واقعیت هایی مانند پیری، مرگ، فعالیت های جسمی همچون خوردن و نفس کشیدن و رفتن به دست شویی و کارهای اجتماعی و سیاسی و ... بهره می برد؟ سودها و زیان های استفاده از این گونه زبان ها چیست؟

 

 

 

 

این کتاب را نخوانید، آن را تجربه کنید/ «بخشنده» نگرشی تازه به قدرت انتخاب انسان‌

، کتاب «بخشنده» نوشته «لوئیس‌لوری» که برای رده سنی دوازده‌تا هفده سال نوشته‌شده،‌مناقشه و‌ بحث‌های بسیاری را در مورد نامناسب بودن آن برای این سنین به همراه داشته است.

بااین‌وجود این کتاب برنده مدال نیوبری ۱۰۰۴شد و بیش از ۵٫۳میلیون نسخه فروش کرد. شاهکار لوئیس لوری در مورد پسری جوان به نام جوناس است که در یک جامعه کامل و به‌ظاهر آرمان‌شهر زندگی می‌کند.

جامعه‌ای که در آن هیچ ترس و درد و هیچ بیماری یا جنگی وجود ندارد. هر شخصی جایگاه خود، خانواده خود و کار خود را دارد و از آن راضی است. جوناس و همه همکلاسی‌هایش در سن دوازده‌سالگی موظف‌به‌انجام‌کارهایی می‌شوند که نیازهای مابقی زندگی بزرگ‌سالی آن‌ها را برآورده می‌کند.

اما در این میان جوناس به‌جای مدیر یا پرستار یا هر کار عادی دیگر، یک موقعیت خاص دریافت می‌کند و آن تبدیل‌شدن به گیرنده بعدی حافظه است.

هیچ‌کسی دقیقاً نمی‌داند این یعنی چه، اما این افتخارآمیزترین و محترم‌ترین موقعیت در تمام جامعه است. جوناس در نخستین روز کار خود با فرد گیرنده قبلی که اکنون بخشنده است، ملاقات می‌کند و او به جوناس می‌گوید که نگه‌دارنده تمام حافظه‌های جامعه است.

او چیزهایی از جنگ، خشم، مرگ و اندوه به یاد می‌آورد که هیچ فرد دیگری نمی‌تواند به یاد بیاورد. او همچنین تنها کسی است که می‌تواند رنگ‌ها را ببیند یا گرما و عشق و نشاط را به یاد بیاورد. او می‌گوید که همه این چیزها به دلیل ایجاد همسانی، نظم و صلح از جامعه حذف‌شده‌اند.

اما هرچه جوناس حافظه بیشتری دریافت می‌کند، بیشتر متوجه پوچ و توخالی بودن زندگی خود می‌شود. او هیچ‌گاه خشم یا عشق را نشناخته بود و هرگز غم یا شادی را تجربه نکرده بود.

وقتی او متوجه می‌شود جامعه با از دست دادن قدرت انتخاب، رنگ و احساسات چه چیزی ازدست‌داده، با کمک بخشنده قدیمی طرحی شجاعانه و خطرناک برای بازگرداندن حافظه و خاطرات به همه جامعه برنامه‌ریزی می‌کند.

اما آیا جوناس می‌تواند آن را اجرا کند؟ آیا مردم قادر به پذیرش و کنترل آن خواهند بود؟ «بخشنده» کتابی است که پس از خواندن آخرین صفحه باید مدتی نشست، به آن فکر کرد و درکش کرد.

درک تدریجی جوناس از فقدان حافظه جامعه‌اش، سفری عمیق و فلسفی است. شعار فیلم اقتباسی از این رمان با بازی مریل استریپ این است که «وقتی به مردم آزادی انتخاب داده می‌شود، اشتباه انتخاب می‌کنند.» البته این غیرقابل‌انکار است که مردم جنگ و خشونت و نفرت را انتخاب می‌کنند.

اما از سوی دیگر بدون قدرت انتخاب، نمی‌توانند عشق و محبت را برگزینند. درواقع بدون قدرت انتخاب، ما از انسان کمتریم. این کتاب را فقط نخوانید، آن را تجربه کنید. این کتاب نه‌فقط مناسب نوجوانان، بلکه مناسب همه سنین، همه طبقات جامعه و همه ملت‌ها است.

لوییس آن هامرزبرگ که آثارش را با نام لوییس لوری منتشر می کند، نویسنده آمریکایی و پدید آورنده آثار بی شماری برای کودکان و نوجوانان است. او یک بار در سال ۱۹۹۰برای کتاب Number the Stars و بار دیگر در سال ۱۹۹۴برای کتاب Giver  که در ایران با عنوان” بخشنده” چاپ و منتشر شده است، برنده جایزه نیوبری شده است.

لوییس لوری در ۲۰مارس ۱۹۳۷در هونولولو در هاوایی زاده شد پدر لوییس دندانپزشک ارتش بود. پیشه پدر سبب شد در دوران کودکی بسیار سفر کند. خواهر بزرگ لوییس در سن ۲۸سالگی در سال ۱۹۶۲درگذشت و این رویداد موضوع کتاب اول وی با عنوان A Summer to Die شد .لوری معتقد است فرزند وسط بودن این حسن را برای او داشت که بتواند به علائق خودش بپردازد. لوری در سال ۱۹۵۴وارد دانشگاه براون در نیویورک شد ولی در همان سال های اولیه و پس از آشنایی و ازدواج با دونالد لوری دانشگاه را رها کرد. اوصاحب  ۴فرزند شد و پس از بزرگ شدن فرزندانش برای تحصیل در رشته ی ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه Maine در پورتلند شد  و در سال ۱۹۷۲در این رشته دانش آموخته  شد.

لوئیس لوری به عکاسی علاقه داشت و به رایگان عکس های خود را در اختیار روزنامه ها و مجلات می گذاشت. کار رایگان در مجله ی Red Book و نوشتن مقاله در این مجله نظر مثبت سردبیر مجله را به کار او جلب کرد و این سرآغازی برای داستان نویسی اش شد. اولین داستان  گرچه برای بزرگسالان بود، ولی از نگاه یک کودک روایت شده بود و همین موضوع سبب شد سردبیر مجله او را برای نوشتن اولین کتابش A Summer to Die تشویق کند. این کتاب در سال ۱۹۷۷به چاپ رسید.

در سال ۱۹۹۵پسرش در یک سانحه هوایی کشته شد و به گفته او مرگ فرزندش بدترین رویداد زندگی اش بوده است، اما این موضوع او را از نوشتن باز نداشته است و می گوید برای گرامی داشتن یاد فرزندم دوست دارم بنویسم و به نوعی با کسانی که آسیب هایی از این دست می بینند، همراهی و همدلی کنم.

داستان های لوری هم شاد و سرگرم کننده هستند و هم جدی و تأمل برانگیز و دارای دیدگاه های انتقادی درباره دنیایی که در آن زندگی می کنیم و دنیایی که در حال ساختن آن هستیم. به باور او، گرچه موضوعات کتاب هایش متفاوت اند، همگی دارای یک محور اصلی یعنی ارتباط انسانی هستند.

از آثار لوئیس لوری کتاب Giver با عنوان “بخشنده”، با ترجمه ی کیوان عبیدی آشتیانی و از سوی نشر چشمه و کتاب Gossamer با عنوان “پرنیان و پسرک” با همین مترجم از سوی نشر افق چاپ و منتشر شده است.

کتاب “بخشنده در سال ۱۳۸۰از جانب نشریه “سلام بچه ها” و به انتخاب بچه ها مورد تقدیر قرار گرفت و کتاب “پرنیان و پسرک” در سال ۱۳۸۷جایزه کتاب فصل، زمستان ۱۳۸۶را از آن خود کرد.

برخی از کتاب های لوری از جمله “بخشنده” بسیار بحث انگیز بوده اند و بسیاری آن را دارای نگرش دیستوپیایی به آینده بشریت دانسته اند. در ادامه این داستان، دو کتاب بحث انگیز دیگر از او  با عنوان های Gathering Blue در سال ۲۰۰۰و  Messengerدر سال ۲۰۰۴به چاپ رسید و کتاب اول به یک سه گانه تبدیل شد.

به نظر می‌رسد که فیلم «بخشنده» The Giver ، اقتباسی از رمان برنده مدال نیوبری نوشته لوییس لوری، بر بال موفقیت پرفروش‌های پادآرمان شهری سال‌های اخیر مانند بازی‌های مرگبار  The Hunger Gamesو «ناهمتا»  Divergent سوار است. اما در واقع کتاب لوری را می‌توان طلایه‌دار این فرم از داستان گویی- داستان‌های کم عمق و آینده نگرانه- تلقی کرد که از زمان انتشارش در سال ۱۹۹۳تاکنون بیش از ۱۰میلیون نسخه فروخته است.

فیلم ساخته شده از روی این رمان- که به خوبی توسط فیلیپ نویس کارگردانی شده و ترکیبی از بازیگران جذاب و مصمم نوظهور و قدیمی در آن ایفای نقش کرده‌اند- به شایستگی موقعیت ممتاز «بخشنده»، به عنوان شروع کننده این ژانر، را منعکس می‌کند. از قضا، پیش از این که مقلدان «بخشنده» به فروش میلیاردی در گیشه دست یابند، همواره پتانسیل «بخشنده» برای تولید یک فیلم پرفروش در گیشه متصور بوده است. این داستان غمناک دوران نوجوانی، که به مراتب از سر و صدای کمتر و خشونت گرافیکی بیشتری در مقایسه با دو فیلم فوق برخوردار است، ظاهراً نسبت به آن‌ها مطیع‌تر و درون گرایانه تر است.

« بخشنده » درباره جامعه ایی آرمانشهری ( اتوپیایی ) است که در آن همه چیز خوب پیش می رود و خبری از مشکلات روزمره زندگی نسل بشر به چشم نمی خورد. در این زمان، انسانها نه غم و غصه ای دارند، نه جنگی دارند که زندگی آنان را به چالش بکشد و نه نگرانی از بابت تامین شدن زندگی شان دارند. این جامعه آرمانشهری بطور کامل غم را از مردم گرفته است و به نظر می رسد که آرامش مطلق این جامعه را فراگرفته باشد اما در عوض، این شهر بطور کامل توسط فردی که رئیس بزرگ خطابش می کنند ( مریل استریپ ) ایزوله شده است بطوریکه هیچکس قادر نیست از چارچوب تعیین شده ای که حاکم آن را معین کرده خارج گردد. در واقع این حاکمان هستند که می گویند شما باید چه نگاه کنید، چه بپوشید و چطور رفتار کنید و بطور خلاصه، چطور روزگارتان را سپری کنید!

اما در این جامعه آرمانی، فردی به نام ” بخشنده ” وجود دارد که وظیفه دریافت و نگهداری خاطرات و واقعیت ها در ذهنش را دارد. این فرد که هم اکنون پیر و سالخورده است ( جف بریجز ) باید یک نوجوان را برای وظیفه « بخشندگی » تحت آموزش قرار دهد و اینجاست که گزینه مطلوبی به نام جوناس ( برنتون توایتس ) برای میزبانی خاطرات به او معرفی می شود تا تحت تعلیم های وی قرار بگیرد. اما جوناس پس از اینکه متوجه این واقعیت می شود که حکومت معنای واقعی زندگی را از بین برده ، ساز مخالفت کوک می کند و

یکی از نکات مثبتی که در « بخشنده » به چشم می خورد، ترسیم جامعه اتوپیایی به شکلی دقیق و قابل درک برای مخاطبی است که شاید اصلاً هرگز نام کتاب « بخشنده » و لوئیس لوری را نشنیده باشد. یکی از سخت ترین کارهایی که فیلیپ نویس به عنوان کارگردان این فیلم مقابل خود می دید، ایجاد این جامعه عجیب با تمام تفاوت هایش با شرایط زندگی کنونی انسانها بود به شکلی که حتی مخاطبی که کتاب مذکور را هم نخوانده باشد، بتواند چنین جامعه خطرناکی را متصور شده و درک کند. خوشبختانه نویس به خوبی موفق شده تا با بهره گیری از انواع تکنیک های سینمایی اعم از رنگ بندی مُرده فیلم تا نماهای باز اما بدون رنگ و روح و شادی، این جامعه اتوپیایی را به تصویر بکشد. در واقع می توان گفت که « بخشنده » از جهت کارگردانی هنری و فضاسازی و طراحی صحنه بسیار موفق عمل کرده و می تواند هر مخاطبی با هر رده سنی را راضی کند.

« بخشنده » در گام بعدی شخصیت های اصلی داستان را به ما معرفی می کند؛ شخصیت هایی که نوجوان هستند و عاری از هرگونه عشق و علاقه و خانواده و… می باشند. این افراد بی آنکه بدانند معنای زندگی از آنان گرفته شده ( آنها معنای خانواده را درک نمی کنند و عشق را نمی بینند و کاملاً یک ماشین زنده به نظر می رسند ) حول محور یکدیگر در حرکت هستند تا اینکه جوناسِ نوجوان که ناسازگار با محیط پیرامونش می باشد، برگزیده می شود تا تمام واقعیت ها را دریافت کند. خوشبختانه فیلیپ نویس عجله ای برای معرفی شخصیت های نوجوانش به مخاطب نداشته است و اجازه داده تا شخصیت آنها در طول زمان فیلم به مرور شکل بگیرد. این موضوع باعث شده تا مخاطب فیلم همواره منتظر اتفاقات جدیدی درباره این شخصیت ها باشد و در واقع منتظر هرگونه غافل گیری در داستان باشد. این تعلیق هوشمندانه تا لحظات پایانی فیلم به خوبی در داستان مشاهده می شود که بی شک یکی از نکات مثبت فیلم به شمار می رود.

اما در عین حال که باید « بخشنده » را اثری هوشمندانه توصیف کرد که قطعاً مشاوره ها و زمان زیادی برای به تصویر کشیدن این جامعه بی غم صورت گرفته، باید اشاره کرد که در نهایت این داستان قرار هست در برگیرنده دنیای نوجوانان و دغدغه های اصلی ذهن آنان باشد و اثری بزرگسالانه محسوب نمی شود. البته رمان خانم لوئیس لوری در زمان انتشار انتقادات نسبتاً زیادی را بابت محتوای نه چندان مناسبش برای کودکان و نوجوانان به خود دید ( محتویاتی که بسیاری معتقد بودند کودکان و نوجوانان برای شنیدن و دانستن در مورد آن هنوز کوچک هستند ) اما با اینحال قهرمان داستان « بخشنده » نوجوانی است که قرار هست به دل سیستم بزند و آن هم نه بصورت هوشمندانه بلکه تا حد زیادی بر پایه کلیشه های ژانر ” ضد سیستم ” که اینبار با سر و شکلی ” تینیجری ” همراه است.

جوناس در فیلم نماینده قشر نوجوان جامعه می باشد که تمامی کمبود های اجتماعی کنونی را در قالب یک داستان آینده نگرانه متصور شده است و برای جنگیدن و بدست آوردن تمام این کمبود ها ( عشق و خانواده و… ) به مبارزه با سیستم برخواسته است. همانطور که اشاره کردم رمان « بخشنده » در اصل کتابی مخصوص دنیای کودکان و نوجوانان هست و نباید انتظار چندانی از بابت درونمایه های بزرگسالانه از فیلم داشت. این دنیا، دنیای نوجوانان است و قهرمانش نیز نوجوانی خوش قد و قامت است که به قول دوست دخترش به نام فیونا ( اودایا راش ) همه چیز را می داند!

در میان بازیگران فیلم که چهره های مشهور زیادی در آن یافت می شوند، مریل استریپ در نقش رئیس بزرگ بهرحال مریل استریپ هست! استریپ مانند همیشه استاندارد را رعایت می کند و مخاطب را ناامید نمی کند. جف بریجز در نقش بخشنده سالخورده و با تجربه، بازی بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشته است و می توان گفت که بهترین انتخاب ممکن برای این نقش بوده است. برنتون توایتس در نقش جوناس که قهرمان داستان می باشد، می تواند انتخاب خوبی محسوب شود و نوجوانان هم قطعاً از انتخاب او راضی خواهند بود. کتی هولمز هم که پس از جدایی از تام کروز و حواشی بسیاری که این جدایی به همراه داشت توجه رسانه ها را کمتر به خود می بیند و طبیعتاً در سینماها هم روند نزولی را تجربه می کند، در نقش مادر قانع کننده به نظر می رسد. البته بیش از آنکه بازی هولمز در « بخشنده » به چشم بیاید، مشاهده آثار چین و چروک بر روی صورتش می تواند نکته قابل توجهی باشد که نشان می دهد کتی هولمز نسبت به سالهای گذشته بسیار شکسته تر شده است. همچنین در میان بازیگران فیلم می توانید ردپایی از تیلور سوییفت را هم در نقش رزماری بیابید که کار خاصی در داستان برای انجام دادن ندارد اما بهرحال مشاهده اش در جایی به جز استیج های موسیقی و مراسم های موسیقی MTV می تواند که جالب باشد!

بخشنده » اثری قابل قبول است که در دنیای سراسر کلیشه نوجوانان قافیه را نباخته و حرف هایی برای گفتن دارد. شاید راز موفقیت ( نسبتاً ) « بخشنده » در این باشد که از رمانی اقتباس شده که یکی از بهترین های دهه ی ۹۰محسوب می شده و به حدی جالب بوده که در دنیای سینما هم بتواند ” غیر کتابی ها ” را به خود جذب کند. « بخشنده » جامعه آمارنشهری که لوئیس لوری درباره آن نوشته بود را به خوبی به تصویر کشیده است اما اینکه مخاطب بتواند با شخصیت های نوجوان داستان ارتباط برقرار کند و پرداخت نسبتاً کلیشه وار آنان را تحمل کند، سوالی است که فقط با تماشای فیلم می توان پاسخ آن را دریافت. در مجموع فکر می کنم که « بخشنده » به یکبار دیدنش می ارزد.

 

 

 

نقدهای منتقدان:

بخشنده بذر یک فیلم خوب است که روی شانه­های فیلم­های هالیوودی بیهوده سنگینی می­کند.

ادی رابرتسون: The Verge

 

 

 

بخشنده باور دارد که اگر به بشر شانس دیگری داده می­شد، می­توانستیم بهتر عمل کنیم. می­توانستیم انتخاب­های بهتری داشته باشیم. بعضی­ها اینقدرها هم مطمئن نیستند. ما طرف کی هستیم؟

پائول اسی: Plugged In

 

«بخشنده» به عنوان یک کتاب جلوتر از زمان خود بود. اما به عنوان یک فیلم، بسیار عقب تر.

جو نیومایر: New York Daily News

 

لوری ریسک رمانش را قبول کرد. فیلم قبول نکرد. فیلم بی خطر است، و می بخشید بسیار کسل کننده.

پیتر تراورز: Rolling Stone

 

 

 

بخشنده : The Giver

کارگردان : Phillip Noyce

نویسنده : Michael Mitnick

بازیگران :

Jeff Bridges…The Giver

Meryl Streep…Chief Elder

Brenton Thwaites…Jonas

Alexander Skarsgård…Father

Katie Holmes…Mother

Taylor Swift…Rosemary

و

ژانر : درام

رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای ۱۳سال)

زمان : ۹۷دقیقه

 

منابع:

www.persiabook.ir

www.naghdefarsi.com

www.ketabak.org

https://fa.wikipedia.org/wiki/

%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87

Doll, Jen. "Reading Lois Lowry's

'The Giver' as an Adult".

the Atlantic Wire. The Atlantic Monthly Group. Retrieved 10 March 2013.

Lois Lowry. "The Trilogy". Lois Lowry's website. Retrieved 2011-12-26.

•Lois Lowry's Newbery acceptance speech

•The Giver study guide, themes, quotes, teacher resources

https://fa.wikipedia.org/wiki

/%D9%84%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%B3

_%D9%84%D9%88%D8%B1%DB%8C

•www.loislowry.com

https://ketabak.org/content

/%D9%84%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D9%84%D9%88%D8%B1%DB%8C

https://ketabak.org/bakhshandehttp:

//www.ibna.ir/fa/doc/naghli/

208599/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86

http://dreamrise.ir

/1395/07/04/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%84%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D9%84%D9%88%D8%B1%DB%8C/

 

 

 

متن انگلیسی

http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=

1&ved=0ahUKEwjgh9jglsrWAhXIeSYKHSNgAQAQFggoMAA&url=http%3A%2F%2Fschools.smcps.org%2Flms%2Fimages%2F6thgrade%2Fthegiver.pdf&usg=AFQjCNHNmpjO0nmXS0A65t0LqigAp3APhQ

 

صوتی

https://archive.org/details/TheGiverFullBook