تار رباب
تار رباب
محمد رضا رشید یاسمی
مطرب عشاق ، امشب طرفه راهی می زند
زخمه اش در پردهء جان ، دستگاهی می زند
گه خروش درد خیز اشک ریزی می کند
گه نوای غمزدای رنج کاهی می کند
مالک الملک دل است و درد وار از ملک خویش
گاه صبری می رباید گاه راهی می زند
از امید و ناامیدی موج بر موج افکند
وز غم و شادی سیاهی بر سیاهی می زند
گاه دردی می فرستد گاه شوقی می دهد
گاه اشکی می سراید گاه آهی می زند
زخمهء شیرین او کوه غم از هم بگسلد
کوه کن دیدی که کوهی را به کاهی می زند
ماه موسیقی چو بهر صید دلها شد بدشت
هر کچا ویان تر آن جا بارگاهی می زند
آن که را از دولت موسیقی آمد بهره ای
پشت پا بر لذت هر ماه و جاهی می زند
ما ز سیل غم به موسیقی پناه آورده ایم
هر کسی از سیل خود را در پناهی می زند
روز غم دست رسید و دامن تار رباب
غرقه ، دست ما امیدی در گیاهی می زند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط گارگین فتائی
|
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .