پیش بینی تیغ برندهء ناکامی
پیش بینی تیغ برندهء ناکامی
گارگین فتائی
گاهی حرف های زیادی برای نوشتن دارم
ولی وقتی آن حرف ها نگاشته می شوند
دیگر نمی دانم چه بنویسم
و همواره خود را ملزم به نوشتن می دانم
گویا محکوم به نوشتن شده ام
نوشتن از آن چه برای خود و دیگران ، جذاب و مهم است
از عشق ، از علم ، از دنیا ، از هستی ، از نیستی
از دشواری ، از بیماری ، از روح ، از فنا و از بقا
ولی اندیشه را نمی توان با سرعت تکنولوژی وفق داد
اندیشه نمی تواند هم پای چرخ های مترو حرکت کند
اندیشهء متعالی نیاز به وقت فراوان دارد
و دریغ و افسوس که دنبال هر چه که می روم
با بن بست هایی مثل زبان ، مهارت ، تخصص و تجربه رویاروی می گردم
ای کاش انسان همه چیز را می دانست
و ای کاش می توانست آینده را پبش بینی کند
شاید با پیش بینی زمان ، خیلی از ناکامیها به سراغش نمی آمدند
و تیزترین تیغ این ناکامی یعنی نتاکامی در عشق ، گریبان گیرش نمی شد !
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .