تعدادی از واژگان مشترک بین دو زبان ارمنی و پارسی

گارگین فتائی

 

در اینجا سعی کردم پاره ای از واژه هایی که در دو زبان فارسی و ارمنی مشترک هستند را بیاورم .

البته به طور قطع این میزان بسیار بیشتر از این تعداد است.

تا قبل از تحقیقات هاینریش هوبشمان محقق و زبان شناس معروف آلمانی ، زبان ارمنی را شاخه ای از زبانهای ایرانی می دانستند و این به این دلیل بوده که تعداد واژگان پارسی در این زبان به حدی است که این گمان را برای زبان شناسان ایجاد کرد اما تحقیقات  گستردهء هوبشمان در مورد زبان شناسی نشان داد که زبان ارمنی شاخهء مستقلی از زبانهای هند و اروپایی است که به علت مراوادات نزدیک و مکرر و فراوان ارامنه با پارسها تعداد زیادی از واژگان پارسی وارد زبان ارمنی شده است .

البته به علت اینکه در آن زمان ایران یا پارس یکی از دو امپراطوری بزرگ دوران باستان بوده و ارمنستان هم مدتهای مدید یکی از استانهای آن بوده لذا این تبادل واژه ها عمدتاً یک جانبه و از فارسی به ارمنی بوده ولی اساس و پایه دستوری و ساختاری این زبان استقلال خود را حفظ کرده است به گونه ای که می توان گفت این تاثیر پذیری در مورد زبانهایی مثل کردی از فارسی بسیار بیشتر از ارمنی بوده است .

سایر زبانها هم بر زبان ارمنی اثر گذاشته اند اما هیچ کدام تاثیری مثل زبان فارسی نداشته است.

زبان ترکی به علت حاکیمت عثمانی بر غرب ارمنستان تعدادی واژه را وارد زبان ارمنی کرده است و همچنین است زبان روسی بعد از سیطره شوروی و تعداد اندکی هم واژه های عربی.

زبان ارمنی دارای حروفی است که مشابه آن در بسیاری از زبانهای دنیا نیست به همین خاطر تلفظ آن یکی از سخت ترین تلفظهای جهان است .

زبان ارمنی این خاصیت را دارد که به علت تعصب زبانی ارامنه توانسته در برابر هجوم واژگان عربی از خود مقاومت نشان دهد به همین دلیل  برای زبان شناسان منبع با ارزشی در جهت یافتن معادل های پارسی واژه های عربی متداول در فارسی امرووزی است.

تشابه کلمات فارسی در ارمنی به این گونه است

1: یا تشابه آن زیاد و تا نود درصد است

2: یا تشابه آن نسبتا خوب است یعنی حدود چهل تا پنجاه درصد

3: یا تشابه آن با کلمه ای است که نه کاملا مترادف آن ولی تغریباً با آن هم معنی است که این دسته از کلمات هم حجم قابل توجهی از واژگان زبان ارمنی را تشکیل می دهند.

البته این فهرست شامل نامهای ارمنی نیست چون در مورد نام های ارمنی با فارسی بویژه  پارسی باستان این تشابه به حدی زیاد است که نیاز به یک فهرست دیگر دارد که در آینده ای نزدیک ارائه خواهم داد.

این فهرست را تقدیم می کنم به مهدی قربانیان و گروه زبان شناسی وی

 

لغت نامه مورد استفاده

فرهنگ فارسی به ارمنی

پروفسور م نعلبندیان  - اداره نشر لویس – ایراون – 1987

 

 

Քանդել

Kandel

کندن

 

Ռազմիկ

Razmik

رزمنده

 

Դաշտ

Dasht

دشت

 

Հաշտ

Hasht

آشتی

 

Նստել

Nstel

نشستن

 

Նշան

Nshan

نشان

 

Սառ

Sar

سرد

 

Բանդ

Band

بند – زندان

 

Եար

Yar

یار

 

Բեռ

Ber

بار

 

Անդամ

Antam

اندام – عضو

 

Ազատ

Azad

آزاد

 

Հազար

Hazar

هزار

 

Նաւ

Nav

ناو

 

Թրաշել

Դաս

Das

درس

 

Հաւիտենական

Havidenakan

جاویدان

 

Հարազատ

Harazad

حلال زاده – صمیمی

 

Խմոր

Khmor

خمیر

 

Խալ

Khal

خال

 

Զանք

Zang

زنگ

 

Մուկ

Muk

موش

 

Ճարբիկ

Jarbik

چابک – زرنگ

 

Պաշտել

Pashtel

پرستش

 

Սնդուկ

Snduk

صندوق

 

Պողպատ

Boghbad

فولاد

 

Դատ

Dat

داد و عدل

 

Դատաւոր

Datavor

داور – قاضی

 

Պաշպանել

Pashpanel

پشتیبانی