فیلم سینمایی «یه وا» به جشنواره بورگاس بلغارستان رسید

فیلم سینمایی «یه وا» به جشنواره بورگاس بلغارستان رسید

 .

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6406-فیلم-سینمایی-«یه-وا»-به-جشنواره-بورگاس-بلغارستان-رسید

.

فیلم سینمایی «یه وا» به کارگردانی آناهید آباد به بخش رقابتی جشنواره بورگاس بلغارستان رسید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، فیلم سینمایی «یه وا» به کارگردانی آناهید آباد در سومین جشنواره بین‌المللی فیلم بورگاس که با هدف معرفی فرهنگ و سینمای کشورهای حوزه دریای سیاه برپا خواهد شد، رقابت می‌کند.

این رویداد سینمایی از ۲۰ تا ۲۷ جولای برابر با ۲۹ تیر تا ۵ مرداد در جزیره سانتا آناستازیا برگزار می‌شود.

فیلم «یه وا» پیشتر در پانزدهمین دوره از جشنواره زردآلوی طلایی، عنوان بهترین فیلم و بازیگری را در بخش پانورامای ارمنی به خود اختصاص داده بود.

این اثر سینمایی همچنین در جشنواره فیلم «انار» کانادا برنده جایزه فیلم برگزیده تماشاگران شد.

از دیگر افتخارات این فیلم سینمایی می‌توان به حضور در بخش رقابتی جشنواره‌های بین‌المللی همچون فیلم مونترال، میل ولی، جشنواره جهانی فیلم‌های آسیایی، فیلم بنگلور، فیلم زنان فیلمور و ... اشاره کرد.

 

 

 

سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد باز می‌گردد

سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد باز می‌گردد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6409-سپنتا-نیکنام-به-شورای-شهر-یزد-باز-می‌گردد

.

اسفندیار اختیاری از تایید نظر مجلس در بازگشت سپنتا نیکنام و تثبیت قانون شوراها در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد.

نماینده زرتشتیان در مجلس در گفت‌وگو با ایسنا گفت: با تایید نظر مجلس در مجمع تشخیص مصلحت نظام، از این پس مانعی برای کاندیدا شدن پیروان ادیان الهی در شوراهای شهر وروستا وجود نخواهد داشت و سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد نیز به این شورا بازمی‌گردد.

طراح طرح بازگشت پیروان ادیان الهی به انتخابات شوراها توضیح داد که طرح تثبیت قانون انتخاب شوراهای شهر و روستا که با قید دو فوریت در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، با اصرار مجلس، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شد و در کمیسیون های مجمع با نگاهی مثبت مطرح و در نهایت صبح امروز (۳۰ تیر ماه) مواد آن به تایید مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید.

متن کامل قانونی که امروز تصویب شد بدین ترتیب شرح است:

ماده ۱ ـ یک تبصره به عنوان تبصره یک به ماده ۳۰(۲۶) قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب اول خرداد ماه ۱۳۷۵ به شرح ذیل الحاق می‌شود:

 

تبصره ۱: اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی به جای اسلام باید به اصول دین خود اعتقاد و التزام عملی داشته باشند.

ماده ۴ ـ این قانون از زمان برگزاری انتخابات دوره پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا لازم الاجرا می باشد.

اسفندیار اختیاری یادآور شد: از مردم خوب ایران زمین، اصحاب رسانه، مسئولین و کارشناسان و دلسوزان ایران، کلیه اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای محترم نگهبان، نمایندگان محترم مجلس که پیگیر تصویب این طرح بودند، تشکر و قدردانی می‌کنم.

 

 

 

تقویت حس میهن پرستی لازمه جذب نخبگان ایرانی است

خانلری: تقویت حس میهن پرستی لازمه جذب نخبگان ایرانی است / تمام نهادها برای به‌کارگیری نخبگان وارد عمل شوند

 .

http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6405-خانلری-تقویت-حس-میهن-پرستی-لازمه-جذب-نخبگان-ایرانی-است-تمام-نهادها-برای-به‌کارگیری-نخبگان-وارد-عمل-شوند

.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه برای بازگشت نخبگان به کشور باید انگیزه‌های لازم برای آنان ایجاد شود، تقویت حس وطن‌پرستی در آنان را فاکتور بسیار مهمی توصیف کرد.

کارن خانلری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت با بیان اینکه برای بازگشت نخبگان به کشور باید انگیزه‌های لازم در آنان ایجاد شود، گفت: بازگشت نخبگان به کشور نیازمند تقویت حس وطن‌پرستی در آنان است؛ تا زمانی که این حس در بین نخبگان کشور ایجاد نشود نمی‌توان از آنها انتظار بازگشت به کشور و ارائه خدمت به مردم را داشت.

نماینده ارامنه تهران و شمال ایران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اگر غیرت ملی در بین دانشجویان ایجاد شود آنان به انگیزه‌های مادی برای بازگشت به کشور نیازی ندارند، افزود: کشورهای بسیاری در برهه‌ای از زمان از نظر اقتصادی و مالی با ناملایمات بسیاری روبه‌رو شدند درحالی که دانشجویان و نخبگان آنها فقط به دنبال پیشرفت کشور بودند نه دستیابی به موقعیت مالی بالاتر و با ماندگار شدن در وطنشان زمینه‌های پیشرفت را فراهم کردند.

به زعم وی مهم‌ترین عامل در بازگشت و خدمت نخبگان به کشور تقویت حس میهن‌دوستی است و سایر معیارهای از اهمیت کمتری برخوردارند؛ در واقع ممکن است از نظر مادی توجه و رسیدگی مناسبی به نخبگان صورت نگیرد اما باید سعی شود از مهارت و توانایی آنان در حوزه‌های تخصصی خودشان استفاده شود.

خانلری با بیان اینکه اگرچه شرایط اشتغال، درآمد و استخدام نخبگان در کشور ایده‌ال نیست اما بسیاری از نوابغ به دلیل پیشرفت کشورشان حاضرند در این شرایط نیز از تخصص خود استفاده کنند، خاطرنشان کرد: وزارت علوم باید با فرهنگ‌سازی تفکری را که این روزها در بین دانشجویان رواج دارد مبنی بر اینکه ایران جایی برای پیشرفت ندارد و حقوق و امتیازات مناسبی برای نوابغ در نظر گرفته نمی‌شود، از ذهن آنان دور کند.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ادامه داد: از سوی دیگر نیز نهادها نیز برای به کارگیری و استخدام و استفاده از نیروهای متخصص و نابغه تمام تلاش خود را به کار ببرند تا این نخبگان انگیزه بیشتری برای خدمات به جامعه داشته باشند.

 

 

 

answer / reply / respond

answer / reply / respond

 

این افعال اساساً یک معنی میدهد

شما می توانید

به ایمل پاسخ  Answer دهید

Answer an email

به یک ایمیل جواب Reply  دهید

Reply to an email

البته وقتی صحبت  از ایمیل است " reply " رایج تر است

 

به یک ایمیل پاسخ  Respond  دهید

Respond to an email

 

وقتی شخصی با شما تماس می گیرد شما به او جواب answer می دهید ( جواب تلفن را می دهید )   

وقتی شما چیزی را اظهار می کنید و یا کامنت میگزارید  ما معمولاً می گوئیم که  شخص دیگر جواب   می دهد replies یا پاسخ می گوید responds

وقتی شما  سوالی می پرسید ما معمولاً می گوییم که شخص دیگر پاسخ answers  می دهد ولی این صد درصد نیست .   reply   و  respond هم می توانند برای پاسخ به یک سوال به کار روند .

هنگام استفاده به  عنوان یک اسم   نظیرa, an, th

و یا ضمایر ملکی نظیر my, your, his, her, etc کلمات  answer   و  reply تغییر نمی کند اما شکل اسمی کلمه "respond" میشود  " response "

 

او به سوال من پاسخ داد   اما من جواب او را نفهمیدم

 

He answered my question, but I didn't understand his answer.

 

ما منتظر پاسخ  مشتری هستیم

We're waiting for a reply from the customer.

 

پاسخ او به کامنت من درخشان بود

Her response to his comment was brilliant.

 

 

 

دوازدهمین نشست مشترک کنسولی ایران و ارمنستان برگزار شد

دوازدهمین نشست مشترک کنسولی ایران و ارمنستان برگزار شد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6396-دوازدهمین-نشست-مشترک-کنسولی-ایران-و-ارمنستان-برگزار-شد

.

دوازدهمین نشست مشترک کنسولی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در محل وزارت امور خارجه برگزار شد.

به گزارش ایرنا از مرکز دیپلماسی رسانه ای وزارت امور خارجه، دوازدهمین نشست مشترک کنسولی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در محل وزارت امور خارجه و به ریاست مدیران کل کنسولی وزارت خارجه دو کشور برگزار شد.

در این نشست طرفین ضمن مرور مفاد یازدهمین نشست مشترک کنسولی و ابراز رضایت از حسن اجرای آن و پیشرفت های بدست آمده، درخصوص موضوعاتی از قبیل همکاری های دو کشور در زمینه های افزایش تسهیلات برای تبادلات مردمی دو کشور و ارتقای روابط بازرگانی و گردشگری، امور دانشجویان، زندانیان، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و جرائم سازمان یافته و ... گفت وگو و تبادل نظر کردند.

 

 

ترکیه پس از دو سال پرونده حالت فوق‌العاده را بست

ترکیه پس از دو سال پرونده حالت فوق‌العاده را بست

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6399-ترکیه-پس-از-دو-سال-پرونده-حالت-فوق‌العاده-را-بست

.

ترکیه امروز در ساعت یک بامداد به وقت محلی پس از دو سال به حالت فوق‌العاده اعمال شده در این کشور پایان داد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آناتولی، دولت آنکارا در تاریخ ۲۰ ژوئیه سال ۲۰۱۶ میلادی به دنبال کودتای نافرجام صورت گرفته توسط سازمان "تروریستی" فتح الله گولن و رهبر این گروه که در آمریکا مستقر است برای نخستین بار حالت فوق‌العاده‌ای را در ترکیه اعلام کرد؛ کودتایی که در جریان آن ۲۵۱ تن کشته و نزدیک به ۲۲۰۰ تن دیگر زخمی شدند.

وضعیت اضطراری برای دوره‌ سه ماهه بود که هفت بار تمدید شد.

برای اعمال یک حالت فوق‌العاده دولت باید نشانه‌های جدی خشونت گسترده را که ممکن است با جو دموکراتیک یا آزادی‌ها و حقوق اولیه و قانونی شهروندانش در تداخل باشد، پیش‌بینی کند.

تحت این حالت فوق‌العاده ده‌ها هزار تن از مردم بازداشت و یا از مشاغل خود برکنار شدند. با این حال دولت آنکارا در آوریل سال جاری میلادی تصمیم گرفت تا برای هفتمین بار حالت فوق‌العاده را به مدت سه ماه تمدید کند.

این تصمیم چند هفته پس از آن صورت گرفت که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه مجددا به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شد.

در جریان کمپین انتخابات نامزدهای احزاب اپوزیسیون اعلام کرده بودند که اگر پیروز شوند، نخستین کاری که انجام می‌دهند این است که به حالت فوق‌العاده پایان دهند.

بر اساس آمار رسمی و گزارش‌های سازمان‌های غیر دولتی، از زمان آغاز حالت فوق‌العاده بیش از ۱۰۷ هزار تن از مشاغل خود در بخش دولتی برکنار شده و بیش از ۵۰ هزار تن دیگر نیز به زندان افتاده‌اند.

بسیاری از افرادی که از مشاغل خود اخراج شده‌اند متهم به حمایت از فتح الله گولن رهبر سازمان گولن که در تبعید خودخواسته در آمریکا به سر می‌برد، هستند. ترکیه، گولن و طرفدارانش را به سازماندهی کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ میلادی متهم می‌کند. اما گولن شخصا این اتهامات را رد کرده است.

 

 

 

اولین خودرو ایرانی تولیدی روی پلت‌ فرم ملی SP100 معرفی شد

اولین خودرو ایرانی تولیدی روی پلت‌ فرم ملی SP100 معرفی شد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/اقتصادی/item/6398-اولین-خودرو-ایرانی-تولیدی-روی-پلت‌فرم-اس-پی-100-معرفی-شد

.

مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا اولین خودرو ایرانی تولید شده بر روی پلت‌فرم ملی SP100 با نام اولیه روهام را معرفی کرد.

به گزارش ایسنا، محسن جهرودی در هفدهمین نمایشگاه خودرو شیراز اظهار کرد: اولین خودرو تولیدی بر روی پلت‌فرم ملی SP100 به تولید رسیده و هم‌اکنون مراحل تست آن در حال انجام است.

 

وی با بیان اینکه این خودرو صددرصد ایرانی بوده و تمام مراحل طراحی تا ساخت آن توسط متخصصان ایرانی انجام شده است، اظهار کرد: تلاش می‌کنیم در کمترین زمان ممکن مراحل تست این خودرو را به پایان رسانده و تولید انبوه آن را آغاز کنیم.

مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا ادامه داد: با توجه به تحریم‌های یکجانبه آمریکا رویکرد ما تمرکز از تولید داخل است و تولید این خودرو ایرانی جدید نیز در این راستا صورت می‌گیرد؛ ضمن آنکه آمریکا تمام دنیا نیست و ایران نیز یک کشور با تمدن بزرگ و با تجربه است.

وی افزود: تحریم‌های آمریکا مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد اما با توسعه داخلی‌سازی خودروها محصولات تولیدی از نظر کمی و کیفی در سطح قابل قبولی خواهند ماند.

جهرودی با بیان اینکه قطعات مورد نیاز برای تولید محصولات تا پایان سال، از هم‌اکنون تامین شده است، تصریح کرد: ما از ابتدای سال و حتی قبل از خروج دولت پیمانشکن آمریکا از برجام، شرایط را پیش‌بینی کرده و با تشکیل ستاد تدابیر ویژه قطعات مورد نیاز را پیشاپیش تامین کرده‌ایم.

وی درباره وضعیت همکاری سایپا با سیتروئن اظهار کرد: سیتروئن فعالیتش را تعلیق کرده که البته متفاوت با خروج از ایران است. با این حال فعالیت شرکت سایپا سیتروئن متوقف نخواهد شد و تولید محصولات فعلی آن ادامه خواهد داشت.

مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا تصریح کرد: البته رنو از ایران خارج نشده بلکه فعالیتش را کاهش داده است که این موضوع نشان‌دهنده خرد رنو است که پیام خوبی نیز دارد. اگرچه حجم ارسال قطعات محصولات رنو کاهش پیدا کرده اما این شرکت اعلام کرده که از ایران خارج نمی‌شود.

 

 

 

نقد فیلم دریا و ماهی پرنده

 نقد فیلم دریا و ماهی پرنده

گرد آوری از گارگین فتائی

.

کارگردان

مهرداد غفارزاده

تهیه‌کننده

امیر پورکیان

نویسنده

مهرداد غفارزاده

اکبر روح

بازیگران

همایون ارشادی

نادر فلاح

امیرحسین رستمی

نیوشا ضیغمی

محمد رحمانی

موسیقی

امیر توسلی

فیلم‌برداری

مرتضی غفوری

تدوین

شاهین یارمحمدی

مدت زمان

 ۹۰دقیقه

کشور

ایران

زبان

فارسی

 

دریا و ماهی پرنده فیلمی به کارگردانی مهرداد غفارزاده، نویسندگی مهرداد غفارزاده و اکبر روح و تهیه‌کنندگی امیر پورکیان ساخته سال ۱۳۹۳ است. این فیلم توانست جایزه بهترین فیلم جشنواره موندنس آمریکا را از آن خود بکند.این فیلم همچنین برندهٔ جایزه منتقدان مسکو، بهترین فیلم هیئت داوران بیست‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان همدانو بهترین بازیگر نوجوان در جشنواره اسپانیا شد.

فیلم در بخش هنر و تجربه سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به نماش درآمد.

 

خلاصه داستان

داستان فیلم درباره پسری نوجوان است که کر و لال است و مرتکب جرم شده است و مدتی است که در دارالتادیب زندانی است. این پسر نوجوان نقاش بسیار خوبی است و نقاشی را راهی برای فرار از محیط زندان و البته اعتراض می داند. بنابراین مرتبا در و دیوار دارالتادیب را نقاشی می کند.

این نقاشی کردن های پسر که به صورت پنهانی است، دقیقا زمانی اتفاق می افتد که قرار است از زندان بازدید صورت گیرد و این کارهای پسر برای مدیر زندان با نقش آفرینی همایون ارشادی تبدیل به دردسری بزرگ می شود، تا اینکه بالاخره رئیس زندان متوجه می شود که از کجا ضربه می خورد و مچ پسر بچه کر و لال را می گیرد و به این ترتیب او تنبیه می شود.

اما در این بین مربی بچه های دارالتادیب با نقش آفرینی نیوشا ضیغمی متوجه استعداد این پسر می شود و سعی می کند که از استعداد او در جهت کارهایی مثبت استفاده کند و حتی از نقاشی های او برای زیبا کردن فضای دارالتادیب کمک بگیرد.

همین زمینه ساز ایجاد اتفاقاتی در فیلم می شود. زیرا عده ای در مقابل نقاشی کردن پسر نوجوان سنگ اندازی می کنند و سعی می کنند مانع انجام کار او شوند.

 

 

 

نقد فیلم

 

نرگس خرقانی

«دریا، ماهی و پرنده»؛ فیلمی که به سختی می توان باور کرد

 «دریا، ماهی و پرنده» دومین فیلم سینمایی مهرداد غفار زاده در مقام کارگردان است که در گروه هنر و تجربه انتخاب شده است. فیلم قبلی این کارگردان با نام گیرنده، فیلم موفقی در جشنواره فجر بود و توانست چندین جایزه را در میان فیلم های اول آن سالبه خود اختصاص دهد.

مهرداد غفار زاده در دومین تجربه اش به عنوان کارگردان به سراغ سوژه ای رفته است که شاید خیلی مناسب مخاطب عام نباشد. در واقع فیلم دریا، ماهی و پرنده با توجه به فضایی که دارد در ابتدا این حس را ایجاد می کند که بیشتر برای مخاطب جدی سینما ساخته شده است و از مخاطب عام فاصله گرفته است.

داستان فیلم درباره پسری نوجوان است که کر و لال است و مرتکب جرم شده است و مدتی است که در دارالتادیب زندانی است. این پسر نوجوان نقاش بسیار خوبی است و نقاشی را راهی برای فرار از محیط زندان و البته اعتراض می داند. بنابراین مرتبا در و دیوار دارالتادیب را نقاشی می کند.

این نقاشی کردن های پسر که به صورت پنهانی است، دقیقا زمانی اتفاق می افتد که قرار است از زندان بازدید صورت گیرد و این کارهای پسر برای مدیر زندان با نقش آفرینی همایون ارشادی تبدیل به دردسری بزرگ می شود، تا اینکه بالاخره رئیس زندان متوجه می شود که از کجا ضربه می خورد و مچ پسر بچه کر و لال را می گیرد و به این ترتیب او تنبیه می شود.

اما در این بین مربی بچه های دارالتادیب با نقش آفرینی نیوشا ضیغمی متوجه استعداد این پسر می شود و سعی می کند که از استعداد او در جهت کارهایی مثبت استفاده کند و حتی از نقاشی های او برای زیبا کردن فضای دارالتادیب کمک بگیرد.

همین زمینه ساز ایجاد اتفاقاتی در فیلم می شود. زیرا عده ای در مقابل نقاشی کردن پسر نوجوان سنگ اندازی می کنند و سعی می کنند مانع انجام کار او شوند.

شاید مهمترین مشکل فیلم دریا، ماهی و پرنده این باشد که داستانش از همان ابتدا نمی تواند برای بیننده دغدغه ایجاد کند و مخاطب را مجاب کند که تا پایان فیلم را دنبال کند. حتی تلاش کارگردان برای پیچیده تر کردن این داستان هم به فیلم کمک نمی کند و بیشتر تماشاگر را از فیلم دلزده می کند و بیشتر فیلم را برای مخاطب غیر قابل باور می کند.

باتوجه به این که تمامی زمان فیلم در دارالتادیب می گذرد، داستان فیلم و موضوع اصلی، آنقدر پیچیدگی و جذابیت ندارد که بیننده برای مدت طولانی، فضای تاریک و سیاهی چون دارالتادیب را تحمل کند. بخشی از مشکل فیلم نیز به این برمی گردد که مشخص نیست دغدغه اصلی فیلمساز در این فیلم چیست؟ آیا فیلمساز مشکلات پسر برایش مهم است و یا اینکه مدیر زندان که باید به موقع زندان را برای بازدید بازرسان آماده کند و یا مسائل مربوط به مربی دارالتادیب و حرف هایی که پشت سرش زده شده است.

حتی مشکل اصلی پسر هم مشخص نیست که واقعا چیست؟ آیا کر و لال بودنش مشکل اصلی شخصیت اصلی فیلم است و یا مسائلی که در خانواده دارد و یا تلاشش برای اثبات بی گناهی و هزاران اما و اگر دیگر درباره این فیلم که به هیچ یک از آنها به درستی پرداخته نمی شود.

فیلم دارای داستانک هایی است که نه تنها به کلیت اثر کمک نمی کند، بلکه آن را از آنچه که باید بگوید دور می کند و دچار اشکال می کند.

انتخاب بازیگران نیز دچار اشکالاتی است که نه تنها به فیلم کمک نمی کند بلکه باور پذیری داستان فیلم را به حداقل می رساند. به طور مثال انتخاب نیوشا ضیعمی در نقش مربی دارالتادیب نه تنها انتخاب اشتباهی است بلکه بسیار عجیب هم هست.

بازیگری که بیشتر مناسب گیشه است و این را هم در چهره و هم نوع بازی اش می توان دید، برای فیلمی با خصوصیات  دریا، ماهی و پرنده بسیار انتخاب عجیبی است و می توان گفت انتخاب بسیار بی سلیقه ای به شمار می رود.

با توجه به اینکه فضای فیلم و داستانش به هیچ وجه در جهت مخاطب عام نیست بنابراین حضور یک بازیگر فیلم های گیشه پسند نه تنها کمکی به این فیلم در گیشه نمی کند، بلکه فیلم را از مخاطب جدی تر سینما هم دور می کند و بر اشکالات فیلم می افزاید.

با توجه مسائلی که در بالا ذکر شد می توان این فیلم را گامی رو به عقب برای کارگردانش دانست که انتظارها را به هیچ وجه از او برآورده نکرده است.

 

 

معرفی کارگردان

مهرداد غفارزاده فعالیت هنری خود را با نوشتن داستانهای کوتاه از سال ۱۳۵۹ آغاز کرد و سپس مجموعه داستا‌نهایی برای کودکان و نوجوانان و هم‌چنین بزرگسالان منتشر کرد. او مدتی هم در مطبوعات نقد ادبی و سینمایی مینوشت.غفارزاده در رادیو و تلویزیون نیز فعالیت داشت و به مستند سازی روی آورد. این کارگردان اولین فیلم بلند سینمایی خود«گیرنده» را در سال ۱۳۹۰ کارگردانی کرد که موفق به دریافت دو سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر مرد(سعید راد) از جشنواره فیلم فجر شد. «دریا،ماهی پرنده» دومین ساخته بلند داستانی این کارگردان است که در بخش هنروتجربه جشنواره سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

 

یادداشت کارگردان

در روزهای نه چندان دور مواجه شدن با یک فکر و تفکر و با یک ایده و اندیشه به راحتی پیش نمیآید. این روزها برخورد اندیشه‌ها لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه اتفاق می‌افتد اما امروز به خاط فضای مجازی صبح‌ها که از خواب بیدار میشوید با انواع تفکرات اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آدم‌هایی از طبقات مختلف روبه‌رو می‌شوید، دیگر اندیشه‌ها فقط در ذهن‌ها باقی نمی‌ماند. روزها و لحظه‌ها لبریز از فکر و خیال هستند .در این میان هیاهوی عجیب و غریب فکرها و اندیشه‌ای در افکار مردم باقی می‌ماند که ذات الهی و خدایی و آسمانی داشته باشد.چرا که خدا مطلق است و جاویدان و تفکر الهی در هیچ چهاردیواری محصور نمی‌ماند.

.

منابع

http://www.sourehcinema.com/Festival/Film/History.aspx?Kind=Full&Id=139302160001&FilmName=دريا%20و%20ماهي%20پرنده

http://cinemapress.ir/news/60429/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

http://www.aecinema.ir/movie/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-2/

 

 

Amount / number / quantity

Amount / number / quantity

 

از " Amount " با اسامی و اشیاء   غیر قابل شمارش که نمی توانند جدا یا شمرده شوند   استفاده میشود

 

میزان مهمی از ترافیک  در هنگام بعد از ظهر وجود دارد

There’s a significant amount of traffic in the late afternoon.

 

او مقدار زیادی پول از پدربزرگش به ارث برد

She inherited a large amount of money from her grandfather.

 

من مقدار زیادی کار در این هفته برای انجام دادن دارم

I have a huge amount of work to do this week.

 

از " Number " با اسامی قابل شمارش – کلماتی که می توانند شمرده شده و جمع بسته شوند -  استفاده می شود

 

تعدادی از دوستانم معلم هستند

A number of my friends are teachers.

 

تعداد زیادی از مردم در  خصوص سرویس وحشتناک رستوران شکایت کردند

A large number of people complained about the restaurant’s terrible service.

 

من تعداد زیادی از وظایف این هفته برای انجام دادن دارم

I have a huge number of tasks to do this week.

 

کلمه " quantity " یک کلمه فنی و رسمی به جای " number "  یا " amount" است و در مورد چیزهایی که می توانید اندازه بگیرید ( معمولاً اشیا ء نه افراد ) به کار می رود

 

ما میزان محدودی از « کلاه های با اندازه مخصوص » برای حراج داریم

We have a limited quantity of special-edition hats for sale.

 

در اینجا کلاه ، قابل شمارش است

 

آنها به میزان زیادی سیمان برای ساخت و ساز نیاز دارند

They need a large quantity of cement for the construction.

سیمان ، غیر قابل شمارش است

 

 

رئیس جمهوری درحال بررسی اسامی برای تغییرات در کابینه است

واعظی: رئیس جمهوری درحال بررسی اسامی برای تغییرات در کابینه است / ۸ تماس ترامپ برای ملاقات با روحانی

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6388-واعظی-رئیس-جمهوری-درحال-بررسی-اسامی-برای-تغییرات-در-کابینه-است-۸-تماس-ترامپ-برای-ملاقات-با-روحانی

.

رئیس دفتر رئیس جمهوری گفت: رئیس جمهوری در حال بررسی اسامی مختلف هستند تا در فرصت مناسب برخی تغییرات انجام شود.

به گزارش ایرنا، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی در خصوص تغییرات در کابینه و جوانتر شدن اعضای دولت، گفت: رئیس جمهوری در حال بررسی اسامی مختلف هستند تا در فرصت مناسب برخی تغییرات انجام شود.

وی افزود: اینکه چند وزیر تغییر می کنند و این افراد چه کسانی هستند را شخص رئیس جمهوری پاسخ می دهند. یکی از مواردی که در آن تغییرات اعمال می شود در تیم اقتصادی دولت است.

رئیس دفتر رئیس جمهور در پاسخ به سوالی درباره جلسه اعضای هیات دولت با مقام معظم رهبری و فضاسازی درباره این جلسه گفت: قبل از اینکه جلسه تشکیل شود فضاسازی شد. خبری که دفتر مقام معظم رهبری منتشر کرد، کاملا مثبت و محتوای جلسه هم بسیار خوب بود. جلسه ای بسیار صمیمی بود و همه اعضای دولت بعد از جلسه گفتند انرژی مضاعف گرفتیم که با تمام وجود برای نظام و کشور کار کنیم.

 

واعظی افزود: کسانی که این حرف ها را می زنند هنوز نمی دانند که جنگ اقتصادی شروع شده و فشارهای آمریکا وجود دارد و متاسفانه هنوز دنبال تسویه حساب هستند.

رئیس دفتر رئیس جمهور ادامه داد: بالاخره انتخاباتی انجام شده و نتیجه انتخابات چیز دیگری در آمده است باید این حرفها را تمام کنند و مشکلات مردم حل شود. این ها همیشه دنبال این هستند که مردم و افکارعمومی را به حاشیه ببرند.

وی در پاسخ به سوال دیگری درباره اختلاف نظرهای حزب کارگزاران و حزب اعتدال و توسعه و سهم خواهی از دولت از سوی این دو حزب گفت: بحث سهم خواهی در این دولت هیچ وقت مطرح نبوده و نیست. کسانی که این حرف ها را می زنند هیچ شناختی از روحیه آقای رئیس جمهور ندارند.

 

واعظی تصریح کرد: آقای رئیس جمهور هم در دولت یازدهم و هم در دولت دوازدهم شخصا بر اساس آنچه در مبارزات انتخاباتی به مردم تعهد کرده تصمیم گرفتند و الان هم که بررسی می کنند اصلا به هیچ وجه این گونه ملاحظات را ندارند.

 

** اعضای دولت باید با توجه به شرایط جدید، امور را تنظیم کنند

رئیس دفتر رئیس جمهوری گفت: پس از خروج آمریکا از برجام ما با شرایط جدیدی مانند اعمال تحریم ها مواجه هستیم، از سویی دیگر شاهد جنگ روانی، اطلاعات غلطی و فشارهایی هستیم که آنان به ما تحمیل می کنند، از این رو اعضای کابینه باید با توجه به شرایط جدید، امور را تنظیم کنند.

وی با اشاره به دیدار روز یکشنبه اعضای هیات دولت و رییس جمهوری با رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: ما جلسه بسیار خوبی با رهبر معظم انقلاب داشتیم که در این جلسه رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت تشکر و قدردانی زیادی از حمایت های ایشان کردند.

وی تاکید کرد: رهبر معظم انقلاب در این جلسه مطالب بسیار مهمی در ارتباط با شرایط کشور و وظایف دولت بیان کردند و تاکید کردند که اطمینان دارند دولت می تواند از این مرحله به خوبی و شجاعت عبور کند.

 

** ترامپ 8 بار تماس گرفت

رئیس دفتر رئیس جمهوری در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر حمایت از آشوبگران و اینکه ترامپ گفته است ایرانی ها برای مذاکره تماس خواهند گرفت، گفت: آمریکا از چهل سال قبل همواره با نظام به دلیل اسلامی و مستقل بودنش، دشمنی داشت.

وی ادامه داد: به دلیل آن که ترامپ سیاستمدار نیست، هر مطالبی را می گوید، آنها تلاش می کنند اتاق جنگ روانی در وزارت خزانه داری و امور خارجه آمریکا علیه ایران تاسیس کنند.

واعظی افزود: تردیدی وجود ندارد که با ملت فهیمی مواجه هستیم که میداند برخی از مطالبات را از حکومت و دولت داشته باشد، ولی وقتی آمریکا می خواهد برای مردم ایران تصمیم بگیرد، مردم تحت تاثیر این مسائل قرار نمی گیرند.

 

رییس دفتر رییس جمهوری گفت: درباره این موضوع که ترامپ گفته است ایرانی ها تماس می گیرند تاکنون که برعکس بوده است در سفری که سال گذشته رئیس جمهوری برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفتند ترامپ 8 بار برای ملاقات با رئیس جمهوری ایران تماس گرفت.

وی تصریح کرد: این واقعیت با حرف های که زده می شود خیلی فرق دارد، در هر صورت ما سیاست بسیار شفافی داریم و موضع مان با آمریکا کاملا مشخص است.

واعظی ادامه داد: ویژگی مردم و نظام این است که زیر بار این فشارها نمی روند، ترامپ باید بداند مردم ایران با مردم کره شمالی متفاوت هستند.

واعظی در مورد نقشه راه و انتخاب فرماندهی واحد برای تیم اقتصادی دولت برای مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا گفت: پس از این که در اردیبهشت ماه مطمئن شدیم آمریکا از برجام خارج می شود، رئیس جمهوری به گروهی با محوریت سازمان برنامه و بودجه دستور داد که سناریوهای مختلفی را طراحی و تنظیم کند، در این راستا 3 سناریو هم مشخص شد و در مورد این گزینه ها در ستاد اقتصادی دولت بحث هایی انجام گرفت.

وی گفت: انشاء الله در جلسه سران قوا در این مورد بحث می شود و بیانات مقام معظم رهبری را نقشه راهی برای این کار قرار خواهیم داد، طبیعی است زمانی که این کار انجام شود در ارتباط با فرماندهی و محوریت اقدام خواهد شد.

واعظی در مورد نظر مشورتی آیت الله شاهرودی درخصوص FATF و نامه حسن روحانی به دبیر شورای نگهبان، گفت: بحث ما FATF نیست و این اشتباهی است که می کنند، دولت فعلی و قبلی لوایحی را تنظیم کردند و برای مجلس فرستادند. ما هم اکنون بیشتر به دنبال بررسی این 4 لایحه هستیم، مجلس هم کارش را شروع کرده است و فکر می کنم باید همین مسیر حفظ شود.

وی ادامه داد: نامه ای را که از سوی محسن رضایی امضا شده بود را بررسی کردیم، بخش هایی که از مطالب منتشر شده، ارتباطی با مجمع تشخیص مصلحت نظام ندارد و مربوط به شورای عالی امنیت ملی است.

رییس دفتر رییس جمهوری گفت: فکر کنم کارعجولانه ای شده است و رئیس جمهوری پاسخ آن نامه را دادند.

واعظی افزود: یکی از موضوعاتی که همواره مورد توجه ما در هیات دولت قرار دارد، انسجام در درون دولت است و اینکه همه بخش های دولت توجه بیشتر به آسیب های اقتصادی کi به مردم وارد می شود داشته باشند.

وی تاکید کرد: در جلسه امروز آیین نامه برای کمک به پژوهش داشتیم و همچنین انتصاب دکتر سلیمانی به ریاست کل بیمه ایران مورد تصویب قرار گرفت و دکتر همتی سفیر ایران در چین منصوب شدند.

رییس دفتر رییس جمهوری گفت: امروز فضای حاکم بر دولت، آماده شدن برای شرایطی است که با آن مواجه هستیم.

 

 

 

کلیسای چهارصدساله شیراز؛ نیازمند مهربانی

کلیسای چهارصدساله شیراز؛ نیازمند مهربانی

 گزارش از: زینب شهریاری، خبرنگار ایسنا، منطقه فارس

.

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6390-کلیسای-چهارصدساله-شیراز؛-نیازمند-مهربانی

.

در میان ساختمان‌های مذهبی مسلمانان که بیشتر به دوره‌ی قاجار متعلق‌اند، صلیبی کوچک بر پشت بام یکی از ساختمان‌ها، خبر از وجود کلیسایی می‌دهد که هیچ نشانی از معماری عبادتگاه مسیحیان ندارد.

به گزارش ایسنا، بنای کلیسای حضرت مریم در شیراز در میان ساخت‌وسازهای شهری کاملا احاطه شده است، به‌گونه‌ای که حتی برخی ساکنان محله‌ی سنگ سیاه نیز از وجود این بنا بی‌اطلاع‌ هستند.

ساختمان اصلی این کلیسا در سال 1662 میلادی ساخته شده و به دوره‌ی صفوی مربوط است. تالار کلیسا یکی از بناهای ظریف باستانی و هنری قرن هفدهم میلادی است و نقاشی سقف چوبی آن بسیار زیبا و دارای طرح‌ها و نقاشی‌های رنگ روغن روی بستر چوبی است که گفته می‌شود، در هیچ‌یک از کلیساهای ایران مشابه آن دیده نشده است. گچ‌بری‌های کلیسا را نیز از شاهکارهای دوره‌ی خود می‌توان به‌شمار آورد.

وارد که می‌شوی شمعدانی‌های قدبلند دو سمت و کاکتوس‌های رنگارنگ تمام نگاهت را پر می‌کند؛ نگاه را سُر می‌دهی سمت تابلوهایی که هر سمتی به دیوارهای قدیمی ساختمان میخ شده است و ‌تلاشت برای خواندن نوشته‌ها نتیجه بخش نیست.

به گزارش ایسنا‌، سالن نه چندان بزرگ با نیمکت های چوبی 4 نفره پر شده و روی نیمکت‌ها به سمت محراب و تصویر حضرت عیسی(ع) و صلیبی قدیمی است.

کلیسای مریم مقدس شیراز با قدمتی بیش از 400 سال در قلب بافت تاریخی این شهر پرآوازه قراردارد؛ گوشه‌ای از محله ‌سنگ سیاه، با دروازه‌ای بزرگ؛ ساختمانی که اگر نشان صلیب روی درب ها نبود هیچ بیننده‌ای گمان نمی‌کرد اینجا کلیسا باشد. این بنا هم  مانند بسیاری از اماکن تاریخی شیراز، مهربانی را کمتر در خاطر دارد؛ بنایی که چهارصد سال تاریخ را در دل خود جای داده است.

به گفته رئیس انجمن اقلیت‌های مذهبی ارمنی، دور تا دور کلیسا در طول سال‌های زیادی محل کسب و کار تاجران پرتغالی بوده و کمتر کسی از بیرون می‌تواند تشخیص دهد که این مکان کلیساست مگر از روی علامت صلیب!

به گفته آناتوریان، تعداد ارمنی‌های مقیم شیراز با گذشت زمان و مهاجرت به ارمنستان و آمریکا کاهش زیادی داشته و هم‌اینک تنها 32 نفر در این کلانشهر سکونت دارند.

وی با بیان اینکه این کلیسا جزو میراث تاریخی ملی ایران است با بودجه کمی که به اقلیت‌های مذهبی جنوب کشور برای بازسازی کلیسا، امور انجمن و آرامگاه اختصاص داده می‌شود نمی‌توان آن را بیش از این نگهداری کرد، گفت: پولی که به کلیسای شیراز در طول سال می‌دهند، کفاف مرمت و بازسازی بنا را نمی‌دهد.

رئیس انجمن ارمنی‌های مقیم شیراز تاکید کرد که بارها خواسته‌مان را مبنی بر همکاری برای سرمایه‌گذاری و تغییر به مکانی گردشگری به مجموعه شهرداری، میراث فرهنگی و اوقاف داده‌ایم اما ترتیب اثری داده نشده است.

وی عنوان کرد: دوستان ارمنی ما در این سال‌ها به دلیل اعتقاد و باورشان از جیب همه هزینه‌ها را داده‌اند؛ چرا که هیچ منفعت شخصی وجود نداشته اما دیگر از عهده مبالغ نگهداری، مرمت و ...بر نمی‌آییم.

آناتوریان ادامه داد: صحبت‌های زیبایی در مورد سرمایه‌گذاری در این کلیسا را شنیده‌ایم اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسیده است.

وی گفت: بارها توسط رسانه‌ها مشکلات و دغدغه‌هایمان را عنوان کردیم اما تنها به کمک کوچکی از سوی مسئولین ختم می‌شد.

رئیس انجمن ارمنی‌های مقیم شیراز همچنین در خصوص چگونگی برخوردهای شهروندان در ارتباط فردی با ارمنی‌ها نیز تصریح کرد: در زمینه الگوی شهروندی با کسی تفاوتی نداریم، چه بسا که احترام زیادی برای ما قائل می‌شوند.

آناتوریان ضمن خرسندی از بدنه جوان در ترکیب شورای پنجم کلانشهر شیراز، ابراز امیدواری کرد که در این دور از فعالیت شورا شاهد رسیدگی بیشتر به امور کلیسای ارمنی‌های مقیم شیراز باشیم.

 

 

 

 

پرسپولیس برنده سوپرجام اعلام شد

پرسپولیس برنده سوپرجام اعلام شد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/sport/item/6378-پرسپولیس-برنده-سوپرجام-اعلام-شد

.

 به دلیل انصراف تیم استقلال از حضور در سوپرجام تیم پرسپولیس برنده این دیدار و قهرمان سوپرجام شناخته شد.‏

به گزارش روابط عمومی سازمان لیگ فوتبال ایران، به دلیل انصراف باشگاه استقلال از حضور در مسابقه سوپرجام، دیدار دو ‏تیم استقلال و پرسپولیس در روز ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۷ برگزار نمی شود و طبق مقررات تیم پرسپولیس ۳ بر صفر برنده این مسابقه ‏و قهرمان سوپرجام است.

 

 

 

Belong to / belong with / belong in

Belong to / belong with / belong in

 

" Belong to " به معنی مالکیت یا تصرف است

این دوچرخهء من است + این دوچرخه متعلق به من است

That's my bike. = That bike belongs to me.

 

این ژاکت کیت است = این ژاکت متعلق به کیت است

This is Kate's jacket. = This jacket belongs to Kate.

 

آن سگ همسایه مان است = آن سگ متعلق به همسایه مان است

That's our neighbors' dog. = That dog belongs to our neighbors.

 

" Belong with " به معنی اینکه اشیاء یا  افرادی مشابه هم  بوده و باید با همدیگر باشند .

اگر  یک شخص در یک ارتباط رمانتیک بگوید

" تو همراه  یا کاملاً مثل منی "

"You belong with me"

 

 مثل این است که بگوید  سرنوشت برای دو نفر به صورت با هم بودن است

شما  می توانید از " belong in " برای قراردادن یک شئی یا موضوع در یک طبقه بندی با موضوعات دیگر به کار ببرید

 

آن کتاب در مورد انسانهای سفر کننده به مریخ در بخش تاریخ قرار نمی گیرد ( طبقه بندی نمی شود ) بلکه آن  مشابه با سایر کتاب های علمی تخیلی است

That book about humans traveling to Mars doesn't belong in the history section. It belongs with the other science fiction books.

 

 

طنین آزادی ادیان از ناقوس نخستین کلیسای جهان

طنین آزادی ادیان از ناقوس نخستین کلیسای جهان

 .

http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6368-طنین-آزادی-ادیان-از-ناقوس-نخستین-کلیسای-جهان

.

شصت و چهارمین آیین مذهبی مسیحیان جهان در قره کلیسای چالدران (باداراک) برگزار شد و بار دیگر طنین آزادی پیروان ادیان الهی ساکن در ایران از ناقوس نخستین کلیسای مسیحیان جهان به گوش رسید.

به گزارش ایرنا، حدود چهار هزار و 700 نفر از مسیحیان ایران و شماری از کشور خارجی از جمله نروژ، فرانسه، ارمنستان، چین و سنگاپور از روز پنج شنبه تا شنبه در این آیین مذهبی سالانه شرکت کردند و این آزادی را از نزدیک به نظاره نشستند.

کشیش کلیسای «اوهانس» مقدس ایروان که پدرش اهل خوی و مادرش اهل ارومیه بوده و در ارمنستان به دنیا آمده، معتقد است که برگزاری آزادانه این آیین به اتحاد مسیحیان جهان کمک می کند.

کشیش سارهادیان که سال گذشته با یک گروه 14 نفری و امسال با گروهی 13 نفری در آیین باداراک شرکت کرد، گفت: در هیچ جای دنیا آیین های اقلیت های مذهبی به این شیوه برگزار نمی شود در حالی که در ایران، مسئولان علاوه بر مشارکت در برگزاری آیین در مرمت مکان های مذهبی هم پیشگام می شوند.

یک بانوی روزنامه نگار فرانسوی هم که برای روزنامه لاکروی قلم می زند، گفت: ساختمان این کلیسا شاهکار معماری جهان مسیحیت محسوب می شود اما متاسفانه از نگاه گردشگران اروپایی پنهان مانده است.

سلین هویو با اشاره به این که این دومین حضورش در قره کلیساست، اضافه کرد: مسیحیان با آزادی کامل آیین های مذهبی خود را در ایران بجا می آورند و با حضور در قره کلیسا این موضوع را از نزدیک مشاهده کردم.

وی در حال نگارش مجموعه مقالاتی درباره کلیساهاست و در این خصوص می گوید : انتشار این مقاله به شناساندن این اثر مهم باستانی و مذهبی به علاقه مندان کشورهای مختلف کمک می کند.

عکاس خبری روزنامه «آلیک» (موج در زبان ارمنی) که به زبان ارمنی و با هشت دهه قدمت در ایران منتشر می شود، گفت: این روزنامه فعالیت اجتماعی ارامنه کشور و سایر موضوعات مهم ایران و جهان را به صورت منظم پوشش می دهد.

آدیس عیسی قلیان برپایی مناسک از سوی مسیحیان در ایران را از بدو انقلاب تاکنون بدون هیچ مشکل توصیف و اضافه کرد: بهانه جویان در سایر کشورهای جهان اغلب شرایط اقلیت های مذهبی را مورد حمله و سواستفاده قرار می دهند و حضور رسانه ها در چنین مراسم های مذهبی مهمی می تواند بهانه های آنان را از بین ببرد.

اسقف اعظم خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان نیز معتقد است که اقلیت های مذهبی ساکن ایران آزادانه و بدون محدودیت آیین های مذهبی خود را بجا می آورند.

گریگور چیفچیان اضافه کرد: بر اساس رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری، منعی در اجرای مراسم مذهبی برای اقلیت های دینی در ایران وجود ندارد.

وی با تقدیر ویژه از مسئولان نظام جمهوری اسلامی که امکان اجرای مراسم دینی برای اقلیت های مذهبی فراهم کرده اند، ادامه داد: بستر لازم برای اجرای این مراسم در کشور برای مسیحیان با آزادی کامل فراهم شده است.

مراسم عبادی سالانه قره کلیسا به گفته وی، منحصر به این مکان مذهبی و تنها برای زیارت این کلیسا نیست و همه مسیحیان و به ویژه ارامنه جهان آیین های عبادی خود را همزمان با مراسم باداراک انجام می دهند.

رییس شورای خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان نیز معتقد است که اجرای مراسم مذهبی در قره کلیسا به الگوی برگزاری آیین های زیارتی برای مسیحیان در کشورهای مختلف دنیا تبدیل شده است.

به گفته روبیک جانانه اجرای آیین های دینی قره کلیسا، امسال در اجلاس ارامنه جهان مورد توجه قرار گرفت و کلیساها و مکان های زیارتی مسیحیان کشورهای دنیا از تجارب برگزاری مراسم باداراک استفاده می کنند.

وی ادامه داد: سرمشق شدن باداراک در نتیجه ایجاد امکانات حمایتی توسط نظام جمهوری اسلامی و تعامل سازنده مسوولان است.

وی با اشاره به اینکه مراسم قره کلیسا با تامین امکانات هرساله باشکوه تر از سال های قبل برگزار می شود، بیان کرد: مسوولان استانی و شهرستانی امکانات رفاهی، امنیتی و انتظامی را برای زایران به صورت مطلوب فراهم می کنند و کارکنان برق، آب، آتش نشانی و پزشکی و شهرداری برای اجرای هر چه بهتر این مراسم همکاری مطلوبی انجام دادند.

وی با اشاره به اینکه اقلیت های مذهبی مثل یک خانواده در کنار هم زندگی می کنند و آیین های خود را انجام می دهند، گفت: در ایران تبعیضی در اجرای آیین های مذهبی برای پیروان ادیان الهی وجود ندارد و «باداراک» نیز با آزادی کامل برگزار می شود.

کریم حسین زاده، فرماندار چالدران نیز گفت: بیش از 100 نفر از نیروهای آتش نشانی، اورژانس، هلال احمر، آب و فاضلاب روستایی، پلیس راهنمایی رانندگی و نیروهای امنیتی و خدمات رسان جهت حفظ آرامش و رفاه زایران قره کلیسا مشارکت کردند

 

 

 

سه جایزه جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان به ایران رسید

سه جایزه جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان به ایران رسید

 .

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6364-سه-جایزه-جشنواره-زردآلوی-طلایی-ارمنستان-به-ایران-رسید

.

 جشنواره فیلم زردآلوی طلایی ارمنستان در حالی به کار خود پایان داد که سه جایزه آن به فیلمسازان ایرانی رسید.

به گزارش گروه فرهنگی ایرنا، پانزدهمین جشنواره فیلم «زردآلوی طلایی» ارمنستان در شهر ایروان به کار خود پایان داد و در نهایت فیلم «یوا» از آناهید آباد جایزه بهترین فیلم بخش «پانورامای سینمای ارمنستان» را از آن خود کرد.

همچنین جایزه بهترین بازیگرد مرد را شانت هاروتیونیان از آن خود کرد و جایزه بهترین فیلمنامه نیز به سجاد افشاریان و ابوالفضل صفاری برای فیلم «یک کامیون غروب» رسید.

هر دو فیلم «یوا» و «یک کامیون غروب» در بخش «پانورامای سینمای ارمنستان» جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان حضور داشتند.

در بخش رقابتی اصلی این رویداد سینمایی که اصغر فرهادی ریاست هیات داوران را بر عهده داشت، جایزه زردآلوی طلایی بهترین فیلم به فیلم «آتشفشان» ساخته «رومن بوندارچوک» محصول مشترک اوکراین و آلمان اعطا شد.

جایزه زردآلوی نقره‌ای نیز به «فورتونا» به کارگردانی «جرمینال روکس» از کشور سوئیس رسید.

در بخش مستند جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان که فیلم «متهمین دایره بیستم» ساخته حسام اسلامی نیز به نمایندگی از سینمای ایران حضور داشت، جایزه بهترین فیلم به «صورت فلکی دور» به کارگردانی «شوان میزراهی» محصول مشترک آمریکا، ترکیه و هلند اختصاص یافت.

امسال فیلم اسپانیایی‌زبان «همه‌ می‌دانند» جدیدترین ساخته اصغر فرهادی نیز در بخش غیر رقابتی جشنواره روی پرده رفت.

همچنین در این جشنواره از اصغر فرهادی، دارن آرنوفسکی، شین بیکر و جانفرانکو رُسی به پاس نقش چشمگیر در سینمای جهان با اعطای جایزه یک عمر دستاورد سینمایی تجلیل شد

 

 

 

اصغر فرهادی به دلیل تاثیر در سینمای جهان تقدیر شد

اصغر فرهادی به دلیل تاثیر در سینمای جهان تقدیر شد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6369-اصغر-فرهادی-به-دلیل-تاثیر-در-سینمای-جهان-تقدیر-شد

.

آیین اختتامیه جشنواره فیلم زردآلوی طلایی ارمنستان در حالی برگزار شد که از اصغر فرهادی کارگردان مطرح سینمای ایران به دلیل نقش چشمگیر در سینمای جهان تقدیر شد.

به گزارش گروه فرهنگی ایرنا، اصغر فرهادی رئیس هیات داوران بخش بین‌الملل جشنواره فیلم زردآلوی طلایی ارمنستان بود که تازه ترین ساخته اش با عنوان «همه‌ می‌دانند» در بخش غیر رقابتی جشنواره روی پرده رفت.

در شب اختتامیه این مراسم از اصغر فرهادی به دلیل نقش چشمگیر در سینمای جهان با اعطای جایزه یک عمر دستاورد سینمایی تجلیل شد.

پیشتر این جایزه به فیلمسازان مطرحی همچون ویم وندرس داده شد.

در جشنواره زردآلوی طلایی امسال سه مدال پاراجانوف به سه فیلمساز مطرح جهان داده شد.

این مدال در مراسم افتتاحیه به دارن آرنوفسکی داده شد و در اختتامیه فرانکو رزی و اصغر فرهادی دیگر فیلمسازانی بودند که مدال پاراجانوف را دریافت کردند.

اصغر فرهادی در حاشیه برگزاری این جشنواره یک مستر کلاس برگزار کرد که مورد استقبال قرار گرفت

 

 

 

«باداراک» در ردیف هفت ‌آیین مقدس مسیحیان جهان

«باداراک» در ردیف هفت ‌آیین مقدس مسیحیان جهان

 .

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6363-«باداراک»-در-ردیف-هفت-‌آیین-مقدس-مسیحیان-جهان

.

«باداراک» یکی از هفت آیین مقدس مسیحیان جهان است که به صورت سالانه در قره کلیسای شهرستان چالدران از توابع استان آذربایجان غربی برگزار می شود؛ آیینی که نام آن برای مسیحیان اقصی نقاط جهان آشناست.

به گزارش ایرنا ریشه این آیین بین المللی به آخرین شامی برمی‌گردد که مسیح (ع) در شب دستگیری خود توسط سربازان رومی با حواریون خورده و از آنجا که یکی از آن حواریون با نام تادئوس مقدس در قره کلیسا دفن شده، این کلیسای باستانی از اهمیت ویژه ای برای ارامنه برخوردار است.

محل شهادت تاتائوس یا تادئوس مقدس در منتهی الیه محراب این کلیسای تاریخی واقع شده و این مکان در جهان مسیحیت یکی از مهم ترین مراکز مذهبی به شمار می رود.

عشای ربانی، زیارت، نیایش، نذر و نیاز، غسل تعمید کودکان، مراسم عقد و مراسم مرتبط با فروع دین مسیحیت از جمله بخش های مختلف آیین باداراک محسوب می شود.

ارامنه بر این عقیده هستند که تعمید فرزندانشان در نخستین کلیسای مسیح و محل شهادت حواری آن حضرت با خیر و برکت همراه است و گروه دیگری نیز فرزندان 15 تا 20 ساله خود را با نذر و نیت در آنجا غسل می دهند.

بازدیدکنندگان این کلیسا در شصت و چهارمین آیین مذهبی باداراک طی روزهای اخیر از دختربچه ها و پسر بچه ها تا میانسالان و کهنسالان را شامل می شد؛ جوانان با پوشش های رنگارنگ هیجان خود از حضور در این مکان مذهبی و باستانی را نشان داده بودند.

در میان جمعیت جوانی با پیراهن سفید که بر روی آن عکس قره کلیسا نقش بسته بود توجهم را به خود جلب کرد و در سوی دیگر نیز مرد سالمندی عصا به دست روی تکه سنگی در حیاط قره کلیسا به شکوه این بنای تاریخی چشم دوخته بود.

پوستری در یکی از درب های ورودی حیاط کلیسا چسبانده شده بود و به همراه آوردن حیوانات، ریختن زباله و پوشش نامناسب برای آقایان و بانوان را به محوطه اصلی و داخل کلیسا هشدار می داد.

درست در ورودی قره کلیسا بر روی میز شال هایی در اختیار زایران قرار می گرفت تا با پوشش مناسب در مراسم های مذهبی شرکت کرده و بدین ترتیب حرمت کلیسا را حفظ کنند؛ شمع های زیادی نیز بر روی این میز قرار گرفته بود که هدف اصلی از فروش آنها مشارکت نیکوکاران در امورات این کلیسا محسوب می شد.

قیمت هر شمع 500 تومان تعیین شده بود اما زایران بیشتر اوقات مبلغی بیش از آن برای تهیه یک شمع پرداخت می کردند؛ خیران با پرداختن وجه چند شمع را برمی داشتند و در داخل کلیسا در مکان های ویژه ای در ورودی سالن روشن می کردند.

دخترکی که سنش حدود 10 سال می شد پس از برداشتن شمعی از میز ورودی کلیسا و پرداخت هزینه ای وارد این مکان مقدس شد و شمعش را به کمک شمع روشن دیگری برافروخت.

نگاهش را سمت شمع ها متمایل کرد و دستانش را به سوی آسمان برد و زیرلب ذکرهایی را زمزمه کرد؛ زایران در داخل کلیسا منظم، با آرامش و با رعایت سکوت برگزارکنندگان آیین های مذهبی را همراهی می کردند.

عقب عقب که از کلیسا بیرون می آمدم تا آرامش زایران را به هم نزنم، درست در مقابل درب اصلی کلیسا چشمم به زوج جوانی افتاد که کودک خود را در بغل گرفته بودند؛ شاید از ترس سر و صدا و گریه کودک خود از ورود به فضای اصلی خودداری کرده بودند.

حیاط اصلی این کلیسای باستانی از گردشگران و زایران پر شده بود؛ نیمکتی به چشم نمی خورد که خانواده ای بر روی آن ننشسته باشد؛ این مکان مقدس سراسر راز و نیاز و نشاط معنوی بود و حضور گردشگران و زایران در جای جای آن از برگزاری پرشور آیین مذهبی سالانه خبر می داد.

یک دختر بچه چهار ساله که به همراه والدین خود از ارومیه در این آیین شرکت کرده بود، گفت: قره کلیسا را دوست دارم و برای آمدن به اینجا و چادرزدن در کنار کلیسا علاقه ی زیادی دارم.

برائیلا سرکیس با اشاره به اینکه قداست قره کلیسا برای مسیحیان قابل توجه است، اضافه کرد: دوست دارم در داخل کلیسا دعای 'خداوند آسمان' را بخوانم و برای بابا و مامانم دعا کنم

پدر این دختر بچه نیز بیان کرد: کشیش ها و اسقف ها در ارومیه نیز در دسترس هستند اما حضور شخصیت های مذهبی در قره کلیسا بیشتر بوده و بر شکوه مراسم های مذهبی افزوده است

مایکل سرکیس ادامه داد: مراسم های مذهبی و فرهنگی بدون هیچ مشکلی در ایران برگزار می شود و مسیحیان قدردان این امکان هستند

رییس شورای خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان نیز گفت: اجرای آیین مذهبی قره کلیسا با عنوان باداراک، الگوی برگزاری مناسک دینی مسیحیان در کشورهای مختلف دنیاست

روبیک جانانه با بیان اینکه اجرای موفق آیین های دینی قره کلیسا چندی پیش در اجلاس ارامنه جهان در سال جاری مطرح شد، افزود: کلیساها و مکان های زیارتی مسیحیان در کشورهای دنیا از تجربه برگزاری مراسم باداراک استفاده می کنند

وی اضافه کرد: این آیین در نتیجه ایجاد امکانات حمایتی توسط نظام جمهوری اسلامی و تعامل سازنده مسوولان به الگوی مناسک دینی مسیحیان جهان تبدیل شده است

به گزارش ایرنا در چند کیلومتری قره کلیسا یادمان شهدای ارامنه دوران دفاع مقدس که در سال گذشته احداث شده است در بدو ورود به چالدران توجه گردشگران و زایران این اثر جهانی را به خود جلب می کند و حس تعلق آنان به ایران اسلامی را نشان می دهد.

پنج عکس از شهید سرگون آکویانس، شهید هرمز باباخانی، شهید قایچاق داوتیان، شهید آلبرت قوتسا و شهید فریدون عیوضی مزین کننده این یادمان است اما کمی جلوتر حرکت خودروها به سمت بنای جهانی قره کلیسا از برگزاری یک رویداد مهم فرهنگی حکایت داشت.

در جاده منتهی به این مکان مذهبی فرمایشی از مقام معظم رهبری درباره زندگی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان آذربایجان غربی آورده شده بود که: 'مردم این استان سال های متمادی، در کنار جمعی از هم میهنان مسیحی ما زندگی می کردند؛ امروز هم زندگی می کنند؛ در آینده هم زندگی خواهند کرد - مثل برادر و خویشاوند - با هم هیچ مشکلی هم، نه آن روز داشتند، نه امروز دارند و نه در آینده خواهند داشت'.

در سمت راست این جاده روستایی با 45 خانوار و جمعیت تقریبی 200 نفر واقع شده بود و بافت سنتی و طبیعت آن چشمان گردشگران خارجی را نوازش می کرد.

در سمت چپ این جاده نیز تا چشم کار می کرد چادرهای زایران و گردشگران ایرانی و خارجی خودنمایی می کرد؛ تابش آفتاب در گرمای تابستان نتوانسته بود ذره ای از علاقه مسیحیان جهان نسبت به تاریخی ترین کلیسای جهان بکاهد.

به گزارش ایرنا قره‌ کلیسا در 20 کیلومتری شمال شرقی چالدران و بر روی مزار تاتائوس، یکی از حواریون حضرت مسیح(ع) احداث شده است و تاریخچه ساخت آن به عنوان اولین کلیسای جهان مسیحیت بر اساس اسناد موجود به بعد از شهادت تاتائوس مقدس توسط جانشین پادشاه ارمنستان برمی‌گردد.

بعد از شهادت حواری حضرت مسیح (ع) او را در محل کنونی کلیسای تاتائوس به خاک سپرده اند و بعدها روی قبر او نمازخانه کوچکی ساخته اند؛ این نمازخانه در قرن هفتم میلادی به کلیسای بزرگ و مجللی تبدیل شده است.

بنای قره‌کلیسا (کلیسای تاتائوس مقدس) جزو 2 اثر ثبت شده جهانی آذربایجان غربی است و بیشتر صاحب‌ نظران آن را قدیمی ‌ترین کلیسای جهان می دانند.

بازدیدکنندگانی از کشورهای فرانسه، ارمنستان، چین، نروژ و سنگاپور در مراسم باداراک امسال از 21 تا 23 تیر سال جاری شرکت کردند

 

 

 

 

 

آیین سالانه قره کلیسا الگوی مناسک دینی مسیحیان جهان است

آیین سالانه قره کلیسا الگوی مناسک دینی مسیحیان جهان است

 .

http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6354-آیین-سالانه-قره-کلیسا-الگوی-مناسک-دینی-مسیحیان-جهان-است

.

رییس شورای خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان گفت: اجرای آیین مذهبی قره کلیسا با عنوان باداراک، الگوی برگزاری مناسک دینی مسیحیان در کشورهای مختلف دنیاست.

روبیک جانانه روز گذشته در حاشیه مراسم سالانه ارامنه جهان در قره کلیسای چالدران در گفت و گو با خبرنگار اعزامی ایرنا با بیان اینکه اجرای موفق آیین های دینی قره کلیسا در اجلاس ارامنه جهان در سال جاری مطرح شد، افزود: کلیساها و مکان های زیارتی مسیحیان در کشورهای دنیا از تجربه برگزاری مراسم باداراک استفاده می کنند.

وی اضافه کرد: این آیین در نتیجه ایجاد امکانات حمایتی توسط نظام جمهوری اسلامی و تعامل سازنده مسئولان به الگوی مناسک دینی مسیحیان جهان تبدیل شده است.

وی ادامه داد: زیارت، نیایش، نذر و نیاز، غسل تعمید کودکان، مراسم عقد و مراسم مرتبط با فروع دین مسیحیت از جمله بخش های مختلف آیین باداراک به شمار می رود.

جانانه بیان کرد: در عشای ربانی نیز دعا به درگاه خدا، شکرگزاری و ذکرهای دین مسیحیت به صورت مرتب در سه روز مراسم و به ویژه در غروب آفتاب برگزار می شود.

وی با اشاره به اینکه مراسم قره کلیسا با تامین امکانات هر ساله باشکوه تر از سال های قبل برگزار می شود، گفت: مسئولان استانی و شهرستانی امکانات رفاهی، امنیتی و انتظامی مطلوبی را برای زایران فراهم می کنند.

رییس شورای خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان افزود: تامین امکانات در این مکان پرهزینه بوده و با زحمت های فراوان همراه است اما مسئولان از هیچ تلاشی برای برگزاری مناسب این آیین دریغ نمی کنند.

وی با اشاره به اینکه امسال استفاده از تلفن به صورت مطلوب در محل اسکان زایران فراهم شده بود، افزود: کارکنان برق، آب، آتش نشانی، پزشکی و شهرداری برای اجرای هر چه بهتر این مراسم همکاری مطلوبی انجام دادند.

روبیک جانانه با اشاره به اینکه پیروان ادیان توحیدی همچون اعضای یک خانواده در کنار هم زندگی می کنند و آیین های مذهبی خود را بجا می آورند، گفت: تبعیضی در برگزاری آیین های مذهبی وجود ندارد و بادارک نیز همچون سایر مناسک دینی با آزادی کامل برگزار می شود.

وی اضافه کرد: بازدیدکنندگان خارجی این کلیسا با سه هدف بازدید از این مکان تاریخی، زیارت و پژوهش به قره کلیسای چالدران می آیند.

وی بیان کرد: نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ارزش های دینی است و تاثیر یکسانی بر روی مسلمانان و پیروان سایر ادیان الهی می گذارد.

رییس شورای خلیفه گری کل ارامنه آذربایجان راجع به اهمیت قره کلیسا نیز گفت: محل شهادت تاتائوس مقدس به عنوان یکی از حواریون حضرت عیسی مسیح (ع) در منتهی الیه محراب این کلیسا واقع شده و این مکان در جهان مسیحیت یکی از مهم ترین مراکز مذهبی است.

به گزارش ایرنا مراسم مذهبی باداراک به صورت سالانه با حضور ارامنه از کشورهای ارمنستان، سوریه، لبنان، هلند، فرانسه، اتریش، آلمان، کانادا و دیگر کشورهای جهان برگزار می‌ شود و یکی از هفت ‌آیین مقدس در تمام فرقه‌های مسیحیت است.

قره‌ کلیسا در 20 کیلومتری شمال شرقی چالدران و بر روی مزار تاتائوس، یکی از حواریون حضرت مسیح (ع) احداث شده است و تاریخچه ساخت آن به عنوان اولین کلیسای جهان مسیحیت بر اساس اسناد موجود به بعد از شهادت تاتائوس مقدس توسط جانشین پادشاه ارمنستان برمی‌گردد.

بعد از شهادت حواری حضرت مسیح (ع) او را در محل کنونی کلیسای تاتائوس به خاک سپرده اند و بعدها روی قبر او نمازخانه کوچکی ساخته اند؛ این نمازخانه در قرن هفتم میلادی به کلیسای بزرگ و مجللی تبدیل شده است.

بنای قره‌کلیسا (کلیسای تاتائوس مقدس) جزو 2 اثر ثبت شده جهانی آذربایجان غربی است و بیشتر صاحب‌ نظران آن را قدیمی ‌ترین کلیسای جهان می دانند.

بازدیدکنندگانی از کشورهای فرانسه، ارمنستان، چین، نروژ و سنگاپور در مراسم باداراک امسال شرکت کردند

 

 

 

اسقف اعظم ارامنه آذربایجان: ایران محلی برای اخوت بین ادیان توحیدی است

اسقف اعظم ارامنه آذربایجان: ایران محلی برای اخوت بین ادیان توحیدی است

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6359-اسقف-اعظم-ارامنه-آذربایجان-ایران-محلی-برای-اخوت-بین-ادیان-توحیدی-است

.

اسقف اعظم ارامنه آذربایجان با بیان اینکه توجه نظام جمهوری اسلامی به اقوام و ادیان باید در عرصه جهانی بازگو شود، گفت: در حال حاضر ایران به محلی برای نشان دادن اخوت بین ادیان توحیدی تبدیل شده است.

به گزارش ایرنا، گریگور چیفتچیان در مراسم سالانه باداراک در قره کلیسای چالدران، افزود: هفته آینده در ایالات متحده آمریکا سخنرانی می کنم و قول می دهم سفیر ایران در آنجا باشم تا احترامی که نظام جمهوری اسلامی به اقلیت ها قائل است را بازگو کنم.

وی با بیان اینکه قدردان امکانات فراهم شده برای ارامنه در ایران هستیم، اضافه کرد: دولتمردان ایران در تلاش هستند تا اقلیت های دینی در رفاه باشند و این نشان از بزرگواری نظام ایران است.

اسقف اعظم ارامنه آذربایجان با اشاره به توجه نظام جمهوری اسلامی به مرمت و بازسازی اماکن مقدس اقلیت های دینی گفت: قره کلیسایی که امروز مشاهده می کنید، ساختمان متعلق به 60 سال پیش نیست بلکه با توجه دولت ایران بازسازی و مرمت و امروز به کانون توجه ارامنه تبدیل شده است.

چیفتچیان با بیان اینکه ادیان توحیدی الهی مخالف و مقابل یکدیگر نیستند، تاکید کرد: این پیروان ادیان هستند که علیه یکدیگر بر می خیزند و نمونه آن ها را می توان در منطقه و جهان دید.

وی با بیان اینکه در ایران احترام متقابلی بین اقوام و ادیان وجود دارد، بیان کرد: ارامنه ایران به اماکن مقدس ایران احترام ویژه ای قائل هستند که غیر قابل بیان است.

مراسم مذهبی باداراک از پنجشنبه هفته گذشته در قره کلیسای چالدران آغاز شده و روز گذشته به کار خود پایان داد

 

 

 

آبرامیان: تعبیر تخفیف در اعدام قاچاقچیان مواد مخدر صحیح نیست

آبرامیان: تعبیر تخفیف در اعدام قاچاقچیان مواد مخدر صحیح نیست / حکم اعدام برای کدام دسته از قاچاقچیان مواد مخدر صادر می‌شود؟

.

 http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6360-آبرامیان-تعبیر-تخفیف-در-اعدام-قاچاقچیان-مواد-مخدر-صحیح-نیست-حکم-اعدام-برای-کدام-دسته-از-قاچاقچیان-مواد-مخدر-صادر-می‌شود؟

.

 ژرژیچ«آلیک» - عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس تعبیر تخفیف در اعدام قاچاقچیان مواد مخدر را اشتباه دانست و گفت: نگاه و رویکرد به تعاریف قاچاق و قاچاقچی مقداری کارشناسی‌تر شده است.

ژرژیک آبرامیان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، در رابطه با تاثیر قانون در افزایش محکومین با جرم مواد مخدر گفت: اعتیاد در جامعه ما وجود داشته و در حال حاضر نیز وجود دارد و نمی‌توان آن را کتمان کرد و معتادان متهاجر همیشه در معابر و در پارک‌ها زندگی می کنند در این زمینه گزارشات مهمی مطرح شده است، ولی اینکه تغییرات در قانون باعث این رشد شده، نیاز به بررسی تمام این آمارها و اظهار نظر کارشناسی است.

نماینده مسیحیان ارمنی حوزه جنوب در مجلس شورای اسلامی مسائل و مشکلات اقتصادی را یکی از دلایل رشد اعتیاد و یا فروش غیر قانونی مواد مخدر دانست و گفت: اگر بررسی ها نشان دهد که نقص قانون باعث ایجاد این رشد شده است باید اصلاح و تغییر کند.

ژرژیک آبرامیان تعبیر تخفیف در اعدام را اشتباه دانست و گفت: نگاه و رویکرد به تعاریف قاچاق و قاچاقچی مقداری کارشناسی‌تر شده است، زمانی بود که افرادی معتاد و یا دیگر افراد به دلایل اقتصادی با دریافت یک مبلغ ناچیزی اقدام به جابه جا کردن مواد مخدر می‌کردند و سپس دستگیر می‌شدند، قانون نیز به شدت با آنها برخورد می‌کرد و اکثرا اعدام می‌شدند. این اعدام‌ها پیامدهای نامتجانس و نامطلوب در جامعه به وجود می‌آورد که می‌بایست دقیق تر بررسی می‌شد.

وی تصریح کرد: از این رو این مساله را جرم شناسان، قضات و کارشناسان و متخصصین، ماموران مباره با مواد مخدر بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مجازات خورده پاها تاثیری در حل کل معضل اعتیاد ندارد، به همین منظور اشد مجازات برای قاچاقچیان تغییری نکرده و تخفیفی وجود ندارد  بلکه شروطی است و اگر قاچاقچی اقدام به این کار کند کما فی‌السابق به شدید ترین وجه مجازات خواهد شد .

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس دهم با اشاره به سیاست‌گذاری قانون که باید باعث اصلاح فرد شود و بتواند وی را به جامعه برگردد گفت: در این زمینه هنوز نتایج خوبی دریافت نکرده‌ایم، البته کوشش فراوانی شده و دلایلی همچون نبود امکانات، باعث می‌شود که این مبارزه به صورت صد‌در‌صد و کافی صورت نگیرد. چرا که اگر هر معتادی را به عنوان یک معضل اجتماعی در نظر بگیریم، که اعتیاد همانند یک بیماری گریبان‌گیرشان شده و نیاز به رسیدگی و درمان و بازگشت به جامعه دارند امکانات ما به حد کافی نیست. این مشکلی است که در آینده امیدواریم راه حلی برایش پیدا شود

 

 

 

نقد فیلم وقتی برگشتم

 نقد فیلم وقتی برگشتم

گرد آوری از گارگین فتائی

.

کارگردان

وحید موسائیان

تهیه‌کننده

وحید موسائیان

نویسنده

وحید موسائیان

بازیگران

رضا کیانیان

احترام برومند

بیتا فرهی

لادن مستوفی

رعنا آزادی‌ور

سروش صحت

افشین هاشمی

منظر لشگری

امید روحانی

حسین محب‌اهری

نورالدین جوادیان

سحر آربین

موسیقی

فریدون شهبازیان

فیلم‌برداری

محمدرضا سکوت

تدوین

حسن حسندوست

توزیع‌کننده

رسانه فیلمسازان

تاریخ‌های انتشار

 ۸آذر ۱۳۹۶

مدت زمان

 ۹۰دقیقه

کشور

ایران

زبان

فارسی

فروش گیشه

 ۲۱۹٬۸۸۵٬۰۰۰تومان

وقتی برگشتم… فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی وحید موسائیان محصول سال ۱۳۹۴ است.

این فیلم در تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده‌است

 

خلاصه داستان

وقتی برگشتم ، فیلمی احساسی ، فانتزی و با رگه های نوستالژیک است. قصه این فیلم از زبان بهرام است. بهرامی که در کما به سر می برد و شخصیت های زندگی اش را به ما معرفی می کند. شخصیت هایی که هر کدام در جایی از دنیا زندگی می کنند و هر کدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند. و همه دست به دست هم می دهند تا بهرام برگشتی با شکوه از کما داشته باشد.

 

 

 

نقد فیلم

یاسمن خلیلی فرد

خاطرات گذشته

این نقد پس از تماشای فیلم در جشنواره ی بین المللی فیلم فجر (اردیبهشت ماه 95) نوشته شده است:«وقتی برگشتم» (با نام پیشین "قشنگ و فرنگ") آخرین ساخته ی وحید موساییان در حالی در سالن یک پردیس چارسو (جشنواره بین المللی فیلم فجر) به نمایش درآمد که سالن تقریباً پر بود.تماشای نتیجه ی کار کارگردان گزیده کار سینمای ایران که عموماً به ساخت فیلم های مهجور و خاص شهرت دارد برای بسیاری از سینمادوستان جالب توجه بود.

«وقتی برگشتم» را می توان فیلمی خاطره بازانه و نوستالژیک دانست و چنین فیلم هایی عموماً با دو برخورد از سوی تماشاگران مواجه می شوند؛ برخی تماشاگران این فیلمها را پس می زنند و برخی به شدت با آن ها ارتباط برقرار می کنند. از نمونه های موفق تر این چنینی می توان «در دنیای تو ساعت چند است؟» را نام برد. نگارنده، به سبب علاقه به «گذشته» و «نوستالژی» طرفدار چنین فیلم هایی است اما «وقتی برگشتم» به چند دلیل نمی تواند توقعات مخاطب را به طور کامل برآورده کند:

فیلم، تک سکانس های خوبی دارد. حتا می توان گفت داستانِ هر یک از کاراکترهای  فیلم به خودی خود جالب و کنجکاوی برانگیز است اما آن چه به فیلم لطمه وارد می کند عدم انسجام سکانس ها و درست چفت و بست نشدن آن ها به یک دیگر است. به درستی نمی توان قضاوت کرد سرچشمه ی این ایراد متوجه تدوین فیلم است یا فیلمنامه ی آن اما شاید هر دوی این بخش ها به کار لطماتی وارد آورده اند. فیلمساز سعی بر آن داشته تا با نقب به گذشته وسرک کشیدن به داستانک های شخصیت های فرعی، پازل شخصیتی و فراز و نشیب های زندگی شخصیت اصلی یعنی بهرام (با بازی خوب رضا کیانیان) را تکامل بخشد اما در این کوشش به موفقیت نمی رسد زیرا بخش های فرعی کار به درستی به هم نمی چسبند و کلِ واحدی را پدید نمی آورند و گاه ورود به زندگی و دنیای برخی کاراکترها امری زائد و بیهوده به نظر می رسد.

توجه به مضامینی همچون «عشق» و «حسرت» از مولفه های آشنای فیلم هایی با این سبک و سیاق است که در کار موساییان نیز رعایت شده است اما در «وقتی برگشتم»، گاه این عناصر حالتی تصنعی به خود می گیرند و جنسشان از واقعیت به دور می شود. کلیشه ها نیز به فیلم آسیب رسانده اند؛ مثلاً قرار گرفتن نسترن (با بازی بیتا فرهی) در کنار داریوش (سروش صحت) نامزد چرب زبان و مکارش که در تقابل با تنهایی ها و پشیمانی های بهرام بابت از دست دادن او قرار می گیرد وجهه ای کلیشه ای دارد که دست کم می توانست به شکل دیگری در کار گنجانده شود.

یکی دیگر از نکات قابل ذکر گم شدن شخصیت اصلی فیلم در نیمه های راه است. فیلم از زاویه ی دید و به روایتِ بهرام آغاز می شود اما در میانه های راه (مخصوصاً بعد از تصادف و به کما رفتن او) گویی شخصیت اصلی گم می شود. حالا نقش فرنگ خانم (احترام برومند) پررنگ می شود و به نحوی داستان می شود داستان او! کاملاً پیداست ایده ی اصلی فیلمساز چه بوده و می خواسته چه هدفی را دنبال کند و حتا چارچوب مد نظر او نیز مشخص است؛ قرار بوده با رفت و آمدهایی از گذشته به حال و بالعکس، تعمیم دنیای ذهنی و فکری آدم ها به فیلم ها و گلچینی از مهم ترین وجوه شخصیتی-فکری کاراکترهای مختلف شخصیت بهرام به تکامل رسد و او را با تمام زوایای وجودی اش که از گذشته نیز وام گرفته اند بشناسیم اما کار در اجرا با آن چه از اول می بایست شکل می گرفته فرق دارد. زنجیرهای ارتباطی صحنه های فیلم با یکدیگر سست شده اند و فیلم باورپذیر نیست.

اما «قشنگرنگ» نکات مثبتی هم دارد. بهره گیری از روابط بینامتنی در فیلمنامه به چشم می خورد؛ درواقع همین عشق فیلم بودن بهرام و داشتن آن کتابخانه ی غنی موجب آن می گردد که ظرایفی از همان فیلم ها و داستان ها به متن فیلم وارد شود که کار را از یکنواختی درمی آورد و توجیهی برای روشنفکر بودن کاراکتر ارائه می دهد. دغدغه های روشنفکرانه ی شخصیت هایی مثل بهرام و نسترن شباهتی به پزهای بورژوامآبانه ی برخی فیلم های دیگر پیدا نمی کند و از جنس واقعیت است. به عبارتی فیلمساز در شخصیت پردازی موفق عمل نموده و رفتارهای کاراکترها با درونیات آن ها جور است. تقابل شخصیت دو پسرخاله، یعنی بهرام و حمید (افشین هاشمی) خوب از آب درآمده است و علاقمندی آن ها به یکدیگر در عین تفاوت هایشان از بخش های مثبت کار است. البته کاراکتر فرا (رعنا آزادی ور) تا حدودی منفعل است. پیداست او با پدرش مشکلاتی دارد اما این مشکلات هرگز باز نمی شوند و در انتها نیز مخاطب دلیل این همه اختلاف او با پدرش را درک نمی کند؛ ضمن آن که این شکل از اختلافات عموماً در دوران بلوغ یا عنفوان جوانی رخ می دهد و فرا که دختری سی و چند ساله با یک تجربه ی طلاق است می بایست پختگی بیشتری در تصمیمات و رفتارش داشته باشد. داریوش، نامزد نسترن نیز به باور من در حد یک تیپ باقی می ماند و نمی تواند شخصیت باثبات و باورپذیری را ارائه دهد که زن عاقل و باتجربه ای همچون نسترن عاشقش شود و بخواهد با او ازدواج کند.

فضاسازی کار خوب و باورپذیر است. خوشبختانه، علیرغم بالا رفتن مخارج کار، فیلمساز برای بخش های خارجی فیلم حقیقتاً به کشورهای فرانسه و امارات سفر کرده است. صحنه هایی که می بایست در کیش فیلمبرداری می شدند حقیقتاً در کیش فیلمبرداری شده اند و همه ی این ها به درآمدن فیلم کمک کرده است. طراحی خوب صحنه و لباس، فضای فراواقع گرایانه و ذهنی مد نظر کارگردان را تا حد زیادی به منصه ظهور می رساند. بازی بازیگران خوب است، خصوصاً بازی های رضا کیانیان، احترام برومند، منظر لشکری و بیتا فرهی. افشین هاشمی نقش هایی مشابه این را ایفا کرده اما این مسئله از ارزش کارش نمی کاهد. لادن مستوفی نیز حضوری کوتاه اما موثر در فیلم دارد. با این حال همچنان شخصیت های زائدی هم در فیلم به چشم می آیند، از جمله فردوس و گل آفتاب که بود و نبودشان تفاوت چندانی در داستان فیلم ندارد.

نباید فراموش کرد که «وقتی برگشتم» ایده ی اولیه ی خوبی دارد؛ همان طور که گفتم خیلی ها از جمله خودِ من از تماشای فیلم هایی با این حال و هوا لذت می برند اما همه ی این ها به شرطی اتفاق می افتد که فیلم درآمده باشد؛ مثل فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» که داستان آن مدام از حال به گذشته در رفت و آمد بود، همه در آن فرانسه حرف می زدند، شخصیت اصلی فیلم از فرنگ برگشته بود، لوکیشن ها نمودی از سانتی مانتالیسم را با خود به همراه داشتند اما فیلم از بافت و جنس زندگی بود و بنابراین توی ذوق نمی زد، همه چیزش واقعی به نظر می رسید و سکانس های آن با هم جور و به هم متصل بودند.

موسیقی متن فیلم «وقتی برگشتم» تا حدودی بیانگر دنیایی فانتزی ست و احتمالاً سعی بر آن دارد تا به سمت و سوی تلخی نگراید و به فراواقعگرایی موجود در فیلم دامن زند اما به باور من حجم آن کمی زیاد از حد بود و بر فیلم سنگینی می کرد.

نکته ی دیگر این که فیلم واقعاً داستانِ کیست؟ بهرام و زندگی گذشته اش یا مادر و خاله ی او (قشنگ خانم و فرنگ خانم)؟

 

نقد و بررسی «وقتی برگشتم» در ارسباران

فرهنگسرای ارسباران در تازه ترین نشست باشگاه فیلم تهران میزان جلسه نقد و بررسی فیلم سینمایی «وقتی برگشتم» با حضور سازندگان و بازیگران این اثر بود.

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «وقتی برگشتم» در قالب چهارصد و پنجاه و هشتمین نشست باشگاه فیلم تهران با حضور وحید موسائیان نویسنده و کارگردان، احترام برومند بازیگر، افشین هاشمی بازیگر و منظرلشگری بازیگر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در ابتدای این نشست احترام برومند در ارتباط با حضورش در این فیلم سینمایی گفت: وقتی به من پیشنهاد حضور در این فیلم داده شد اول فکر نمی کردم که این مقدار کار داشته باشم. زمانی که برای فیلمبرداری رفتیم متوجه شدم که من شبانه روز باید آنجا باشم. من اصلا اتکای به نقش نداشتم و به خودم مطمئن نبودم که بتوانم از عهده این نقش بربیایم. امیدوارم که در نتیجه باور پذیر بوده باشد. چیزی که برایم جالب بود این است که این فیلم و قصه به قشری از طبقه اجتماعی ما که خیلی کمتر به آنها پرداخته می شود مربوط می شد که به فراموشی سپرده شده است. اهمیت چارچوب خانواده و نقش این دو زن مسن در نگه داشتن زندگی که تلاش می کنند آن را حفظ کنند به نظرم جالب بود. فیلم فیلمبرداری خیلی عالی داشت و موسیقی، صدابرداری و صداگذاری آن بسیارخوب بود.

وی در ادامه افزود: زمانی که فیلم را دیدم همین برایم کافی بود که احساس کردم پشیمان نیستم که در این فیلم حضور دارم. این فیلم سه سال نگه داشته شد و نگذاشتند که نمایش داده شود. در جشنواره چندسال قبل پذیرفته نشد و من زمانی که بقیه فیلم‌ها را دیدم بسیارتعجب کردم که با وجود اینکه این فیلم بدتر از بقیه فیلم‌هایی که در جشنواره ها نمایش داده شد نبود ولی در حق آن کم لطفی شد.

منظر لشگری دیگر بازیگر این فیلم سینمایی در ادامه اذعان داشت: من دعا می‌کنم که نظیر وحید موسائیان و افشین هاشمی آنقدر وضع مالی خوبی داشته باشند که بتوانند این ایده ها و تفکرات را بر روی پرده سینما بیاورند که با تماشاچی در رابطه قرار بگیرد و محتاج این نباشند که دوسال در انتظار اکران بمانند.

وحید موسائیان کارگردان این فیلم سینمایی در ادامه این نشست در ارتباط با ساخت این فیلم گفت: پیرو صحبت خانم برومند مبنی بر اینکه از حضور در این فیلم پشیمان نیستند، خود من هم همین حس را دارم که اگر در فضای بلبشوی اکران و فضای سلیقه‌های حاکم در سینما که فیلم‌ها کمتر مجال دیده شدن دارند، من وقتی فیلمم را می بینم از ساختار آن راضی هستم و این شاید برای فیلمساز که این حجم از بی‌مهری را نسبت به اکران و مسائل دیگر می‌بیند راه جبران باشد.

وی در ارتباط با حضور افشین هاشمی در این فیلم توضیح داد: من افشین هاشمی را در فیلم «گل چهره» کشف کردم و از آن جا به بعد افشین مرا مجذوب خود کرد. متاسفانه در «فرزندچهارم» نشد که حضور داشته باشد ولی زمانی که فیلمنامه این فیلم را می‌نوشتم دونفر همیشه جلوی چشمانم بودند که بر اساس آنها فیلمنامه را جلو می‌بردم، آن دونفر افشین هاشمی و مسعود رایگان بودند. انتخاب اول من برای نقش «بهرام» مسعود رایگان بود که خیلی تلاش کردم در این فیلم حضور داشته باشد ولی متاسفانه نشد و عدم حضور او یک حسرت دائمی برای فیلم «وقتی برگشتم»شد.

او همچنین اضافه کرد: طراحی صحنه فوق‌العاده فیلم این فرصت را برایم بوجود آورد که به بازیگر از منظر دیگری نگاه کنم. زمانی که راجع به نقش «فرنگ» و «قشنگ» می‌نوشتم، به این موضوع فکر می‌کردم که باید از دو چهره استفاده کنم که سابقه تصویری نداشته باشند. زمانی که دستیار من خانم برومند را به من معرفی کرد، وی را به عنوان یک نوستالژی که در ذهن ما است می‌شناختم که در چندسال اخیر کار تصویری از ایشان ندیده بودیم. زمانی که ایشان را در دفتر دیدم متوجه شدم که ایشان خود «فرنگ» هستند. خانم لشگری را نیز زمانی که معرفی کردند، اوایل فکر می‌کردم انتخاب درستی نیستند ولی به مرور متوجه شدم که ایشان هم خود نقش «قشنگ» هستند. این دو کاراکتر به قدری به نقش نزدیک شدند که شما فکر نمی‌کنید خارج از زندگی خودشان نقش بازی می‌کنند.

موسائیان در ارتباط با فضای نوستالژیک حاکم در این فیلم توضیح داد: انسان معاصر نگاه به گذشته دارد. چون فکر می‌کند گذشته‌اش بهتر از حال حاضر او است. کاراکتر «بهرام» ما به عنوان یک روشنفکر، نوستالژی از جنس دیگر را طلب می‌کرد، من درگیر این نوستالژی نبودم، درگیر این موضوع بودم که بهرام در فیلم من به یک رویا می‌رود. تمام تلاشم این بود که این فیلم یک رویا بوده و یک بازی بین گذشته، حال و آینده این شخصیت ها باشد. من فیلمی ساختم در ارتباط با یک آدم روشنفکر و تمام تلاشم را کردم که این فیلم روشنفکرانه نشود. آن فرد روشنفکری که در فیلم وجود دارد ابزاری مانند قلم و نوشتن دارد و دخترش به دلیل فاصله سنی با این مسئله مشکل دارد. این فیلمنامه بارها و بارها بازنویسی شده و شاید یکی از شیرین ترین بخش ها همین بازنویسی فیلمنامه باشد.

 

احترام بروند در انتظار ماندن زمان اکران فیلم را بزرگترین ضربه برای آن دانست و خاطرنشان کرد: یک لحظه به این موضوع فکر کنیم که در این یکی دوسال کشورمان وجوانانمان به چه اندازه تغییر کردند؟ کسانی که می‌توانستند تماشاگر این فیلم باشند چقدر سنشان بالاتر رفته و بی حوصله‌تر شدند. این فیلم که از نظر دوستان فیلمی آرام، عاشقانه و خانوادگیست در حال حاضر از حوصله جوانان و کسانی که به سینما می روند خارج است و آنها می خواهند بروند فیلم طنز خنده دار مایل به مبتذل و یا فیلم های خشن راببینند. به نظر من این دوسه سال لطمه بزرگی به فیلم زد.

 

افشین هاشمی در ارتباط با نقش خود در این فیلم اضافه کرد: من نقش دندانپزشکی را ایفا می کنم که در تضاد با شخصیتی است که آقای کیانیان بازی می‌کند. این فرد از تمکن مالی برخوردار است اما لزوما آدم عمیقی نیست، در صورتیکه در کنار آدم عمیقی زندگی کرده است. این فرد جور دیگری زندگی کرده و لذت زندگی را جور دیگری جستجو می‌کند در صورتیکه شخصیت آقای کیانیان اینگونه نیست.

 

 

  هومن نشتائی

پرورش شخصست

بیشترِ مدت زمان فیلم بر سر معرفی شخصیت ها می گذرد. در سینمایی که همه پرسوناژ ها شبیه یکدیگرند. وجود تفاوت و...

وقتی برگشتم ، فیلمی احساسی ، فانتزی و با رگه های نوستالژیک است. قصه این فیلم از زبان بهرام است. بهرامی که در کما به سر می برد و شخصیت های زندگی اش را به ما معرفی می کند. شخصیت هایی که هر کدام در جایی از دنیا زندگی می کنند و هر کدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند. و همه دست به دست هم می دهند تا بهرام برگشتی با شکوه از کما داشته باشد. بیشترِ مدت زمان فیلم بر سر معرفی شخصیت ها می گذرد. در سینمایی که همه پرسوناژ ها شبیه یکدیگرند. وجود تفاوت و دنیایی رنگارنگ نفسی تازه محسوب می شود. وحید موسائیان با اتخاب درست شیوه روایت توانسته به هدف خود تا حد زیادی نزدیک شود. کارگردان ماجرا را خطی و یکنواخت تعریف نمی کند. بلکه برای اجرای فیلمنامه از تکنیک هایی مانند فلاش بک و نریشن استفاده شده است. استفاده از این تکنیک ها مهارتی را می طلبد که ثبات روایت را حفظ کند. با وجود تمام اینها فیلم انسجام خود را از اول تا انتها حفظ کرده ، بدون اینکه ذهن مخاطب را در چاله سردرگمی فرو کند. فیلم بازگو کننده عشق است. عشقی که فراموش شده و با برگشت بهرام قرار است دوباره شکل بگیرد. عشقی که قرار است دوباره یک خانواده را به یکدیگر متصل کند. شاید ما در فیلم بیشتر شاهد خیانت و دوری و تنهایی باشیم. اما تمام اینها به عشقی ختم می شود تا تمام شخصیت ها سر جای اصلیشان بازگردند. این فیلم از کلیشه دوری کرده است و دیگر شبیه یک فیلم نیست. این فیلم فقط به درگیر کردن گوش و چشم مخاطب بسنده نکرده است. و وارد ذهن و قلب مخاطب شده است. و موجب شده تا مخاطب فیلم را با قلب و با ذهن خود ببیند. تا لایه ای دیگر از این دنیا را کشف کند. فیلمی فانتزی که از دغدغه های ساده دنیا به دور است. فیلمی که شخصیت های آن هر کدام رفتار های خاص خودشان را برای ایجاد جذابیت دارند. شاید به نظر برسد که بسیاری از شخصیت ها در فیلم اضافه هستند. اما وجود همه شخصیت ها برای ایجاد لایه عمیق تری از عشق ضروری است. اما شاید در انتهای فیلم مرگ خاله قشنگ و خاله فرنگ (که کمی مبهم و نامعلوم بود) غیر ضروری به نظر می رسید. وقتی قرار است همه چیز درست شود مرگی چنین غیر منتظره چه دلیلی می تواند داشته باشد. اما شاید برای توجیه این قضیه بتوان گفت : آدم به ازای بدست آوردن هر چیز ، چیز دیگری را از دست می دهد. فیلم از لحاظ ساختاری هم حرف برای گفتن دارد. از طراحی صحنه فوق العاده شروع کنیم که کاملا با فیلمنامه و ابعاد شخصیتی همخوانی دارد ، و در القای حس کمک به سزایی به کارگردان کرده است. از طرفی دوربین آرام و بی تنش و قاب بندی های خنثی به منظور درستی استفاده شده و تدوین روان به اتصالِ منسجم نماها کمک کرده است. و موسیقی نیز به اصطلاح فوت کوزه گری آخر کار است.

وقتی برگشتم ، فیلمی احساسی است که می تواند مخاطبان خودش را داشته باشد و بیننده را به فکر فرو ببرد. حس و حالی که این فیلم برای مخاطب ایجاد می کند ، فراموش شدنی نیست و می تواند دلنشین باشد.

 

فیلمی برای پاییز

مدیسا مهراب پور

نام فیلم «وقتی برگشتم» به گوشتان خورده است؟ احتمالاً در هجوم فیلم‌هایی که اسم‌های بزرگ و حواشی زیاد را با خود یدک می‌کشند، «وقتی برگشتم» آن‌قدرها برای گیشه فیلم جذابی نمی‌تواند باشد (باوجود ستارگانش و به خاطر شکل ساخت فیلم) و احتمالاً در هیچ‌یک از محافل سینمایی هم از آن اسمی نخواهند برد و جراید هم سرسری از کنارش می‌گذرند؛ اما بگذارید اعتراف کنم که «وقتی برگشتم» و فیلم‌هایی شبیه به آن اتفاقاً می‌توانند از معدود امیدهای سینمای ایران باشند. فیلم‌هایی که خارج از جریان اصلی و خط و مشی‌های مد روز، مانند ساخت فیلم‌هایی در ستایش بدبختی و یا گیر دادن به اخلاقیات طبقه متوسط، راه خودشان را می‌روند و می‌خواهند بدون اینکه ادا دربیاورند و خود را شبیه مد روز درست کنند، پی دغدغه‌های خود هستند. نمونه چنین فیلم‌هایی در سال‌های اخیر زیادتر هم شده. منظور ازاین‌دست فیلم‌ها آثار سرخوشانه و دلگرم‌کننده و کمی هم فانتزی هستند که در سینما بیشتر به دنبال احساسات و یا فانتزی و خیال می‌گردند. باوجودیکه خیلی وقت‌ها در بسیاری‌شان مانند همین «وقتی برگشتم» ستاره‌های زیادی حضور دارند اما در بسیاری از مواقع در رقابت‌های گیشه‌ای شکست‌خورده‌اند…چنین فیلم‌هایی بازه گسترده‌ای از «قندون جهیزیه» تا «من دیه گو مارادونا هستم» و از «آذر، شهدخت و…» تا «در دنیای تو ساعت چند است» را شامل می‌شوند. ملاک حضورشان فاصله گرفتن از فضاهای کلیشه‌ای و روزمره ایست که سرتاسر سینماهای ایران را پرکرده است…اما در میان هیاهوی سینمای واقع‌گرایانه اجتماعی یا سیاه‌نمایانه پایین‌شهری، این فیلم‌ها سمت‌وسوی دل، عاشقانگی، نوستالژی و ماجراجویی دارند. همین‌که هنوز کارگردانانی هستند که هوس ماجراجویی و عاشقی در سر دارند، برای عشق فیلم‌ها غنیمت است. فیلم‌هایی که تماشاگرش را در مدت نمایش خود از زمین خاکی می‌کند و به سرزمین «آلیس در سرزمین عجایب» ها می‌برد.

وحید موسائیان که تجربه کارگردانی انواع مختلفی از فیلم‌ها را داشته، این بار به سراغ ساخت یک عاشقانه فانتزی رفته که در آن چیزهای هیجان‌انگیزی پیدا می‌شود. عاشقانه‌هایی پدر/دخترانه، مادر/ پسرانه، خواهرانه، همسرانه و در سوی دیگر عاشقانه‌های ازدست‌رفته و فانتزی‌هایی که سردراز دارند و آمیخته از اشک‌ها و لبخندهای توأمان‌اند و البته عشق به سینما که نه‌فقط در شخصیت‌پردازی قهرمان فیلم یعنی بهمن که در پلان به پلان فیلم مشاهده می‌شود. «وقتی برگشتم» ترکیبی از بسیاری از فیلم‌های مهم و مشهور تاریخ سینما پیش از خود است و از تمام آن‌ها وام می‌گیرد تا تماشاگر را بیشتر سر ذوق بیاورد.

 نکته مهم دیگر در «وقتی برگشتم» اسلوب و مقیاس به‌راستی سینمایی فیلم است. این فیلمی ست که برای پرده سینما ساخته‌شده، شکل و شمایلی سینمایی دارد و شبیه به فیلم/ سریال‌های صداوسیمایی رایج بر پرده‌ها نیست که با انبوهی کلوزآپ و مدیوم شات پرشده باشد. فیلم نه‌تنها در زاویه‌بندی و اسلوب فیلم‌برداری خود بلندپروازانه فکر و عمل می‌کند که با انتخاب لوکیشن‌های مختلف در کشورها و شهرهای متفاوت، تنوع بصری ویژه‌ای را به فیلم تزریق می‌کند که تصاویری جدید و دیده نشده به تماشاگرانش نشان می‌دهد تا او را از رخوت لوکیشن هشتاد درصد فیلم‌ها، یعنی پایتخت غبارآلود و شلوغ دور کند و در فانتزی‌های شرقی/غربی دیگری بی اندازد. بخش مربوط به هما (لادن مستوفی) که در پاریس می‌گذرد حکم یک پرانتز در متن اصلی فیلم را دارد که بسیار هم خوب عمل می‌کند. هرچند تأکید ویژه‌ای رویش نیست و در مقایسه با دیگر داستانک ها و خصوصاً داستان بهمن و همسرش بیتا فرهی آن‌قدر جدی گرفته نمی‌شود اما پتانسیل این را دارد که خط ویژه‌ای در فیلم بیابد. زنی که زندگی عاطفی‌اش به بن‌بست خورده، برای پیگیری تحصیل و امورات مربوط به پایان‌نامه‌اش، به پاریس رفته و در آنجا دلداده استاد فرانسوی خود شده که با او فقط و فقط از عشق و برازندگی دختر می‌گوید. دختر که تصمیمش را برای ترک همسرش گرفته و می‌خواهد با سفری که با استادش می‌رود آن را جامه عمل بپوشاند، در لحظه آخر، در ایستگاه قطار که مهد خداحافظی‌های عاشقانه بسیاری در تاریخ سینما است، مانند «کازابلانکا» یا «ملاقات کوتاه»، تصمیمش را عوض می‌کند. در سکانسی که به‌خوبی ساخته‌شده و بدون حرافی و زیاده‌گویی تنها با یکسری ایماواشاره و سر آخر، نگاه‌های مهم، زن و مرد از هم خداحافظی می‌کنند، مرد به‌قطار می‌رسد و دختر ناامید اما محکم از ایستگاه بیرون می‌زند.با شوهرش تماس می‌گیرد و می‌گوید تصمیم گرفته دیگر نه پای او و نه هیچ مرد دیگری باشد و خودش تنها ادامه دهد. تلفن را قطع می‌کند و بعدازآن بلافاصله از فیلم حذف می‌شود. فیلم درواقع او را فراموش نمی‌کند یا بی‌سروته به حال خود ولش نمی‌کند که پرونده‌اش را با همین جمله‌ای که بسیار هم مصمم آن را بیان می‌کند، می‌بندد. او می‌رود که برای خودش زندگی کند و این درست در مقابل واکنش بیتا فرهی همسر بهمن قرار می‌گیرد. زنی که همسرش را ترک گفته و در آستانه ازدواجی دیگر است اما حادثه‌ای که برای بهمن می‌افتد او را در ذهن خود و زندگی‌اش به همسر سابقش بازمی‌گرداند، به مردی که همیشه او را دوست داشته و حالا زن این را فهمیده است. دو برخورد و تصمیم متفاوت از دو زن متعلق به دو نسل مختلف که یکی زندگی و گذشته و خاطراتش را می‌چسبد و دیگری خودش و آینده‌اش را

«وقتی برگشتم» لحظات سرخوشانه و ملودراماتیک خوب زیادی دارد که به‌اندازه است و از کلیت فیلم بیرون نمی‌زند، الکی بزرگنمایی نمی‌کند و حدش را خوب می‌شناسد. همین باعث می‌شود تماشاگر با لبخندی خوش از تجربه لذت‌بخش تماشای یک فیلم پاییزی درست‌ودرمان از سالن سینما بیرون بیاید.

 

هنگامه ناهید 

فیلم با جوی آرام و راحت و صمیمی شروع می‌شود و سپس با ادای دین به فیلم‌ها و فیلم‌سازان محبوب آقای موسائیان پیش می‌رود. یک عاشقانه‌ی آرام که به مرور ِ بخشی از زندگی زناشویی و گذشته‌ی کاراکتر بهرام (رضا کیانیان) می‌پردازد و سعی دارد در حد نیاز زندگی او را در آن دوره واکاوی کند.

فیلم وقتی برگشتم از عشق و معجزه‌ی آن می‌گوید. از این که محبت و دوست‌داشتن چطور می‌تواند زندگی همه‌ی ما را شیرین‌تر کند و یک تصادف هم این میان می‌شود یادآور همه‌ی پیوندهایی زیبا و محکم که می‌روند تا به دست فراموشی سپرده شوند. فیلم‌ساز درونیات و نوستالژی‌هایش را به سبک خود بیان می‌کند و شاید اگر سعی نمی‌کرد از همه چیز مانند عرق ملی و خیانت و تجدید فراش و… در فیلمش سخن براند، فیلم منسجم‌تر می‌شد.

طنزی که در کلام و رفتار خاله قشنگ است، بر دل می‌نشیند گرچه هم‌زمان دل‌مان را هم به حال عروس‌های آن خانه می‌سوزاند!

بیش از آن‌که سبک فیلم شاعرانه باشد، عاشقانه است. حرکت نرم دوربین، موسیقی دوست‌داشتنی، عاشقانه‌ی پدر و دختر و بازی‌های خوب و… که همگی در خانه‌ای امن اتفاق می‌افتند و در نهایت آن‌طور رفتن خاله قشنگ، وقتی آفتاب ملایم بود و نسیم و چه‌چه پرندگان از میان پنجره و رقص پرده مهمان اتاق مادران شدند. به هر حال ما ایرانیان بلدیم هر چیزی را ایرانی کنیم و پای قورمه‌سبزی را هم به‌نحوی وسط بکشیم که آزاردهنده نباشد، بهتر بگویم، این هنر ماست!

وقتی برگشتم فیلمی زنده است که سعی دارد بگوید هیچ‌کس و هیچ‌چیز ارزشمندتر از خانواده و اصول اخلاقی نیست و خلاصه رویاهای‌مان، تعبیر می‌شوند.

اگر دوست داشتید این فیلم را ببینید. حداقلش این است که رنگ دارد، نور دارد، نوستالژی بازی دارد و پایانی خوش.

 

وقتی برگشتم؛ نوستالژی با طعم سینما 

مازیار وکیلی

 وقتی برگشتم قرار است یک نوستالژی دلچسب باشد. یک رجوع به گذشته ملودراماتیک با پایانی خوش. به همین خاطر فیلم آرام و نرمی است. منهای تصادف بهرام که قرار است از آن بهره‌برداری مضمونی شود اتفاق خاصی در فیلم نمی‌افتد. وقتی برگشتم فیلم کهنه‌ای است. منتها تفاوتی که با سایر فیلم‌ها دارد این است که کهنه بودنش عامدانه است.

قهرمانان فیلم دو پیرزن هستند. خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند قدیمی است. در طول فیلم نهادهای سنتی مثل خانواده تقدیس می‌شوند. موسائیان عامدانه سراغ گذشته رفته و با رغبت و میل خواسته گذشته را تقدیس کند. گذشته برای موسائیان یک نوستالژی تمام عیار است. نوستالژی را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «یک احساس غم‌انگیز همراه با شادی به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته است.آرزومندی عاطفی و احساس گرمی نسبت به موقعیتی در گذشته که از جنبه‌های اصلی آن دلتنگی شدید برای زادگاه است

همه تلاش موسائیان در این فیلم رسیدن به چنین حال و هوایی بوده است. به همین خاطر هم هست که فیلمش پر ارجاع به آثار برگمان است و سعی کرده وقتی برگشتم شمایلی آئینی داشته باشد. به نظر کسانی که درگیر و اسیر نوستالژی هستند گذشته چیزهای ارزشمندی داشته که با از بین رفتن‌شان حال انسان‌ها تباه شده است. تکیه نوستالژی گرایان به اشیا و آئین‌هاست. اشیا و آئین‌هایی که به گذشته رنگ و عطر ویژه‌ای می‌بخشید. رنگ و عطری که در امروز وجود ندارد. نباید گمان کنیم آئین‌هایی که از آن حرف می‌زنیم، آئین‌های ویژه با مختصاتی بزرگ هستند. درست کردن یک قرمه سبزی و چیدن میز نهار می‌تواند حکم آئینی را پیدا کند که خاطرات شیرین گذشته را زنده می‌کند. درست مثل قرمه سبزی که فرنگ برای عروس خود می‌پزد. میز را با دقت می‌چیند و بعد به اتاق خواهرش که تازه فوت کرده می‌رود تا با خیالی آسوده بمیرد. به همین خاطر است که بن‌مایه آثاری مثل وقتی برگشتم حسرت و دریغ است.

کسانی که اسیر نوستالژی می‌شوند احساس می‌کنند چیزی را در گذشته از دست داده‌اند که در امروز وجود ندارد و چون آن چیز وجود ندارد باید حسرتش را بخورند. یک شی، یک خاطره یا یک مکان می‌تواند احساساتی را در آنان بیدار کند که مایه حسرتشان است. حسرتی غم‌بار و تلخ که از ذهن و ضمیرشان پاک نمی‌شود. اما سوال این‌جاست که آیا اسارت در نوستالژی چیز خوبی است؟ این سوال، سوال مهمی است و پاسخ به آن می‌تواند ابهام‌های بسیاری را رفع کند. جواب قطعاً خیر است. نوستالژی چیز خوبی نیست. چون ریشه‌اش معلوم نیست. انسان‌های نوستالژیک و گذشته‌گرا تکلیف‌شان با جهان پیرامون‌شان معلوم نیست. مدام به گذشته ارجاع می‌دهند. گذشته‌ای که موهوم و نامعلوم است.

در واقع گذشته‌ای که نوستالژی گرایان به آن ارجاع می‌دهند تاریخ نیست، خاطره است. خاطرات انقدر متنوع و متکثر هستند که نمی‌توان برای اثبات بهتر بودن گذشته به آن‌ها تکیه کرد. چون هر کس از زمان و مکان خاصی خاطره دارد و نمی‌توان با تکیه بر آن رای به اثبات بهتر بودن گذشته داد. اما این همه ماجرا نیست. نوستالژی زمانی در سینما جواب می‌دهد و می‌توان به آن به عنوان دست‌مایه داستانی تکیه کرد که متمرکز بر جنبه‌های فردی یک رابطه باشد. نوستالژی زمانی می‌تواند برای تماشاگر سینما تاثیرگذار از کار دربیاید که عشقی را زنده کند. مثل شاهکار دمین شزل لالالند که فصل انتهایی‌اش زیباترین جلوه نوستالژی در فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای جهان است. اما در این فیلم ما عشقی نمی‌بینیم که با تکیه بر آن خاطرات نوستالژیک‌مان زنده شود. با چند تماس تلفنی عشق ساخته نمی‌شود. عشق را باید دید و لمس کرد. اگر در فیلمی عشق واقعی شکل بگیرد آن وقت می‌توان از تماشاگر انتظار حسرت نوستالژیک داشت.

مشکل فیلم وقتی برگشتم همین است. عشقی در فیلمی ساخته نمی‌شود که حسرتی در پی داشته باشد. در این فیلم فقط از عشق حرف می‌زنند. بهرام زمانی عاشق نسرین بوده. حمید عاشق هما بوده. پدر مامان فرنگ را دوست داشته. این عشق‌ها در طول فیلم فقط بیان می‌شوند. تماشاگر عشقی نمی‌بیند که بخواهد حسرتش را بخورد. موسائیان در ساختن آن گذشته تابناک مدنظرش ناتوان بوده به همین خاطر روابط فیلمش مصنوعی از کار درآمده.آن ارجاع به برگمان به طور خاص و سینما به طور عام هم مشکلی را حل نکرده است. این ارجاع‌ها فقط به ابهام فیلم افزوده.

بسیاری از تماشاگران وقتی برگشتم نه این فیلم‌ها را دیده‌اند و نه حوصله دارند به تماشای آن‌ها بنشینند. برای همین ارجاع به دکتر ژیواگو، مهر هفتم، توت فرنگی‌های وحشی و قصه عشق نه تنها برای تماشاگر برانگیزاننده نیست، بلکه بی معنی است. موسائیان حتی برای تماشاگران حرفه‌ای سینما که این فیلم‌ها را دیده‌اند هم چیز تازه‌ای ندارد. او فقط به نمایش تکه‌های پراکنده‌ای از این فیلم‌ها اکتفا کرده بدون این‌که بتواند از این فیلم‌ها به نفع داستان فیلمش استفاده کند. نوستالژی با چند شی و خاطره ساخته نمی‌شود.

برای ساخت یک نوستالژی تمام عیار به عشقی عمیق احتیاج داریم. عشقی که از کف رفتنش حسرت به دنبال داشته باشد و چون موسائیان در ساختن این عشق ناتوان است حسرتی هم که می‌خورد بی‌دلیل و مسخره است. مثل هر نوستالژی گرا رمانتیکی موسائیان به دنبال حسرت است. حسرتی که ظاهراً عمیق است و دلیل ناکامی آدم‌ها در امروز زندگی‌شان. به خاطر همین هم هست که در وقتی برگشتم حق با قدیمی‌ترین افراد خانواده است. قشنگ و فرنگ خوب و متعادل و مهربان هستند. هوای همه را دارند. خانواده را سرپا نگه می‌دارند. عشق‌شان حقیقی است و محبت‌شان واقعی. این خوب بودن هم دلیل خاصی ندارد. برای نوستالژی بازها پیر بودن و از گذشته آمدن مهم‌ترین دلیل خوب بودن یک فرد است. چون گذشته از نظر کسانی که اسیر نوستالژی هستند همیشه بهتر از حال و آینده است. اما این وسط سوال اصلی بی‌پاسخ می‌ماند. دقیقاً کدام گذشته؟ چقدر باید به عقب برگردیم تا نظر نوستالژی گرایان تامین شود؟

اهالی سرمین نوستالژی ساکنان تاریخ نیستند اسیر خاطره‌اند. گذشته آن‌ها را تاریخ و یا عشق نمی‌سازد. خاطرات می‌سازد. خاطرات هم که تکیه‌گاه خوبی برای اثبات نظریه گذشته بهتر نیست. به همین خاطر است که نوستالژی گرایان برای اثبات نظریه‌شان یا به اشیا روی می‌آورند یا به آئین. یک چیزی یک زمانی در ذهن این دوستان خاطره خوبی به جای گذاشته است. همین برای بهره‌برداری این دوستان از آن خاطره کافیست. موسائیان در فیلمش ناتوان از ساخت عشق و حسرت سراغ ذهنیت‌های کهنه می‌رود. ذهنیت‌هایی که حاصل همان گذشته‌پرستی موهوم نوستالژی گرایان است. هما با استادش در فرانسه به سفر نمی‌رود چون عشق استاد به او حقیقی نیست و این عشق حمید است که ارزش ریسک دوباره را دارد. انگار در غرب عشقی وجود ندارد و هر چه عشق و مهر و خوبی است فقط در شرق و ایران پیدا می‌شود.

وقتی برگشتم نه عشقی دارد و نه حسرتی. یک نوستالژی بازی بی‌دلیل و بی‌خاصیت است. برای همین هست که به راحتی فراموش می‌شود و از یاد می‌رود. کسی که دنبال عشق حقیقی و حسرت عمیق ناشی از نابودی این عشق می‌گردد سراغ فیلم‌هایی مثل لالالند می‌رود. فیلمی که نمای پایانی‌اش می‌اَرزد به کل فیلم وحید موسائیان.

 

.

منابع

https://www.salamcinama.ir/post/g8Yv/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87

http://cinemapress.ir/news/92087/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86

https://www.salamcinama.ir/post/k974/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA

http://blog.namava.ir/the-time-i-came-back-movie-review/

http://www.hengamehnahid.com/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B4/

http://www.rouydad24.ir/fa/news/91083/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7

Beside / besides

Beside / besides

 

کلمه " Beside " حرف اضافه مکان و به معنای " کنارِ " یا " در سمتِ " است 

 

یک پرینتر در کنار کامپیوتر وجود دارد

There’s a printer beside the computer.

 

ولیکن “beside” در انگلیسی روزمره محاوره ای کمی رسمی است . ما معمولاً می گوییم

There’s a printer next to the computer.

 یعنی به جای کلمه “beside”بیشتر از کلمه " next to " استفاده می کنیم

 

کلمه " Besides " هم یک قید و به معنی " علاوه بر " می باشد

 

علاوه بر گران بودن ، آن اتومبیل زشت ( هم )  هست 

Besides being expensive, that car is ugly.

 

Besides  " می تواند  حرف اضافه ای که به معنی " به جز" هم هست باشد

 

جنی هیچ دوستی به جز خواهرش ندارد

Jenny has no friends besides her sister.

یعنی خواهرش تنها دوستش است

 

به جز جان چه کسی گیاه خوار است ؟ اینجا هر کس دیگری گوشت می خورد

Besides John, who’s a vegetarian, everyone else here eats meat.

یعنی جان تنها استثنا در میان گروه افرادی است که گوشت می خورند

 

 

 

 

نقد فیلم هاری

 نقد فیلم هاری

گرد آوری از گارگین فتائی

.

کارگردان

امیراحمد انصاری

تهیه‌کننده

مهدی مددکار

نویسنده

امیرعلی محسنین

بازیگران

هنگامه قاضیانی

علیرضا کمالی

مینا ساداتی

حسین سلیمانی

میلاد کی‌مرام

جمشید هاشم‌پور

موسیقی

بابک میرزاخانی

فیلم‌برداری

فرشاد گل‌سفیدی

تدوین

مستانه مهاجر

توزیع‌کننده

نیمروز فیلم

تاریخ‌های انتشار

 ۲۵بهمن ۱۳۹۶

کشور

ایران

زبان

فارسی

فروش گیشه

 ۳۲۸٬۹۸۳٬۰۰۰تومان

 

شعار فیلم

من خطر کردم که همه چی درست شه یا هیچی! هرکاری می کنم واسه خاطر بچمونه که تو خیابونایی که من بزرگ شدم بزرگ نشه...

 

داستان فیلم

دو دوست قدیمی و هم خانه به نام سیاوش (علیرضا کمالی) و شاهرخ(میلاد کی مرام) که هر کدام با انگیزه و پیش زمینه های متفاوت در یک بازی خطرناک مالی گرفتار می شوند روندی را در رفاقت خود طی می کنند که پایان آن پایان تلخ رفاقت و صداقت است.

 

هاری فیلمی به کارگردانی امیراحمد انصاری، نویسندگی امیرعلی محسنین و تهیه‌کنندگی مهدی مددکار ساختهٔ سال ۱۳۹۳ است.

این فیلم در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده‌است.

 

 

 

نقد فیلم

امیراحمد انصاری کارگردان سینما گفت: «هاری» درامی اجتماعی است که مشکلات و معضلات روز را موشکافی کرده و جامعه را به چالش می کشد

این فیلمساز جوان سینمای ایران فیلم «هاری» در رابطه با آدم های امروزی جامعه ما به ویژه در شهر تهران است. این فیلم به نوعی فیلمی شهری به حساب می آید که شهر تهران نقشی کلیدی و اساسی در آن دارد.

وی گفت: من به عنوان یک فیلمساز به شدت دغدغه اجتماعی دارم و معتقدم که همه هنرمندان دغدغه های گوناگون اجتماعی دارند که هریک از آن ها بنا به دیدگاه خود به آنها نگاه می کنند. من نیز زنگ خطری را احساس می کردم چرا که معتقدم ما در حال از دست دادن بسیاری از ارزش ها در زندگی هایمان هستیم که می تواند به سرانجام هولناکی برای تمامی جامعه منجر شود در واقع «هاری» یک ویروس کشنده است که اگر به موقع درمان نشود می تواند تاوان سنگینی را به همراه داشته باشد. در این فیلم سعی کردم نشان دهم که معیارهای اخلاقی ما در جشنواره تغییر کرده و برای رسیدن به یک نتیجه خوب، متاسفانه تمام اخلاقیات خود را زیرپا می گذاریم.

انصاری با تأکید بر اینکه فیلم «هاری» از سینمای کلاسیک پیروی نمی کند و دیدگاه و نوع روایت منحصر به فرد و خاص خود را دارد گفت: من احساس می کنم که فیلم من در صورت حضور در سی و سومین جشنواره فیلم فجر با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان و منتقدان روبرو خواهد شد البته از آنجا که این فیلم نوعی روایت خاص دارد می تواند عده ای مخالف هم داشته باشد. تمام سعی من بر این بود که این فیلم هیچگونه برداشت کلیشه ای از فیلم های دیگر نداشته باشد و به هیچ عنوان دچار شعار زدگی نیز نشود.

کارگردان «هاری» سپس در مورد عکس های فیلمش که بسیار شبیه به سینمای کیمیایی است اظهار داشت: این برای من افتخاری است که بگویند فیلمم شبیه به آثار استاد کیمیایی شده است اما هرچند که من به سینمای ایشان بسیار علاقه دارم اما در این فیلم دیدگاه خاص خودم را داشته ام و به هیچ عنوان از سینمای ایشان تقلیدی نکرده ام.

وی در مورد بازیگران این فیلم نیز گفت: از زمانی که با آقای امیرعلی محسنین روی طرح «هاری» فعالیت داشتیم به علیرضا کمالی و میلاد کی مرام برای بازی در این فیلم فکر می کردیم و خوشبختانه نه تنها در این دو مورد که در مورد سایر بازیگرانی که به آن ها فکر کرده بودیم انتخاب های اول مان آمدند. در این فیلم مخاطبان با چندین سورپرایز روبرو خواهند شد از جمله آنکه خانم هنگامه قاضیانی نقشی متفاوت را در این فیلم بازی کرده اند که برای همگی مخاطبان جدی سینما بسیار شگفتی آور خواهد بود و از سوی دیگر آقای جمشید هاشم پور بعد از سال ها به نقش اصلی شان برگشتند و در این فیلم در ظاهر «بدمن» ظاهر شده اند که خودشان از حاصل کار بسیار راضی بودند.

وی در خاتمه این گفتگو از آماده نمایش شدن «هاری» تا اوایل دی ماه خبر داد و گفت: این روزها درگیر ساخت موسیقی توسط آقای بابک میرزاخانی و صداگذاری فیلم توسط آقای حسین ابوالصدق هستیم. البته چند روز قبل نسخه ای جهت بازبینی هیأت انتخاب جشنواره را به دبیرخانه ارسال کردیم.

گفتنی است؛ «هاری» نوشته امیرعلی محسنین است و مضمونی اجتماعی دارد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: من خطر کردم که همه چی درست شه یا هیچی! هرکاری می کنم واسه خاطر بچمونه که تو خیابونایی که من بزرگ شدم بزرگ نشه...

 

هاری؛ فیلم بد اما جذابی که باید دید 

مازیار وکیلی

 اگر امیر احمد انصاری هاری را در آمریکا ساخته بود بدون شک بدل به یک بی مووی درجه یک می‌شد. فیلم کاملاً نشانه‌های یک کالت جذاب را دارد.

خیلی شبیه دو فیلم با یک بلیط‌هایی است که زمانی در سینماهای آمریکا اکران می‌شدند. فیلم‌هایی ارزان، با خط داستانی ساده‌لوحانه و ساختاری به شدت پیش پاافتاده که هیچ‌گاه جزء فیلم‌های جریان اصلی هالیوود نبودند. بلکه فیلم‌هایی بودند سطح پایین و دم دستی که به همراه فیلم دیگری به صورت دو فیلم با یک بلیط در سینماهای ارزان قیمت به نمایش درمی‌آمدند.

این مدل فیلم‌ها اکثراً فیلم‌های فراموش شده‌ای هستند که هیچ‌کس چیزی از آن‌ها را به یاد نمی‌آورد. برخی از این فیلم‌ها با گذشت زمان طرفداران محدود، خاص و متعصبی پیدا کردند که باعث شدند این فیلم‌ها بعد از گذشته سال‌ها دوباره مطرح شوند و نکات جالبی از دل این فیلم‌های ساده‌انگارانه کشف شود. در واقع این فیلم‌ها بعد از گذشت مدتی بدل به یک فیلم کالت می‌شدند. فیلم‌های کالت فیلم‌هایی هستند که طرفداران اندک اما متعصبی دارند. مسئله مهم درباره فیلم کالت این است که خارج از حلقه طرفداران خود آثار چندان شناخته شده‌ای نیستند. ویژگی مشترک آن‌ها پایین بودن کیفیت آن‌ها نسبت به سایر فیلم‌های سینمایی است.

فیلم‌های کالت اما ویژگی دیگری دارند که باید به آن ویژگی خوب دقت کرد و آن را از دل خود فیلم استخراج کرد. فیلم‌های بی مووی که بدل به کالت می‌شوند با شور و شوق بسیاری ساخته می‌شوند. کارگردان و نویسنده شک ندارند که در تمام لحظات ساخت فیلم دارند اثری متفاوت و جذاب می‌سازند. بنابراین در پشت این فیلم‌های بسیار بد شور و شعفی به چشم می‌خورد که در سایر آثار بد سینمایی آن شور و شعف را نمی‌بینیم. در واقع کارگردان با جدیت تمام فیلمش را ساخته و چنان موضوع فیلم را جدی گرفته که می‌توان این جدیت را در لحظه به لحظه فیلم درک کرد. اما حاصل کار به خاطر کیفیت نازل فیلم بدل به اثری به شدت ضعیف و بی‌کیفیت شده است. یکجور کمدی ناخواسته که با جدیت تمام ساخته شده است.

این مقدمه طولانی را نوشتم تا برسم به اصل ماجرا یعنی فیلم هاری. هاری دقیقاً مختصات یک بی مووی اصیل را دارد. فیلم بدی است که با شور و اشتیاق یک اثر خوب ساخته شده است. مشخص است که کارگردان به این داستان نیم بند و شخصیت‌های پادرهوا ایمان داشته است. از ته قلب به جذابیت گره‌گشایی خنده‌دار پایان فیلم اعتقاد داشته است و واقعاً فکر کرده می‌تواند با این پایان‌بندی مخاطب را غافلگیر کند.

در تمام لحظات فیلم هاری کارگردانی را می‌بینیم که با شوقی غیر قابل وصف یک فیلم بسیار بد ساخته است. البته که هاری تفاوت‌هایی با بی‌ مووی‌های اصیل تاریخ سینما دارد. بازیگران مشهور و عوامل تولید شناخته شده‌ای دارد و به لحاظ تولید حرفه‌ای به نظر می‌رسد. اما اگر همین داستان را قرار بود در هالیوود بسازند بدل می‌شد به یکی از همان بی مووی‌هایی که به صورت دو فیلم با یک بلیط اکران می‌شدند. منتها برای دوست داشتن این فیلم‌ها نیاز است که به مفهوم کالت و فرهنگ فیلم‌های بی مووی آشنا باشید. اگر این آشنایی وجود داشته باشد بدون شک تماشای هاری روی پرده سینما برای شما تجربه‌ای جالب خواهد بود و اگر غیر از این باشد این فیلم یک فیلم بد دیگر شبیه سایر فیلم‌های بد اکران شده در سینمای ایران خواهد بود.

اما هاری از این نظر با نمونه‌های مشابه در سینمای ایران تفاوت دارد. پشت هر پلانش شور و وجدی وصف‌ناپذیر وجود دارد. مشخص است که کارگردان با اعتقاد و ایمان قلبی این فیلم را ساخته است. با شور و شوق و ایمان به سراغ این قصه ضعیف رفته است. همین شور و شوق هم هست که هاری را از فیلم‌های دیگر سینمای ایران متمایز می‌کند. فیلم‌های بد این سال‌های سینمای ایران را که مرور می‌کنم هیچ شوق، لذت و تلاشی پشت آن‌ها نمی‌بینیم.

در فیلم‌هایی مثل دعوت‌نامه، امپراطور جهنم، هایلایت، دلبری و دریاچه ماهی عشق و علاقه به سینما به چشم نمی‌خورد. این فیلم‌ها بد هستند بدون هیچ شور و شوقی. اما در هاری شور و شوقی را می‌بینیم که در آثار اد وود هم وجود داشت. اد وود هم لحظه‌ای فکر نمی‌کرد که دارد بدترین فیلم‌های تاریخ سینما را می‌سازد. او با شوقی کودکانه فیلم‌هایش را ساخت. نتیجه فاجعه‌بار بود، اما در تمام لحظات تماشای فیلم‌های اد وود می‌توانید آن شور و عشق به سینما را مشاهده کنید.

در مورد خود فیلم هاری و نقاط ضعفش چیز زیادی لازم نیست گفته شود. فیلم انقدر بد هست که نیازی به توضیح و تشریح نداشته باشد. هنگام تماشای این فیلم (اگر هوس کردید آن را ببینید) به آن شور و عشق و تلاش فراوان پشت فیلم دقت کنید. به ژست‌های مجید واشقانی که واقعاً فکر کرده دارد خوب بازی می‌کند. به گره‌گشایی پایان فیلم که برادر فلج سیاوش ناگهان سالم می‌شود. به پایان فیلم که به طرز عجیبی ساده‌انگارانه است. پشت تمام این‌ها، این ضعف‌های آشکار یک شوق کودکانه و عشق جالبی وجود دارد که لذت بخش است. شبیه همان کیفی است که هنگام تماشای فیلم‌های اد وود به آدم دست می‌دهد. به خاطر وجود چنین شور و شوقی هم که شده باید میان فیلم بد هاری با سایر فیلم‌های بد سینمای ایران تفاوت قائل شد.

هاری در سینمای آمریکا به راحتی یکی از آن کالت‌‌های پرطرفدار می‌شد. کالت‌هایی با هواداران کم تعداد اما پرشور. طرفدارانی که ساعت‌ها درباره صحنه‌های حضور شاهرخ پشت میز قمار، نگاه‌های مجید واشقانی و شخصیت‌های عجیب و غریب فیلم حرف می‌زدند. راجع به آن گره‌گشایی مثلاً جذاب و عملاً پا در هوا و راجع به شخصیت به شدت ساده‌لوح سیاوش که قدرت تشخیصش در حد یک کودک دبستانی است. منتها در دل همین فضا می‌شود ردپای یک تریلر خوش ساخت را دید که عملاً حرام شده است.

هاری را به خاطر همین اتمسفر پیرامونش باید دید. شاید سال‌ها بعد فیلم طرفدارانی پیدا کرد که راجع به اجزای مختلف فیلم حرف بزنند و یاد آن را دوباره زنده کنند. شاید کسانی پیدا شوند که سال‌ها بعد هاری را از گوشه خاک‌خورده یک فیلم‌خانه کوچک بیرون بکشند و از آن حرف بزنند. منتها این اتفاق مستلزم این است که چنین افراد پیگیری پیدا شوند. ارج و قُرب هاری نه به خاطر کیفیت سینمایی بالایش که به خاطر بد بودن آن است. هاری فیلمی است که از شدت بد بودن جذاب است.

 

 

«هاری» نقد شد/ فرار از قالب کلیشه‌ای نقش‌های پیشنهادی

نمایش و نقد فیلم سینمایی «هاری» به کارگردانی امیر احمد انصاری دوشنبه ۹ شهریور در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

نمایش و نقد و بررسی فیلم سینمایی «هاری» به کارگردانی امیر احمد انصاری و تهیه‌کنندگی مشترک علی شاه حاتمی و مهدی مددکار شامگاه روز دوشنبه ۹ شهریور در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

این مراسم با نمایش فیلم آغاز شد و امیر احمد انصاری، علیرضا کمالی، هنگامه قاضیانی، میلاد کی مرام، حسین سلیمانی و جمعی دیگر از عوامل فیلم در مراسم حضور داشتند. نقد و بررسی فیلم  را محمدرضا مقدسیان برعهده داشت.

 

در ابتدای این نشست بازیگران و کارگردان «هاری» ضمن ابراز تاسف از درگذشت علی طباطبایی بازیگر جوان درباره فیلم مطالبی را عنوان کردند.

امیر احمد انصاری در ابتدا با تشکر از گروه و عوامل این فیلم گفت: «هاری» فیلم من نیست بلکه فیلم همه عزیزانی است که دوستانه در کنار ما ایستادند تا این فیلم ساخته شد. وقتی در محیطی برپایه تعامل و اعتماد فیلم بسازیم و جرقه هایی از خلاقیت در آن باشد در کنار بازی های درخشان بازیگران و دیگر عوامل فیلم، ماحصل آن اثری می شود که امروز با هم دیدیم.

این کارگردان افزود: علاقه من به سینمای داستانی و قصه گو است و در «هاری» و چند فیلم دیگرم نیز فضایی گیم‌وار را تجربه کردم که از علایق اصلی من است و دوست دارم بازیگرها بار اصلی داستان را به دوش بکشند. من همیشه به سینمایی کیمیایی علاقه مند بودم و سعی داشتم در آثارم بارقه هایی از سینمایی وی را همراه داشته باشم.

هنگامه قاضیانی نیز در ابتدای صحبت هایش گفت: وقتی فیلمنامه «هاری» را خواندم بدون هیچ درنگی پذیرفتم در فیلم بازی کنم و این به دلیل هوشمندی و جسارت کارگردان بود زیرا کاملا متفاوت از قالبی بود که سینمای ایران سعی داشت از من بسازد و این نقش برایم مانند نفس کشیدن روی آب بود. همچنین پارادوکسی که این کاراکتر داشت برایم بسیار جذاب بود.

میلاد کی مرام پیش از شروع صحبت‌هایش درباره فیلم، با اشاره به درگذشت علی طباطبایی گفت: این روزها خوشحال نیستم ولی از اینکه در کنار شما هستم احساس خوبی دارم. یکی از مظلوم ترین و مهربانترین دوستانم را از دست داده ام. ای کاش یاد بگیریم آدم ها را تا وقتی زنده هستند دوست بداریم.

وی در ادامه از عوامل فیلم که در سالن حضور داشتند نام برد و گفت: تجربه «هاری» برایم بسیار بی نظیر بود. من آدم ریسک پذیری هستم و کسانی که کارهای مرا دنبال می کنند، می دانند که فیلم هایی مانند «ملکه»، «مستانه»، «۳۶۰ درجه»، «خط ویژه» و «هاری» فیلم های متفاوتی به لحاظ ژانر و موضوع با یکدیگر هستند. ما این روزها ضعف فیلمنامه داریم اما من تلاش می کنم در انتخاب کارهایم بیش از گذشته دقت داشته باشم.

علیرضا کمالی نیز در ادامه این مراسم با اشاره به تجربیات متفاوتش در سینما گفت: من فارغ التحصیل بازیگری از دانشکده هنرهای زیبا هستم و حوزه های گوناگونی چون تئاتر، عروسک گردانی، صداپیشگی، طراحی صحنه و بازیگری را تجربه کرده ام اما کماکان ترجیح می دهم وارد پنت هاوس نشوم و در خانه پدری بمانم!

 

این بازیگر در تکمیل صحبت هایش گفت: بازیگری که مردمش را از بالا به پایین نگاه می کند و ماشین یک میلیاردی سوار می شود نمی تواند در قالب قشرهای مختلف جامعه در سینما حضور داشته باشد و نقش آنها را بازی کند. معتقدم «هاری» جدای از همه رفاقت هایی که بین گروه جاری بود فیلم قابل تاملی شده است اما تشویق یا انتقاد از فیلم بر عهده مخاطب خواهد بود.

حسین سلیمانی نیز که یکی از نقش های فیلم را بازی کرده است درباره حضورش در فیلم گفت: برای من افتخاری بود که در کنار بزرگان سینما همچون جمشید هاشم پور و هنگامه قاضیانی حضور داشته باشم. هنگامیکه این نقش به من پیشنهاد شد پذیرفتم و طی جلساتی که با کارگردان داشتیم به توافق کلی درباره نوع بیماری این کاراکتر و شیوه  بازی او رسیدیم که ماحصل آن را امروز تماشا کردید. ما حتی سکانس پایانی و دشوار نقش من را با یک برداشت گرفتیم و هنگامی که از کارگردان خواستم دوباره تکرار کنیم او نپذیرفت و گفت عالی بود.

این بازیگر در پایان صحبت هایش گفت: من به جرات می توانم بگویم «هاری» تنها فیلمی بود که در پشت صحنه آن هیچ بازیگری پشت دیگری حرف نزد.

 

مهتاب علیخانی

  در اولین روز «هاری» به تماشای این فیلم نشستم. در نگاه اول و ازدید کلی معضلات اجتماعی روز که منگنه وار انسانها را له میکند و البته که بیشترآنها ریشه در بی پولی دارند.

گذشته نافرم و تصمیم به جبران آن که تبدیل به درد شده، و درنهایت دست و پا زدن در منجلاب برای رسیدن به خوشبختی.

فیلم با ریتمی شلوغ  آغاز شد که البته کمی تماشاگررا گیج میکرد، ولی کم کم حالت روان خود را بدست آورد.

علیرضا کمالی در نقش خود بخوبی جا افتاده بود و تقریبا بازی یکدستی ارائه داد. میتوان گفت نقطه قوت بازیگری فیلم بود.

نمیتوان گفت فیلمنامه بدی داشت، اما عیان است که فیلمنامه نویس همه توان خود را به کار نگرفته بود. مثل ضعف داستان در پذیرش و اعتماد بیش از حد سیاوش به عموی خود، باتوجه به نحوه زندگی و شخصیتش چنین چیزی از او بعید بود. یا صمیمی شدن با خانم دکتر روانشناس که اغراق آمیز بود.

درصحنه های قمار وهمینطوراعضای قمارخانه بازیها بیشتربه تیپهای کلیشه ای بدل شده بود، و ایجاد دلزدگی میکرد.

بخشهای مافیایی فیلم دروغ نبود ولی کمی اغراق آمیز بود، کارگردان میتوانست با بیانی نرمتر، به اتفاقات جلوه حقیقی تری ببخشد. وکماکان نشان ازعلاقه وافر کارگردان به فیلمهای روز هالیوود داشت.

هنگامه قاضیانی مثل همیشه نقش خود را به خوبی ایفا کرد و جمشید هاشم پور هم نقطه عطفی درفیلم بود که جدیت داستان را به باور میرساند و درمورد میلاد کیمرام میتوان گفت بازی خوبی ارائه داده بود.

حذف نقش مینا ساداتی هیچ لطمه ای به قصه نمیزد. خصوصا ارتباط غیر منطقی با همسر شوهر سابقش.

 والبته چیزی که فیلم به خوبی و به خوبی نشان داد «هاری» به معنای واقعی کلمه بود.

هاربودن انسان امروز ، وحشی گری برای رسیدن به خواسته های کثیف ، تا انتها پیش رفتن و اثبات اینکه من بدترینم.

دور ازحقیقت نیست ، هاری در انسان بیش از همه موجودات به کمال خود میرسد، و نویسنده فیلمنامه بخوبی توانسته بود تلخی این صفت حیوانی را درشکل انسانی نشان دهد.

دوراز هرگونه شعارزدگی «هاری» عبرت آموز بود.

ناگفته نماند سیگار بیشتر ازهمه چیز نمایان بود. تعداد سیگارهایی که در فیلم روشن شد بیشترازحد شمارش بود ، طوری که نقش اول را سیگار بازی میکرد.

در مجموع «هاری» فیلم بدی نیست، کارگردان میدانست چه میخواهد و سعی خود را کرده بود.

 

 

این پول کثیف!

سیدرضا صائمی  

دو دوست قدیمی و هم خانه به نام سیاوش (علیرضا کمالی) و شاهرخ(میلاد کی مرام) که هر کدام با انگیزه و پیش زمینه های متفاوت در یک بازی خطرناک مالی گرفتار می شوند روندی را در رفاقت خود طی می کنند که پایان آن پایان تلخ رفاقت و صداقت است.

از این رو می توان فیلم را به جنس سینمای مسعود کیمیایی نزدیک دانست. خاصه در طرح رفاقت های زخم خورده، نامردی و نامرادی های روزگار. با این حال کمی نسبت به آثار متاخر کیمیایی، قصه گو تر است. اگرچه فیلم قصه اش را در ساختاری از بافت داستانی روایت می کند، اما کمتر می توان ردپای آن را در جامعه ، چنانکه در فیلم به تصویر کشیده می شود پیدا کرد. «هاری» نگاهی تلخ و گزنده به جهان و جامعه ای بی رحم را به تصویر می کشد که همه چیز با پول رقم می خورد؛ این پول کثیف که در نهایت قهرمان قصه را به نقطه صفر می رساند و او باید زندگی را از اول شروع کمد. نه از اول معیشت که از اول معرفت.

در پایان فیلم سیاوش به همسرش می گوید باید یک چیزهایی را در درونم تغییر دهیم و گویی پایان این اضمحلال اراده معطوف به تغییر است. تجربه یک انقلاب درونی. سیاوش به کلانتری می رود تا احتمالا خودش را معرفی کند و با رجوع به فطرت پاکش، چرک های زندگی را بزداید و تطهیر شود. او دارای ذات پاک و روشنی است و چنانکه در چند جای فیلم به آن اشاره می شود قلب پاکی دارد.

 ضعف در شخصیت پردازی و فضاسازی هایی که بیشتر به یک گنگستر ایرانی نزدیک است قدرت همراهی و همدلی مخاطب با خود را ندارد و چنانکه شایسته است با ذهن مخاطب درگیر نمی شود. فیلم البته روایت غیر خطی را برای بیان قصه خود انتخاب می کند و مبتنی بر عنصر غافلگیری و آشنایی زدایی پیش می رود.

کمک کردن به رفیق قدیمی پدرش که در وضعیت بد اقتصادی است یا فداکاری و ایثاری که او در حق برادرش معلولش می کند یکی از مصادیق این معناست. با این حال آنقدر رشته های قصه از هم گسسته و پاره پاره است که عناصر درام در هم به خوبی چفت و بست نمی شود و درک روابط آدم ها و مناسبات آنها در هاله ای از ابهام می ماند. شاید اگر بازی خوب علیرضا کمالی نبود، ستون فیلم به یکباره فرو می ریخت و از هم می پاشید.

آنچه که به عنوان یک اصل در جنس بازیگری فیلم بنا به اقتضای قصه شکل می گیرد دوگانگی و مرموزی است که رگه هایی از آن در نوع اغلب بازیگران دیده می شود. با این حال شخصیت سیاوش در اینجا به عنوان یک شخصیت قربانی، متمایز می شود و علیرضا کمالی هم به خوبی از پس این نقش پیچیده برمی آید.  جنس بازی او به ویژه درونگرایی های طغیانگرانه اش و سهمی که این نقش در کلیت قصه دارد، بازی او را برجسته تر کرده و چه بسا بار اصلی درام بر روی شانه های او پیش می رود.

شخصیتی درونگرا که البته در تضاد بین آدم خوب بودن و بد بودن در حال کشمکش است. سیاوش خلافکار بالذات نیست او قربانی و محصول سیستمی است که در آن فقط ناجوانمردان فاتح نبردند. در جایی از فیلم رئیس شبکه ای مافیایی(جمشید هاشم پور) بر این سخن تاکید می کند و دیالوگی دارد مبنی بر اینکه هرچه حرام زاده تر باشی بیشتر برد خواهی کرد!

«هاری» تصویری عریان از سقوط اخلاقی و پلیدی انسان در چنبره منافع شخصی و جبر پول کثیف است. فیلم از پیرنگ های مضمونی خوبی برخوردار است اما نمی تواند قصه اش را به روشنی روایت کند. ضعف در شخصیت پردازی و فضاسازی هایی که بیشتر به یک گنگستر ایرانی نزدیک است قدرت همراهی و همدلی مخاطب با خود را ندارد و چنانکه شایسته است با ذهن مخاطب درگیر نمی شود. فیلم البته روایت غیر خطی را برای بیان قصه خود انتخاب می کند و مبتنی بر عنصر غافلگیری و آشنایی زدایی پیش می رود. شاید نقطه اوج آن هم در صحنه پایانی باشد که نقاب از چهره آدم های پیرامون سیاوش برداشته می شود و او می فهمد که از همه رو دست خورده است. تصویری بی رحمانه از آدم هایی که روی انسانیت را سیاه کرده اند و از پلشتی و پلیدی خود، هویت می گیرند.

«هاری» چنانکه از عنوان آن نیز پیداست تبدیل انسان به درندگی حیوانی را به تصویر می کشد که انسان شناسی آن هابزی است که گفته بود انسان گرگ انسان است. اضمحلال و سقوط آدمی در دره پستی را می توان در پس فیلم احساس کرد و همین حال مخاطب را خراب می کند. انگار نمی خواهی به عنوان مخاطب این همه پستی و سقوط انسانی را باور کنی و هنوز به انسان و انسانیت امیدواری. اگر این مفاهیم در یک منطق دراماتیک و ساختاری باورپذیر بازنمایی و روایت می شد،«هاری» می توانست به یک فیلم اجتماعی تند و تیز موثر بدل شود اما در رسیدن به این هدف ناکام می ماند.

.

منابع

https://article.tebyan.net/412489/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%AB%DB%8C%D9%81-

http://cinemapress.ir/news/58179/%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA

http://www.rouydad24.ir/fa/news/109219/هاری-فیلم-بد-اما-جذابی-که-باید-دید

https://www.mehrnews.com/news/2900916/%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C

http://mahtaabeemrooz.blogfa.com/post-90.aspx

 

 

below / under / beneath / underneath

below / under / beneath / underneath

همگی این کلمات به نام پایین یا زیر هستند

 

کلمه"  under " متداولترین است و معمولاً برای اشیاء سه بعدی به کار می رود

 

من کتاب درسیم را زیر تخت پیدا کردم

I found my textbook under the bed.

 

گربه زیر میز دارد دراز می کشد

The cat is lying under the table.

 

کاغذها زیر آن مجله هستند

The papers are under that magazine.

 

" Under " می تواند هم  وقتی اشیاء لمس کردنی  هستند ( چنانکه در مورد کاغذ یا مجله ) و هم وقتی اشیاءدلمس کردنی نیستند ( چنانکه در مورد گربه و میز ) نیز  به کار رود

ما می توانید از  "under"همراه به اعداد و معدادل عبارت " کمتر از less than " نیز  به کار ببرید

 

او در یک دوی ماراتون  زیر ( کمتر از ) چهار ساعت دوید

He ran a marathon in under 4 hours.

 

ما به دنبال خرید خانه ای هستیم که زیر  ( کمتر از ) صد هزار دلار باشد

We're looking to buy a house that's under $100,000.

 

کلمه " below " غالباً هنگام توصیف سطح یا حدود به کار می رود  

 

افرادی که  در  آپارتمان پائین  من زندگی می کنند خیلی پر سر و صدا هستند

The people who live in the apartment below mine are so loud.

 

قیمت بنزین زیر گالونی سه دلار نزول کرد

The price of gas dropped below $3 a gallon.

 

امشب درچه حرارت زیر نقطه انجماد یا صفر خواهد بود

Temperatures will be below freezing tonight.

 

کلمه " below " برای توصیف چیزی در یک موقعیت پایین تر  بر روی یک صفحه هم به کار می رود

 

نقشه زیر نرخ جرم در ایالات متحده را نشان می دهد

The map below shows the crime rates in the U.S.

 

اگر شما از این پست لذت  بردید زیر آن کامنت بگزارید

If you enjoyed this post, leave a comment below.

 

دو کلمه  " Beneath " و "  underneath" تنها معادل های رسمی تر کلمه " under " هستند .

 

ملوانان هیچ اعتقادی به این امر نداشتند که در زیر سطح آب ، صخره های خطرناک وجود داشتند

The sailors had no idea that there were dangerous rocks underneath the surface of the water.

 

ما کنار ساحل نشسته و از  روز شگفت انگیز در زیر آسمان آبی  لذت بردیم

We sat on the beach and enjoyed a wonderful day beneath the clear blue sky.

 

 

 

 

جهانگیری: آمریکا نمی تواند صادرات نفت ایران را متوقف کند

جهانگیری: آمریکا نمی تواند صادرات نفت ایران را متوقف کند

 .

http://alikonline.ir/fa/news/political/سیاسی/item/6322-جهانگیری-آمریکا-نمی-تواند-صادرات-نفت-ایران-را-متوقف-کند

.

معاون اول رئیس جمهوری گفت: ما امسال کاری می کنیم که آمریکائی ها متوجه شوند که نمی توانند صادرات نفت ایران را متوقف کنند.

به گزارش ایرنا، اسحاق جهانگیری عصر روز گذشته در جلسه شورای اداری استان اصفهان افزود: ما برنامه ریزی لازم را برای بدترین سناریوها در نظر گرفته ایم و در زمینه صادرات، وزارت نفت ما میداندار اصلی است.

وی اضافه کرد: ما حتی اعلام کرده ایم که در بورس، نفت می فروشیم و فروش نفت در بورس شفاف ترین و سالم ترین روش معامله است زیرا در مقابل انظار عمومی مردم صورت می گیرد.

وی تاکید کرد: دغدغه مردم در این زمینه باید حداقل ممکن باشد زیرا این حرفِ عجیبی است که صادرات نفت ایران به صفر برسد.

معاون اول رئیس جمهوری گفت: ما فکر نمی کردیم که آمریکا دست به این کار خطرناک بزند و از برجام خارج شود.

وی با اشاره به اینکه آمریکا می خواهد با اعمال فشارهای خود در کشور ما تفرقه افکنی کند، افزود: آمریکا توطئه جدی برای ایران تدارک دیده و بازار نفت، نظام بانکی و تجارت خارجی کشور ما را هدف گرفته است.

وی شرایط موجود را خطیر خواند و تاکید کرد: برای گذر از این شرایط نیاز به انسجام سیاسی، فکری و ملی داریم.

جهانگیری افزود: برای مقابله مستقیم با آمریکا باید اختلافات را کنار بگذاریم تا ایران از این میدان سربلند بیرون آید.

وی گفت: دولت در این شرایط به عنوان پیشران مدیریتی کشور عمل می کند و همه باید به کمک دولت بیایند.

معاون اول رئیس جمهوری هشدار داد: ما هنوز در دستگاه های حکومتی و حتی در بین برخی مسئولان کشور درک مناسب و یکسانی نسبت به شرایط پیش رو نداریم و عده ای فکر می کنند که این شرایط تکراری است و می توان راه حل های تکراری برای آن در نظر گرفت.

جهانگیری با بیان اینکه آمریکا به خیال خود می خواهد جلوی مبادلات پولی ایران را بگیرد، گفت: در این زمینه غیر از آمریکا، سعودی و اسرائیل، بقیه کشورها می خواهند با ایران همکاری کنند و ما نیز به آنها اعلام کرده ایم که اگر منافع ایران در برجام تامین شود، ما نیز به راه خود ادامه می دهیم.

معاون اول رئیس جمهوی با اشاره به تلاطمات ارزی در کشور گفت: ما سیاستگذاری های لازم را در این زمینه کرده ایم و اینگونه نیست که در این شرایط هر کالایی وارد شود.

جهانگیری افزود: گفته شده که دولت قصد حذف صرافی ها را دارد اما این ادعائی اشتباه است و حتی انتظار داریم که نخبگان نیز در این زمینه به یاری ما بشتابند.

وی با بیان اینکه کالاهای وارداتی به چند دسته تقسیم شده است، افزود: گروه اول که بیشتر مواد اولیه است، باید در هر شرایطی وارد شود اما کالاهای مصرفی گروه دوم و سوم در مقاطع زمانی مختلف وارد کشور خواهد شد.

وی با بیان اینکه در زمان حاضر تغییری در درآمدهای کشور ایجاد نشده است، تصریح کرد: گروه چهارم، کالاهایی است که در داخل کشور تولید می شود و ضرورتی برای ورود آنها نیست و وارداتشان هم ممنوع است.

جهانگیری با بیان اینکه یک عده آدم کوته فکر در زمان وجود فشار روی مردم درصدد زدن جیب ملت،سوء استفاده و غارت منابع ملی هستند، تاکید کرد: این افراد در صف دشمن قرار گرفته اند تا اعتماد ملت به دولت را ضعیف کنند که با آنها بشدت برخورد می شود.

معاون اول رئیس جمهوری با بیان اینکه دولت به تنهایی نمی تواند این مشکلات را حل کند، تصریح کرد: همه مردم و نخبگان باید در صحنه باشند تا بتوانیم از دل این شرایط فرصت هایی برای کشور فراهم کنیم.

جهانگیری با تاکید بر اینکه با ساماندهی کارت های بازرگانی جلوی سو استفاده برخی افراد در واردات کالاها گرفته می شود، گفت: صرفه جویی در هزینه های دولتی نیز از الزامات است و ریخت و پاشها در اداره های دولتی نیز قابل قبول نیست.

وی با تاکید بر اینکه، در شرایط خطیر کنونی دولت پیشران و مدیر اصلی جامعه است، تصریح کرد: بقیه قوا در این زمینه کمک کنند نه اینکه بگویند می خواهند در مدیریت مشارکت کنند.

معاون اول رییس جمهوری همچنین مهمترین دغدغه مردم اصفهان را مساله آب خواند و گفت: باید این را هم قبول کنیم که بسیاری دیگر از نقاط کشور وضعیتی بدتر از اصفهان دارند.

جهانگیری با بیان اینکه استان هایی مانند سیستان و بلوچستان با مشکلات زیادی در این زمینه مواجهند، گفت: فقط چهار استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و کردستان نسبت به پارسال افزایش بارندگی داشته اند اما در سایر استان ها کاهش داشته ایم.

وی با تاکید بر اینکه امسال یک سال استثنایی از لحاظ خشکسالی است، افزود: قرار نیست این خشکسالی ها متداول باشد و به امید خدا این سال ها را پشت سر می گذاریم.

معاون اول رئیس جمهوری یکی از دغدغه های کشاورزان و مردم اصفهان را اجرای مصوبات شورای عالی آب دانست و اضافه کرد: این مصوبات بطور یقین اجرا می شود و ما ملاحظات همه کشور را در نظر می گیریم.

وی با اشاره به اینکه برخی طرح های متوقف شده بطور مجدد در این دولت فعال شد، گفت: هیچکس نمی تواند مسوولیتی داشته باشد اما مساله آب برای او مهم و اساسی نباشد.

معاون اول رئیس جهموری با تاکید بر اینکه هیچکس هم نمی تواند حق قطعی اصفهان در زمینه آب را نادیده بگیرد، اضافه کرد: مردم اصفهان می توانند با ابتکار و توانایی های خود راه حل های مناسبی برای این شرایط در نظر بگیرند.

به گفته جهانگیری، اگر در کشور 10 درصد در مصرف آب کشاورزی صرفه جویی شود بسیاری از مشکلات کم آبی حل می شود.

وی تاکید کرد: صنعت اصفهان باید از محل بازیابی پساب توسعه یابد نه از راه انتقال آب.

جهانگیری همچنین بالاتر بودن نرخ بیکاری در اصفهان نسبت به میانگین کشوری را قابل قبول ندانست و گفت: اصفهان دومین استان صنعتی کشور پس از تهران است و باید با هماهنگی و انسجام، مشکلات آن حل شود.

 

 

 

راه های پیشگیری از گرمازدگی

راه های پیشگیری از گرمازدگی

 .

http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6326-راه-های-پیشگیری-از-گرمازدگی

.

با آغاز فصل تابستان و گرمای سوزان در این فصل، شیوع گرمازدگی بین کسانی که در سطح شهر تردد دارند، رواج پیدا می کند به همین منظور راه‌های پیشگیری از آن ارائه شده است.

گرمازدگی وضعیتی است که بر اثر گرم شدن بیش از حد بدن ایجاد می‌شود و معمولا نتیجه قرار گرفتن طولانی در معرض حرارت زیاد یا فعالیت بدنی شدید در دمای بالا است. گرمازدگی، که جدی‌ترین نوع آسیب از سوی حرارت است زمانی اتفاق می‌افتد که دمای بدن تا ۴۰ درجه سانتی گراد یا بالاتر می‌رود.

این شرایط اغلب در ماه‌های تابستان به وجود می‌آید. گرمازدگی نیاز به درمان فوری دارد. چنانچه فورا در صدد درمان گرمازدگی برنیایید ممکن است مغز، قلب، کلیه‌ها و ماهیچه‌های شما آسیب ببینند. هر چه درمان با تاخیر بیشتری انجام شود، خطر بروز مشکلات پیچیده‌تر و احتمال مرگ بیشتر است.

برخی آگاهیها و راهکارها در این زمینه در قالب اینفوگرافیک ارائه شده که می توانید در ادامه مشاهده کنید

 

 

 

تکاپو برای میزبانی مطلوب زایران در آیین جهانی قره کلیسا

تکاپو برای میزبانی مطلوب زایران در آیین جهانی قره کلیسا

 .

http://alikonline.ir/fa/news/culture-and-art/item/6329-تکاپو-برای-میزبانی-مطلوب-زایران-در-آیین-جهانی-قره-کلیسا

.

 در آستانه برگزاری شصت و چهارمین آیین مذهبی مسیحیان جهان در قره کلیسای چالدران، تکاپوی مسئولان و برخی از نهادها برای میزبانی مطلوب از زایران داخلی و خارجی این آیین به نماد آزادی اقلیت های دینی ساکن در ایران تبدیل شده است.

به گزارش ایرنا این آیین مذهبی با عنوان «باداراک» از فردا به مدت سه روز در قدیمی ترین کلیسای جهان برگزار می شود و زایران ارمنی ضمن زیارت مقبره «تاتائوس مقدس»، آیین عشای ربانی و نیایش و قربانی را به جا می آورند.

قره کلیسا در بین ارامنه جهان بسیار مقدس است و بسیاری از آنان فرزندان خود را برای غسل تعمید به این کلیسا می آورند؛ در این مکان جشن می گیرند، گوسفند قربانی کرده و از خدا و حضرت مسیح (ع) خواسته های خود را طلب می کنند.

به گفته مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی این نهاد در سال جاری با تمام توان در کنار دیگر دستگاه های متولی آیین سالانه قره کلیسا را مدیریت می کند.

جلیل جباری ادامه داد: ایجاد زیرساخت های گردشگری در منطقه، راه اندازی مجموعه پذیرایی، تهیه و توزیع اقلام تبلیغاتی استان و آماده سازی غرفه صنایع دستی از جمله اقداماتی است که این اداره کل برای میزبانی مناسب از زایران این مراسم انجام داده است.

جباری افزود: حفاظت و مرمت قره کلیسا همه ساله به طور مستمر انجام می شود و با همکاری امور پایگاه های جهانی سازمان میراث فرهنگی تلاش می شود تا اقدامات اساسی در این زمینه صورت پذیرد.

فرماندار چالدران نیز گفت: قره کلیسا به عنوان قدیمی ترین کلیسای جهان آماده برگزاری شصت و چهارمین آیین مذهبی ارامنه جهان با عنوان «باداراک» است.

کریم حسین زاده با بیان اینکه دین اسلام دین صلح و برادری است و هیچ گونه تبعیضی برای آیین های سایر ادیان قایل نیست، افزود: برگزاری آیین مذهبی ارامنه جهان ضمن اینکه نشان دهنده زندگی مسالمت آمیز اقوام و ادیان مختلف در ایران و آذربایجان غربی است، صلح و دوستی ایرانیان را به دنیا نشان می دهد.

وی ابراز امیدواری کرد که با رفع نواقص برنامه های گذشته و اجرای صحیح این آیین در روز جاری، شان و جایگاه نظام مقدس جمهوری اسلامی همچون سال های گذشته به خوبی حفظ شود.

وی ادامه داد: ایجاد درمانگاه سیار و استقرار گروه امداد و نجات جاده ای، آتش نشانی، راهداری و پلیس راه در زمان برگزاری این مراسم و راه اندازی غرفه های سیار برای فروش مواد غذایی مورد نیاز زایران از جمله تمهدیدات اتخاذ شده برای برگزاری این آیین است.

مدیر پایگاه امور کلیساهای تاریخی ایران هم گفت: همزمان با اجرای مراسم سالیانه مذهبی در قره کلیسا، مسافران و زایران ارمنی با برنامه های فرهنگی پذیرایی می شوند.

شرلی آودیان افزود: با هماهنگی های انجام شده با شورای خلیفه گری ارامنه و همچنین میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی، نمایشگاه عکسی از جاذبه های گردشگری آذربایجان غربی در محل اصلی کلیسا برای زایران دایر خواهد شد.

وی ادامه داد: امسال دهمین سال ثبت قره کلیسا در فهرست آثار جهانی یونسکو و یازدهمین سال ثبت معنوی مراسم مذهبی آن است و به همین منظور برنامه های ویژه ای را برای زایران و حاضران در مراسم اجرا می کنیم.

وی اضافه کرد: راه اندازی مجموعه پذیرایی، توزیع اقلام تبلیغاتی، کمک به راه اندازی نمایشگاه عکس و آماده سازی غرفه صنایع دستی استان در محل قره کلیسا از مواردی است که امسال میراث فرهنگی آذربایجان غربی به عهده گرفته است و بدون تردید مسافران از خدمات این اداره کل در طول مراسم بهره مند می شوند.

آودیان با قدردانی از مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان افزود: حفاظت و مرمت قره کلیسا به طور مستمر در طول سال انجام می گیرد و برای اجرای آیین در موعد مشخص آماده می شود؛ بر همین اساس باید هم از مدیرکل و هم همکارانشان در میراث فرهنگی آذربایجان غربی قدردانی شود.

اعضای شورای خلیفه گری ارامنه آذربایجان هم با قدردانی از زحمت های مسئولان در جهت حفظ حقوق اقلیت های دینی ایران، اجرای مناسب برنامه های سالیانه مذهبی قره کلیسا را از حقوق های رعایت شده ارامنه عنوان کردند و گفتند: ما هر سال شاهد اجرای بهتر برنامه های مذهبی در قره کلیسا هستیم.

به گزارش ایرنا، مراسم مذهبی باداراک از 21 تا 23 سال جاری برگزار می شود؛ آیین مذهبی عشای ربانی در قره کلیسای چالدران به طور سالانه با حضور ارامنه از کشورهای ارمنستان، سوریه، لبنان، هلند، فرانسه، اتریش، آلمان، کانادا و دیگر کشورهای جهان برگزار می‌ شود و یکی از هفت ‌آیین مقدس در تمام فرقه‌های مسیحیت است

ریشه این آیین بین المللی به آخرین شامی برمی‌گردد که مسیح (ع) در شب دستگیری خود توسط سربازان رومی با حواریون خورده و از آنجا که یکی از آنان با نام تاتاووس مقدس در قره کلیسا دفن شده، این کلیسای باستانی از اهمیت ویژه ای برای ارامنه برخوردار است.

ارامنه بر این عقیده هستند که تعمید فرزندانشان در نخستین کلیسای مسیح و محل شهادت حواری آن حضرت با خیر و برکت همراه است و گروه دیگری نیز فرزندان 15 تا 20 ساله خود را با نذر و نیت در آنجا غسل می دهند.

روزهای توقف خانواده ها در قره کلیسا برای برگزاری آیین باداراک متفاوت است؛ آنان طبق رسم باید سه روز در آنجا بمانند اما کسانی که از راه دور به آنجا رفته اند، گاهی بیش از سه روز می مانند و خانواده هایی هم که راهشان نزدیک است، شاید در روز دوم به این کلیسای باستانی بروند.

بنای قره‌کلیسا (کلیسای تاتائوس مقدس) جزو 9 اثر ثبت شده جهانی ایران و 2 اثر ثبت شده جهانی آذربایجان غربی است و بیشتر صاحب‌ نظران آن را قدیمی‌ترین کلیسای جهان می دانند.

قره‌ کلیسا در 20 کیلومتری شمال شرقی چالدران و بر روی مزار تاتائوس، یکی از حواریون حضرت مسیح(ع) احداث شده است و تاریخچه ساخت آن به عنوان اولین کلیسای جهان مسیحیت بر اساس اسناد موجود به بعد از شهادت تاتائوس مقدس توسط جانشین پادشاه ارمنستان برمی‌گردد.

بعد از شهادت حواری حضرت مسیح (ع) او را در محل کنونی کلیسای تاتائوس به خاک سپرده اند و بعدها روی قبر او نمازخانه کوچکی ساخته اند؛ این نمازخانه در قرن هفتم میلادی به کلیسای بزرگ و مجللی تبدیل شده است

 

 

اثر هنری شگفت‌انگیزی که پیرمرد ارمنی در زیرزمین خانه‌اش خلق کرد

اثر هنری شگفت‌انگیزی که پیرمرد ارمنی در زیرزمین خانه‌اش خلق کرد

 .

http://alikonline.ir/fa/news/social/item/6327-اثر-هنری-شگفت‌انگیزی-که-پیرمرد-ارمنی-در-زیرزمین-خانه‌اش-خلق-کرد

.

پیرمردی ارمنی پس از 23 سال نتیجه تلاش هایش را به نمایش گذاشت، پرژوه‌ای که امروز مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.

در روستای آرینج ارمنستان، پیرمردی 77 ساله به نام لوون آراکلیان به همراه خانواده اش زندگی می کند. زیرزمین خانه این مرد سالخورده امروزه به مکانی مرموز و دیدنی برای گردشگران تبدیل شده است. ماجرا به 23 سال پیش باز می‌گردد که لوون تصمیم گرفت در زیر خانه خود به خلق یک اثر هنری اما طاقت‌فرسا مشغول شود.

این مرد که هیچ اطلاعاتی از مهارت‌های کنده‌کاری و حفاری نداشت با قلم و چکش شروع به حفر دالان‌هایی پیچ در پیچ و تماشایی کرد که حاصل آن غاری است که اکنون توریست ها برای دیدن آن صف می‌کشند و مدیریتش نیز بر عهده همسر لوون است.

گفتنی است؛ مساحت زیرزمین خانه لوون 280 متر است و او روزانه حدودا 18 ساعت صرف خلق این اثر هنری کرده است. جالب است بدانید لوون هنگامی که به حاصل تلاش 23 ساله خود می‌نگرد هم احساس غم می‌کند و هم غرور چرا که عمر رفته اش در این زیر زمین و نتیجه شگفت انگیز زحماتش را در کنار یکدیگر می بیند

 

 

 

 

 

مردانه ، زنانه ، بینابین ، سه کنسرتو ویلولون معروف در دنیای موسیقی کلاسیک

مردانه ، زنانه ، بینابین ، سه کنسرتو ویلولون معروف در دنیای موسیقی کلاسیک

جمع آوری و مقدمه از گارگین فتائی

.

در دنیای موسیقی کلاسیک سه کنسرتو ویولون از سایر کنسرتو ویولونها در جایگاه بالاتری قرار دارند و هر کدام با لقب خاصی شناخته می شوند

1:  کنسرتو ویولون بتهوون که به خاطر ریتم بمش به « کسنرتو ویولون مردانه » معروف است و معروف ترین بخش آن بخش سوم کنسرتو است

2: کنسرتو ویولون مندلسون که به خاطر صدای زیرش به « کنسرتو ویولون زنانه » معروف است که معروف ترین بخش آن بخش اول کنسرتو است

3: کنسرتو ویولون برامس که حالتی بین این دو  دارد   . معروف ترین بخش آن بخش سوم کنسرتو است

 

 

کنسرتو ویولن بتهوون

کنسرتو ویلن بتهوون هنوز یکی از مهمترین قطعات ویلن است

ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.

کنسرتو ویولن بتهوون” اپوس ۶۱ در” ر” ماژور که در سال ۱۸۰۶ تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر، فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثر را در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت.

 

 

 

عدم ارائه مطلوب اثر به شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد، مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن، ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(۱۸۳۱-۱۹۰۶) این اثر را دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید.

راز جاودانگی این اثر بیش از هر چیز به دو عنصر ” تعادل” و”غنای” موسیقی آن وابسته است. در موومان اول این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگر می سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرود آمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد.

تکنواز در زیباترین لحظات موسیقی از همراهی ارکستر بهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکستر همراه می گردد و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز، ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد.

در میانه اولین موومان، گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار، که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغاز می گردد. اما این بار تکنواز موسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد.

در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را، لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید.

 

 کادانس آوئر با اجرای هایفتز

روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند “موسیقی ناب” نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی و تکامل در آن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند و همواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است.

در این میان، عنصر” تعادل” میان تکنواز و ارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است.

استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این ساز وهمینطور استفاده از امکان نواختن گلیساندوهای زیبا و نت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن در جابجای این اثر، از دیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است.

کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی، مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است.

در موومان دوم پس از تمی کوتاه که زهی های ارکستر آن را بسط می دهند، تکنواز به همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستر را به اوج می رساند. در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است.

در واقع اندیشه مصنف در این موومان، بعد از این اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید.

دومین موومان این اثر در انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها و بارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند. درسراسر این موومان، گویی تکنواز و ارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند.

پس از چند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت و تکرار گشت، تکنواز تمی دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با او می پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد.

 

هایفتز و توسکانینی دو اسطوره موسیقی کلاسیک

آخرین موومان این کنسرتو که در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد. امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را از آن بعمل آورده اند.

 

لینک دانلود

https://www.liberliber.it/online/autori/autori-b/ludwig-van-beethoven/concerto-per-violino-e-orchestra-in-re-maggiore-op-61/

 

 

 

کنسرتو ویولن مندلسون  در می مینور

کنسرتو ویلن در می مینور، اپوس ۶۴ اثر فلیکس مندلسون آخرین کار بزرگ ارکسترال وی می‌باشد. این اثر بخش مهمی از رپرتوار ویلن محسوب می‌شود و یکی از مردم پسندترین کنسرتو ویلن‌ها است. یک اجرای معمولی از آن کمتر از نیم ساعت طول می‌کشد.

 

 

این اثر سومین کوشش مندلسون در زمینه فرم کنسرتو ویلن محسوب می‌شود. دو کنسرتوی پیشین را مندلسون در پانزده سالگی تصنیف کرده؛ ولی هیچگاه آن‌ها را منتشر نساخته‌است. البته یهودی منوهین با دسترسی به نسخه دستنویس پارتیسیون یکی از این دو کنسرتو ویلن که در ر مینور تصنیف شده آن را اجرا و ضبط کرده‌است.

 

تاریخچه

دوستی و علاقه‌مندلسون به فردیناند دیوید انگیزه اصلی آهنگساز در تصنیف یک کنسرتو ویلن بوده‌است. دست بر قضا هم مندلسون و هم فردیناند دیوید هر دو در یک ساختمان واقع در شهر هامبورگ به دنیا آمدند ولی تا زمانی که اولی شانزده ساله و دومی پانزده ساله نشده بودبا یکدیگر فرصت آشنایی پیدا نکرده بودند. زمانی که مندلسون در ۱۸۳۵ به سمت رهبر ارکستر گهواندهاوس در لایپزیگ منصوب شد فردیناند دیوید را به سمت کنسرت ماستر انتخاب کرد.

در ژوئیه سال ۱۸۳۸ مندلسون که در آن هنگام سی سال داشت بار دیگر به صرافت افتاد یک کنسرتو برای ویلن تصنیف کند. در آن ماه، مندلسون دوران تعطیلات خود را در خارج از شهر لایپزیگ می‌گذرانید و ضمن نامه‌ای برای دیوید چنین نوشت: «در نظر دارم زمستان آینده یک کنسرتو ویلن برای شما تصنیف کنم. چنین کنسرتویی در تنالیته می مینور از هم‌اکنون در مغزم زمزمه می‌کند و سرآغاز آن یک لحظه آرامم نمیگذار». ظاهراً دیوید به این نامه بی درنگ پاسخ داده و اشتیاق خود را از اجرای چنین کنسرتویی ابراز داشته‌است؛ ولی از آن پس سالی سپری شد بدون آنکه مندلسون اشاره‌ای به شروع تصنیف یا به تکمیل آن بکند.

ظرف پنج سالی که از آن تاریخ گذشت بین مندلسون و دیوید دائماً مشورت‌هایی دربارهٔ این کنسرتو به عمل می‌آمد. در این مشورت‌ها، دیوید مرتباً به مندلسون راهنمایی‌هایی در جهت تصنیف سهم ویلن نواز سولو عرضه می‌داشت و ظاهراً قسمت بیشتر کادنزای موومان اول، به آن ترتیب که امروز می‌شنویم از فکر و راهنمایی دیوید حاصل شده‌است. اما با آنکه مندلسون راهنمایی‌ها و توصیه‌های دیوید را در مواردی که از نظر نوازندگی ویلن صرفاً جنبه تکنیکی داشته، پذیرفته ولی در نهایت، قدرت ابداع و احساس شخص خودش قالب کلی و محتوای این کنسرتو را تعیین کرده‌است.

فردیناند دیوید در نخستین اجرای کنسرتو ویلن مندلسون در لایپزیگ در مارس ۱۸۴۵، نقش نوازنده سولو را بر عهده داشت و این اجرا با استقبال پرشوری در محافل دوستدار موسیقی شهری نظیر لایپزیگ مواجه شد.

 

موومان‌ها

سه موومان این کنسرتو با یکدیگر پیوستگی دارد و باید بدون هیچگونه وقفه‌ای در پی همدیگر اجرا شوند.

 

موومان اول (Allegro molto appassionato)[

۱۲۱۴دقیقه

شروع تم سولوی کنسرتو

این موومان با جمله یک میزانی موجداری شروع می‌شود و آنگاه ویلن سولو بی درنگ پا به صحنه‌ای می‌گذارد و ملودی ممتدی و پرشوری را می‌سراید. ویلن سپس همین تم را با فصاحت تمام مورد بسط قرار می‌دهد و در این هنگام یک تم که حالت انتقالی دارد توسط ارکستر معرفی می‌شود و باز ویلن سولو آن را می‌نوازد. تم اصلی دوم موومان، نخست با کلارینت‌ها و فلوت‌ها اجرا می‌شود و همزمان با آن، ویلن سولو یک نت را به شیوه‌ای ممتد مترنم می‌شود. بخش بسط موومان، به‌طور عمده مربوط به تم اول می‌شود و سپس نوبت به یک کادنزای طولانی دشوار می‌رسد که بر عهده ویلن سولو قرار می‌گیرد و این کادنزا با یک رشته آرپژ به پایان می‌رسد. در همان حال که نوازنده ویلن سولو به نواختن این آرپژهای پایانی کادنزا سرگرم است، مندلسون بار دیگر پای تم اصلی اول را به میان می‌کشد که توسط سازهای زهی و بادی اجرا می‌شود. قسمت بازگشت و از سرگیری مووومان و کودا جلوه‌ای فریبنده و درخشان دارد.

 

موومان دومAndante

۸۹دقیقه

 

تم اصلی موومان دوم

بین قسمت طوفانی و پرجوش و خروش پایان موومان اول و شروع موومان دوم یا آندانته، یک نت تنها که با باسون نواخته می‌شود چون رشته ارتباطی به کار می‌رود تا هیچگونه درنگی ایجاد نگردد. در موومان آهسته نیز بار دیگر تم اصلی تقریباً از همان سرآغاز موومان توسط ویلن سولو معرفی می‌شود. این تم یک ملودی وسیع و موجدار با جریانی آرام است. قسمت میانی موومان آهسته به صورت تمی متضاد معرفی می‌شود که حالتی شوریده و بیقرار دارد. موومان آهسته پس از بازگشت تم اصلی و با همان حالت سرآغاز موومان به پایان می‌رسد در حالی که ویلن سولو بار دیگر ملودی رو به فراز رونده‌ای را می‌سراید ولی آکومپانیمان این ملودی را تا اندازه‌ای با آنچه در سرآغاز موومان شنیده‌ایم تفاوت پیدا می‌کند.

 

موومان سوم (Allegretto non troppo – Allegro molto vivace)[

۶۷دقیقه

تم شروع آلگرو مولتو ویواچه

بار دیگر وظیفه پل اتصالی ملودیک را بر عهده ویلن سولو می‌گذارد و آنگاه ناگهان فیناله، آلگرو مولتو ویواچه از راه می‌رسد که با ارکستر آغاز می‌شود در حالی که به بانگ ترومپت‌ها، شیپورها، باسون‌ها و طبلها با آرپژهایی توسط ویلن سولو پاسخ گفته می‌شود و این قبل از آن است که ویلن تنها با نواختن تم اصلی این موومان روندوی آخر باز وارد صحنه شود. این تم، کیفیتی پری وار و شیطنت بار دارد که شاید بتوان آن را نمونه جالبی از ابداعات مندلسون شمرد. تم دوم به شیوه فورتیسیمو توسط ارکستر معرفی می‌شود و آنگاه موومان به پایان شاد و وجد آمیزی می‌رسد در حالی که ویلن سولو و ارکستر با هم تم اصلی روندو را به وضعی بس خوشایند اجرا می‌کنند.

 

سازبندی

این اثر برای ویلن سولو و ارکستر کلاسیک نوشته شده‌است که شامل دو فلوت، دو ابوا، دو کلارینت، دو باسون، دو هورن، دو ترومپت، تیمپانی‌ها و زهی‌ها می‌شود.

 

 

لینک دانلود

https://www.liberliber.it/online/autori/autori-m/felix-mendelssohn-bartholdy/concerto-per-violino-e-orchestra-in-mi-minore-op-64-nbc-symphony-orchestra/

 

 

 

کنسرتو ویولون برامس

 

 

 

لینک دانلود

https://www.liberliber.it/online/autori/autori-b/johannes-brahms/concerto-per-violino-e-orchestra-in-re-maggiore-op-77/

 

 

 

 

منابع

http://www.harmonytalk.com/id/667

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D9%88%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1_(%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%86)

 

 

 

 

 

 

حسرت

حسرت

گارگین فتائی

.

اعصابمو را خرد کرده

دیگر تحملش را ندارم

کی از دستش خلاص می شوم

چقدر نق می زند

مئدام غرغر می کند

خر و پف هایش امانم را بریده

از دستش  نمی دانم به کدام دیوانه خانه پناه ببرم

مدام شکایتش را به این و آن می کردی

مدام از دستش  عصبانی میشدی

و زمین و زمان را نفرین می کردی

اما اکنون او دیگر نیست

دیگر کسی نیست که  غرغر کند

دیگر راحت شدی

سکوت تمام اطرافت را فرا گرفته

  آروزیت خلاصی از شر او بود

اما  به ارزویت نرسیدی

 جای  آن حسرت تمام وجودت را فرا گرفته

با  گلوی بغض آلود

و چشمان پر اشک

فریاد می زنی

ای کاش الان بود

ناله می کرد نق می زد

ای کاش  مرا فحش می داد ناسزا می گفت

سرم داد می کشید

عصبانی میشد

اما فقط بود

بود و نفس می کشید

ای کاش باز صدایش را بشنوم

حتی برای یک لحظه

حتیس برای یک ثانیه

افسوس و صد افسوس