زادروز مولیر
زادروز
ژان باتیست پوکلن (به فرانسوی: Jean-Baptiste Poquelin) (زادهٔ ۱۵ ژانویه ۱۶۲۲-درگذشتهٔ ۱۷ فوریه ۱۶۷۳) که با نام مولیر (به فرانسوی: Molière) شناخته میشود.
وی را همراه با کورنی و ژان راسین یکی از سه نمایشنامهنویسِ برترِ قرن هفدهم در فرانسه و یکی از بزرگترین کمدینویسِها و هنرپیشههای تئاتر در اروپا میدانند.
شاید بتوان گفت که در زمینه کمدی نویسی پس از نویسندگان معروف یونان قدیم مانند اریستوفان و مناندر و کمدی سازهای روم قدیم از قبیل پلوتوس و ترنتیوس تا به امروز کسی به پای او نرسیدهاست
مولیر منتقدین بسیاری داشت. آنها به بهانه دفاع از مذهب کارشکنیهایی در مسیر فعالیت او انجام دادند. آنها میگفتند که مولیر بیدینی را به روی صحنه تئاتر آوردهاست. نمایشنامه مکتب زنان (به فرانسوی: Les Femmes Savantes) در حقیقت بی عفتی و بی عصمتی است و تارتوف نمایشنامه ای است شیطانی و دون ژوان سراپا کفر است. بهطور خلاصه منتقدین میگفتند که مولیر خناسی است که به لباس انسان درآمده.
با اینکه مولیر بسیاری از نمایشنامههای خود را به شعر نوشته بود، خسیس را به نثر نوشت. به همین سبب هموطنانش که معتاد به نمایشنامههای منظوم او بودند از تماشای خسیس در بادی امر لذتی نمیبردند
در شب هفدهم فوریه سال ۱۶۷۳ در حالی که خود نقش «ارگان در نمایش بیمار خیالی را برعهده داشت، در حین اجرا دچار تشنج و ضعف شدیدی گردید و از سکوی نمایش به پایین سقوط کرد، اما نمیخواست نمایش را ناتمام بگذارد.
علیرغم تلاشش برای ادامهٔ نمایش مجدداً پس از رفتن روی سکو سقوط کرد و جراحتهایی دید و دیگر از ادامه کار عاجز بود. او را به منزلش بردند و سرفه شدیدی بر او عارض گردید و یکی از رگهایش قطع شد و سه ربع بعد در سن ۵۱ سالگی بر اثر بیماری سل درگذشت.
کشیش از حاضر شدن به بستر بازیگر سست عقیده ای که تارتوف را نوشته امتناع کرد و کلیسا از خاکسپاری او در گورستان رسمی شهر جلوگیری کرد. سرانجام همسرش به لویی چهاردهم توسل جست تا پادشاه از رئیس روحانیان یعنی اسقف پاریس تقاضا کرد که اجازه بدهند. اجازه صادر گردید، مشروط به اینکه مراسم تدفین در ساعتهای روز نباشد و هیچ تشریفاتی برگزار نشود؛
بنابراین در حین خاکسپاریاش به صدا درآوردن ناقوس کلیساها و زمزمه دعاهای حاضران ممنوع گردید.
در روز بیست و یکم فوریه ۱۶۷۳ او را در قبرستان «سنت ژوزف» دفن کردند، در جایی که کودکانی را دفن میکردند که غسل تعمید نشده بودند
در سال ۱۷۹۲ باقیمانده خاکش به موزه تاریخی فرانسه آورده شد و در سال ۱۸۱۷ در پاریس به گورستان پرلاشز منتقل شده و در کنار ژان دو لافونتن دفن شد.
آثار
بیمار خیالی (Le Malade Imaginaire)
خسیس (L’Avare)ترجمه: محمد علی جمال زاده- نشر علمی فرهنگی ۱۳۹۶
تارتوف (Tartuffe)
دون ژوان (Don Juan)
آمفیتروئون(Amphitryon)
طبیب پرنده(Médecin Volant)
حسادت آقای کلافه(La Jalousie du Barbouillé)
مردمگریز (Misanthrope)
مکتب زنان (L'École des femmes)
نقد مکتب زنان (La Critique de l'École des femmes)
ژرژ داندن (George Dandin)
عروسی اجباری (Le Mariage forcé)
نیرنگهای اسکاپن (Les Fourberies de Scapin)
زنان دانشمند (Les Femmes Savantes)
زنان فضلفروش مضحک (Les Précieuses ridicules)
طبیب اجباری (Le Médecin malgré lui)
ازدواج اجباری (Le Mariage Forcé)
عشق شفابخش (L'amour médecin)
بورژوای نجیبزاده (Le Bourgeois gentilhomme
من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .