Critic / critical / criticism / critique
Critic / critical / criticism / critique
کلمه انتقاد " Criticism " در اظهار منفی ، تقصیرات یا نکات منفی را تعیین می کند اما یک نقد " critique " به معنی یک ارزیابی است که می تواند اظهار کننده نکات خوب یا بد باشد
ایدهء پروژه من انتقادات زیادی از هم کالجی هایم دریافت کرد - آنها گفتند که آن هرگز کار نخواهد کرد
My project idea received a lot of criticism from my colleagues - they said it would never work.
در نقد کتاب ، جانسون بسط عالی شخصیتی را ارزیابی می کند اما میگوید که داستان خیلی کند پیش میبرود
In his critique of the book, Johnson praises the excellent character development, but says the plot moves too slowly.
یک منتقد " critic " یک شخص است
دو نوع افراد منتقد وجود دارند
منتقد حرفه ای " professional critic " کسی است که در ارزیابی هنر ، فیلم ها یا ادبیات تخصص دارد یعنی یک منقد ادبی یا هنری یا سینما و غیره . این نوع منتقد ، نقد می کند یعنی کار هنری را برای ارزیابی نکات خوب یا بد آن بررسی می کند
منتقد عمومی " critic in general " شخصی است که مایل به پیدا کردن چیزهای منفی و نشان دادن تقصیرهاست . این نوع منقتد دوست دارد انتقاد کند ( انتقاد به معنی اظهارات منفی )
منتقدین رئیس جمهور می گویند که او به قدر کافی پول برای امنیت ملی اختصاص نمی دهد
The president's critics say he is not devoting enough funds to national security.
کلمه انتقادی " critical " هم دو معنی دارد
وقتی توصیف کننده شخصی است که در این صورت یه معنی یافتن تقصیر در آن ضخص است
مادرمن همواره از کار من انتقاد می کرد او میگفت که من هرگز نویسنده خوبی نبودم
My mother was always very critical of my work - she said I would never be a good writer.
وقتی چیزی یا وضعیتی را توصیف می کند در این صورت به معنی اساسی یا بی نهایت مهم است
بازیکن بیسبال در طی یک لحظه اساسی در بازی مرکتب اشتباهی شد که باعث باخت تیمش شد
The baseball player made a mistake during a critical moment in the game, causing his team to lose.
دسترسی به آب پاک برای سلامت مردم بسیار حیاتی است
Access to clean water is critical to the health of the population.

من گارگین فتائی از ارامنهء ایران هستم .