نقد فیلم آپاندیس

جمع آوری از گارگین فتائی

.

کارگردان

حسین نمازی

تهیه‌کننده

مقصود جباری

نویسنده

حسین نمازی

بازیگران

آناهیتا نعمتی

امیرعلی دانایی

سیمون سیمونیان

رضا اکبرپور

پردیس منوچهری

موسیقی

پیام آزادی

فیلم‌برداری

مهدی ایل‌بیگی

تدوین

عماد خدابخش

توزیع‌کننده

خانه فیلم

 

تاریخ‌های انتشار

 ۲۲آذر ۱۳۹۶

مدت زمان

 ۸۳دقیقه

کشور

ایران

زبان

فارسی

فروش گیشه

 ۶۰٬۴۷۲٬۰۰۰تومان

آپاندیس فیلمی به کارگردانی حسین نمازی و تهیه‌کنندگی مقصود جباری است.

این فیلم در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده است.

آپاندیس برنده جایزه بهترین فیلمنامه از چهل و هفتمین جشنواره مونترال کانادا شده است.

 

داستان فیلم

«آپاندیس» داستانی جذاب دارد، تمام قصه فیلم در یک بیمارستان روایت می‌شود، جایی که رضا همسرش زری را به بیمارستان می‌آورد و از دوست زری یعنی لیلا کمک می‌خواهد، پس از اینکه رضا متوجه می‌شود زری باید مورد عمل جراحی آپاندیس قرار بگیرد، از لیلا می‌خواهد تا دفترچه بیمه‌اش را در اختیار آن‌ها قرار بدهد زیرا خودش پولی ندارد، لیلا که قدرت نه گفتن را ندارد به ناچار می‌پذیرد، محسن همسر لیلا نیز در همین بیمارستان کار می‌کند و موقعیت خوبی دارد، پس از اینکه مامور گزارش بیمه یعنی گلی طهماسبی به رضا و زری شک می‌کند، لیلا تمام داستان را به محسن می‌گوید و حالا محسن نیز ناخواسته در بحرانی جدی قرار می‌گیرد و بحران زمانی جدی تر می‌شود که محسن باید برای توضیح مساله به اتاق گلی طهماسسبی برود، اما او و گلی گذشته‌ای نا فرجام با یگدیگر داشته‌اند و گلی نیز دل خوشی از محسن ندارد،

 

 

 

 

نقد فیلم

موقعیت پردازی های منطقی

افشین علیار

امروزه در فیلم های ملودرام شاهد یک نوع تقلید یا کپی هستیم به طوری که بعضی از فیلمسازان کار اولی برای شکل گیری قصه از عناصر ساختاری مثلا سینمای اصغر فرهادی استفاده می کنند که نمونه هایش را در این چند سال اخیر به وفور دیده ایم ، کپی هایی که تماشاگر عام هم می تواند به راحتی اِلمان های تقلیدی آن ها را تشخیص بدهد در این اوضاع و هجوم تکرارها، فیلم خوب را می شود تشخیص داد فیلمی که فیلمسازش با دغدغه و نگرش اجتماعی می خواهد قصه سرایی کند ، قصه یی که می تواند تماشاگر را با خودش همراه کند، فیلم آپاندیس اولین تجربه ی سینمایی حسین نمازی که مشخص نیست چرا در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر پذیرفته نشد یک عنصر بسیار مهم دارد به نام قصه ، این اولین نکته یی ست که در آپاندیس به نظر می رسد از آنجایی که فیلمنامه را هم خود کارگردان نوشته یک دغدغه یی در فیلم دیده می شود انگار بخش اجتماعی بودن قصه برای حسین نمازی بسیار مهم بوده که این فیلمساز با استفاده از یک اتفاق به بحران می رسد، بحرانی اجتماعی و جبران ناپذیر. اساسا فیلم آپاندیس در قصه شکل می گیرد و این یکی از ارکان مهم این فیلم محسوب می شود به طوری که فیلمساز ما در اولین ساخته ی سینمایی اش توانسته با یک نگرش مهم در انتخاب ایده و گسترش آن در سطح یک بحران موقعیت هایی ایجاد کند که مسئله ی مهم اجتماعی ست اما خیلی ها از آن بی خبرند، در وهله ی نخست حسین نمازی در پرداخت به این موضوع از خرده اتفاقات استفاده نکرده است به همین دلیل فیلم از نقطه ی شروع برای تماشاگر قصه می گوید اما نوع روایت و لحن فیلم طوری جلو می رود که انگار نمازی به عنوان دانای کل نمی خواهد ابعاد شکل گیری فیلم را به تماشاگر لو بدهد به همین دلیل اطلاعات به صورت قطره چکانی به تماشاگر داده می شود اطلاعاتی تعلیق وار که باعث جذابیت و اهمیت مضمونی می شود . این اطلاعات از تیتراژ نخست داده می شود در ادامه فیلمساز با چند شخصیت شروع به داستان سرایی می کند، به نظر می رسد فیلم با یک چرایی برای فیلمساز تبدیل به یک ایده شده است چیزی که این روزها انسان ها نمی توانند از آن استفاده کنند و آن کلمه ی ( نه ) می باشد، لیلا اگر در همان ابتدا به رضا نه می گفت و دفترچه بیمه اش را به برای عمل زری به رضا نمی داد هیچ اتفاقی کسی را تهدید نمی کرد اما دقیقا نقطه ی حساس و مرکزی فیلم آپاندیس نداشتن جسارت در پاسخ یک نیاز است ، شاید زمانی که فیلم به پایان می رسد به این فکر کنیم اساسا چرا لیلا دفترچه ی بیمه اش را به رضا می دهد او اگر می خواست به عنوان یک دوست به زری و رضا کمک کند می توانست که هزینه ی عمل آپاندیس و ویزیت آزاد را به رضا بدهد اما این یک عمل انجام شده است که لیلا در آن قرار می گیرد یعنی هر انسانی اگر در موقعیت لیلا قرار داشت مطمئنا دادن دفترچه را به پرداخت هزینه درمان، ترجیح می داد به این دلیل که شاید لیلا فکر کرده رضا چندماهی ست که بیکار شده چگونه می خواهد این غرض را پس بدهد؟ یا اصلا طور دیگری فکر کنیم همانطور که در بالا اشاره شد کسی از تخلف و ارتکاب جرم استفاده از دفترچه ی بیمه ی دیگران باخبر نیست و در جامعه این گونه جا افتاده است که اساسا می شود از دفترچه دیگران هم استفاده کرد، اما حسین نمازی با پرداختی مهم از سطحی ترین چیزی که فکرش را نمی توانیم بکنیم به یک بحران اشاره می کند بحرانی که لیلا در آن گیر می افتد از سوی رضا شکل می گیرد این بحران دامن گیر محسن می شود که در همان بیمارستان کار می کند و از شواهد مشخص ست که انسان موجه و وظیفه شناسی ست اما محسن هم به طور کاملا اتفاقی در یک بحرانی قرار می گیرد که رهایی از آن سخت و دشوار است، تمامی این بحران ها در وهله ی اول از فقر نشات می گیرد فقری که باعث می شود رضا از غیرتش بگذرد و با جابه جایی عکس زری با لیلا محسن به عنوان شوهر زری به همه معرفی شود اما از سوی دیگر رضا که از نظر سطح فرهنگی در جایگاهی نامناسبی قرار دارد به راحتی باعث ایجاد بحران برای لیلا و محسن می شود ، رضا به دلیل فقر دست به یک امر خلاف شرع می زند و این عمل را به صورت دیگری برای برادر زری توجیح می کند اما در آخر فیلم به دلیل شک هایی که بوجود می آید  فکر می کند که زری با صاحب کارش ارتباط داشته که باردار شده و سقط کرده به طرف زری حمله می کند که باعث در کما رفتن زری می شود ، نمازی به درستی توانسته رضا را به یک شخصیت تبدیل کند شخصیتی که خودش باعث می شود تا محسن به دلیل تخلف و بی آبرویی به همه اعلام کند که زری همسرش است اما به دلیل سطح نامناسب فرهنگی و کوتاه فکری نسبت به زری سوظن پیدا می کند همین باعث می شود که به ارتباط پیامکی زری و صاحب کارش شک کند و به او حمله کند، اگر رضا غیرتی ست پس چرا آن فکر را با لیلا و محسن درمیان می گذارد تا محسن برای استفاده از دفترچه بیمه خودش را شوهر زری به همه معرفی کند، اگر رضا از شرایط فرهنگی مناسبی برخوردار بود می توانست بفهمد که زری با دفترچه بیمه ی لیلا به بیمارستان معرفی شده و اگر نه زری سقط جنین نکرده چرا که اصلا رضا نمی تواند بچه دار شود اما فیلمساز برای شکل گیری فیلمش از عناصر مناسبی بهره گرفته سقط کردن جنین و شک رضا به زری در هم تنیده می شود که باعث بغرنج تر شدن بحران می شود از طرفی دیگر اگر دکتر به محسن می گفت که سقط جنین را از طریق برگه های قبلی دفترچه بیمه فهمیده شاید این بحران شکل نمی گرفت و محسن می فهمید که لیلا بچه اش را سقط کرده اما این درهم تنیده شدن موقعیت ها به شکل گیری فیلم کمک بسزایی کرده است ؛حسین نمازی با تسلط کافی این موقعیت ها را در فیلم گنجانده است ، به طور مثال حضور گلی طهماسبی به عنوان کسی که باید به تخلف محسن رسیدگی کند به دلیل یک عشق قدیمی به فرجام نرسیده قصد عقده گشایی دارد، اگر مثلا به جای گلی از یک کاراکتر مرد استفاده می شد که به دلیل رفاقتش با محسن این تخلف را به بالا گزارش نمی داد دیگر بحرانی در کار نبود، فیلمساز به درستی توانسته در ایجاد موقعیت ها منطق روایی بوجود بیاورد.

پایان فیلم محسن تصمیم می گیرد که حقیقت را به رییس بیمارستان و دکتر بگوید در کما بودن زری و هپاتیت داشتن او محسن را می ترساند و از نگاه دیگر زمانی که محسن می فهمد که لیلا بچه اش را سقط کرده انگار دیگر برایش مهم نیست که در جا به جایی دفترچه بیمه تخلف کرده است اما بهتر می بود فیلم در همان سلف سرویسِ بیمارستان به پایان می رسید چرا که عوض کردن عکس پیش زمینه ی موبایل توسط لیلا هیچ کارکردی برای  فیلم ندارد.

فیلم آپاندیس با توجه به شرایط قصه پردازی و پرداخت ساختاری اش تماشاگر را وارد یک قصه ی دیالوگ محور می کند اما قبل از آن استفاده از محیط بیمارستان که معنای بیماری و شفا و مرگ در آن نهفته است استفاده شده انگار فیلمساز محیط بیمارستان را به جامعه یی کوچک تشبیه کرده و تمامی موضوعات مضمونی که در این فیلم به آنها اشاره می شود اتفاق های گسترده یی ست که باعث ویرانی زندگی ها می شود حتی خودکشی آن دختر نوجوان هم که فیلمساز اشاره ی کوچکی به آن می کند بخش مهمی از فیلم است، در آپاندیس بیشتر قاب ها بسته است و فیلمساز از سعی کرده با قاب های بسته فضای فیلم را ملموس تر کند از آنجایی که کل فیلم در فضای بسته ی بیمارستان فیلمبرداری شده اما میزانسن ها طوری طراحی شده که تماشاگر احساس خستگی از لوکیشن نکند به همین دلیل فیلمساز از عناصر مهم ملودراماتیک استفاده ی درستی کرده است آن دوسکانس خارج از بیمارستان هم کارکردی برای فیلم ندارد و می توانست نباشد ، آنا نعمتی از اواسط فیلم بازی مطمئن تری را به تماشاگر ارائه می دهد به طوری که انگار ابتدای فیلم در بعضی از مقطع ها نتوانسته احساسش را به تماشاگر انتقال دهد، در همان سکانس های اول زمانی که می خواهد از دادن دفترچه بیمه به رضا طفره برود مکس و نگاه هایش تصنعی به نظر می رسد، امیر علی دانایی مثل همیشه در بیان نفس کم می آورد تفاوتی در بازی او از فیلم اولش تا آپاندیس دیده نمی شود انگار دانایی با یک لحن مشخص بازی می کند لحنی که او را به همه ی فیلم های گدشته اش شبیه کرده است.

در شرایط کنونی و آشفتگی وضعیت سینمای ایران می شود از فیلم آپاندیس به عنوانِ یک فیلم محترم یاد کرد فیلمی که نمی خواهد بی خود و بی جهت جیب تماشاگرش را خالی کند، آپاندیس از نظر محتوایی فیلمی مهم محسوب می شود زیرا که بعد از پایان آن می شود چند ساعتی به جزئیات آن فکر کرد.

 

بابک مهرورز

کسی در فیلم حضور دارد  که من بشناسم؟

امیرعلی دانایی که از پرکارهای سینمای ایران است و اخیراً فیلم « انزوا » با بازی او به نمایش درآمده، بازیگر نقش اصلی فیلم است. آنا نعمتی هم که آخرین بار با « ماحی » در سینمای ایران حضور داشته، در فیلم حضور دارد.

 

کارگردان کیست ؟

حسین نمازی که متولد سال 1360 و فارغ التحصیل رشته سینماست. « آپاندیس » نخستین فیلم بلند سینمایی نمازی است. او پیش از این چندین فیلم کوتاه داستانی و مستند را کارگردانی کرده بود.

 

 

نکات مثبت فیلم ؟

برخلاف آثار امروز سینمای ایران، « آپاندیس » قصه محور است و تماشاگر می تواند یک قصه کامل را از ابتدا تا انتها تماشا کند بدون آنکه نگران رها شدن آن در پایان باشد.

تعلیق و نقطه گذاری های فیلم به درستی انجام شده است. حسین نمازی به خوبی می دانسته در کدام لحظه از فیلم می بایست تعلیق را ایجاد و گره گشایی کرد؛ گره گشایی هایی که می تواند مخاطبش را غافلگیر نماید.

« آپاندیس » به حاشیه نمی رود و تمام داستان در یک بیمارستان اتفاق می افتد. نمازی به خوبی از حاشیه گویی در نخستین تجربه سینمایی اش پرهیز کرده و تمرکزش را بر داستان اصلی متمرکز کرده که یک امتیاز ارزشمند محسوب می شود.

 

نکات منفی فیلم ؟

فیلم علی رغم فیلمنامه پرکششی که دارد، بازی های چندان خوبی ندارد. تیم بازیگران فیلم می توانستند عملکرد بهتری از خود نشان دهند.

علی رغم رضایت بخش بودن روند کلی فیلم، برخی از سکانس ها می توانست کوتاه تر یا حذف شوند تا ضرباهنگ کلی فیلم بهتر شود.

 

حرف آخر :

« آپاندیس » به عنوان فیلم اول حسین نمازی اثری محترم به شمار می رود که ارزش تماشا دارد. در وضعیت کنونی سینمای ایران که قصه عنصر گمشده آثار به شمار می رود، « آپاندیس » توانایی قصه تعریف کردن دارد و پیامهای اخلاقی اش را به هم درستی به مخاطبش انتقال می دهد.

 

 

عباس نصراللهی

 

 (احمقی سنگی را در چاه می اندازد که صدها عاقل هم نمی توانند آن را بیرون بیاورند)

کلیت فیلم «آپاندیس» را می‌توان در جمله بالا خلاصه کرد، فیلمی قصه گو که با تمام ضعف‌ها و کمبود‌هایش موفق می‌شود تا بیننده را تا لحظه آخر پای تصویر نگاه دارد و این ویژگی می‌تواند مزیتی بزرگ برای یک فیلم باشد. اولین ساخته حسین نمازی که از جشنوار فجر کنار گذاشته شد، فیلمی است که پایه و اساسش بر قصه گویی سینمای کلاسیک ریخته شده و مهمترین ویژگی فیلم را نیز می‌توان در همین امر مشاهده کرد، در روزهایی که سینمای ما بیشتر مشغول ساختن آثاری است که نگاهی مشابه به یک سری از مشکلات اجتماعی دارند و درگیر روایت قصه به دور از سینمای کلاسیک هستند، آپاندیس با قصه خوبی که دارد و هم چنین نقطه گذاری‌های خوب خود می‌تواند اثری قابل تامل و قابل دیدن در سینما باشد. از همان لحظه آغازین فیلم بیننده متوجه این موضوع خواهد شد که تلاطمی بزرگ در راه است، زیرا لوکیشن فیلم و البته فضاسازی آن به شکلی است که به طور ناخودآگاه اضطراب و تشویش را به بیننده منتقل خواهد کرد، حال اینکه شخصیت‌هایی که از ابتدا در فیلم حضور دارند و به مرور نیز اضافه می‌شوند اطمینان بیننده برای وجود یک تلاطم بزرگ را بیشتر خواهند کرد.

«آپاندیس» داستانی جذاب دارد، تمام قصه فیلم در یک بیمارستان روایت می‌شود، جایی که رضا همسرش زری را به بیمارستان می‌آورد و از دوست زری یعنی لیلا کمک می‌خواهد، پس از اینکه رضا متوجه می‌شود زری باید مورد عمل جراحی آپاندیس قرار بگیرد، از لیلا می‌خواهد تا دفترچه بیمه‌اش را در اختیار آن‌ها قرار بدهد زیرا خودش پولی ندارد، لیلا که قدرت نه گفتن را ندارد به ناچار می‌پذیرد، محسن همسر لیلا نیز در همین بیمارستان کار می‌کند و موقعیت خوبی دارد، پس از اینکه مامور گزارش بیمه یعنی گلی طهماسبی به رضا و زری شک می‌کند، لیلا تمام داستان را به محسن می‌گوید و حالا محسن نیز ناخواسته در بحرانی جدی قرار می‌گیرد و بحران زمانی جدی تر می‌شود که محسن باید برای توضیح مساله به اتاق گلی طهماسسبی برود، اما او و گلی گذشته‌ای نا فرجام با یگدیگر داشته‌اند و گلی نیز دل خوشی از محسن ندارد،

تمام این گره‌ها تا پایان قصه ادامه دارند و بیشتر نیز می‌شوند و در میان همه این گره‌ها حقایقی وحشتناک آشکار می‌شوند. این قصه جذاب که با استفاده از یک اشتباه رایج در کشور ما و البته موضوع مهم نه گفتن نوشته شده و پایه و اساسش را بر اشتباهی به ظاهر ساده و دروغ گذاشته، می‌تواند از لحظه آغاز تا پایان برای بیننده جذاب باشد.

نمازی که خود نویسنده فیلم نامه نیز هست، به خوبی توانسته نقطه گذاری‌های قصه در ساختار فیلمنامه کلاسیک را انجام دهد، به طوری که بیننده تغییر مسیر قصه و شروع کشمکش‌های فراوان را به خوبی حس خواهد کرد، و زمانی که این تلاطم‌ها و کشمکش‌ها با فضای بسته فیلم که تماما در بیمارستان می‌گذرد همراه می‌‌شوند، حس خفقان و استرس بیشتری را برای بیننده ایجاد خواهند کرد. «آپاندیس» پر است از لحظاتی که بیننده انتظارش را ندارد و این مزیتی بزرگ برای فیلم محسوب می‌شود، پیچیدگی‌های قصه به موقع و به اندازه هستند و موقعیتی که شخصیت‌ها در آن قرار می‌گیرند موقعیتی باورپذیر است، و یکی از بهترین ویژ‌گی‌های قصه فیلم حفظ انسجام این موقعیت‌ها از ابتدا تا انتها است، به طوری که فیلم برای حفظ تمپوی خود دست به دامان خرده اتفاق‌ها و یا خرده داستان‌های فرعی شخصیت‌ها نمی‌شود و تا آخرین لحظه در مسیر قصه‌ای که از ابتدا تعریف کرده حرکت می‌کند و اگر بناست تا حقیقتی را رو کند و یا به امری حاشیهای بپردازد در دل همان قصه اصلی این کار را انجام می‌دهد و این حواشی یا اتفاقات کوچک را طوری درون قصه قرار داده که تاثیری عمیق بر روند کلی قصه نمی‌گذارند اما در عین حال مهم و حیاتی هستند. اینگونه پردازش دقیق و ریزبینانه به فیلمنامه باعث شده تا فیلم همواره جذاب و سرحال به نظر برسد.

به عنوان مثال، نویسنده شخصیتی را در فیلم قرار داده که مسئول گزارش بیمه‌های بیماران به مسئولین عالی رتبه است، گلی طهماسبی که ظاهرا پیش از این عاشق محسن بوده است و به دلیل اینکه برادر محسن مرده و محسن مجبور بوده تا با زن برادر خود یعنی لیلا ازدواج کند، دست از عشق به محسن کشیده است، و همین مساله کینه‌ای را در دل گلی نسبت به محسن قرار داده، و حالا مسئولیت این شخص در فیلم، بحرانی که محسن ناخواسته در آن قرار گرفته و گره خوردن بحران محسن با مسئولیت گلی آن قدر جذاب است که تپش قلب بیننده را به شماره بیندازد و بیننده بخواهد ادامه داستان را ببیند، در تمام مدت زمان فیلم می‌توان نمونه ‌های زیادی از این غافلگیری‌ها و تلاقی اتفاقات را مشاهده کرد که هم منطقی هستند و هم جذاب به نظر می‌رسند، و در برهوت قصه گویی درست در سینمای ما، می‌توان قصه‌ای درست و منطقی که جذابیت‌های خاص خود را نیز داراست مشاهده کرد.

«آپاندیس» در پس تمام اتفاقاتی که در قصه‌اش رقم می‌زند، شخصیت‌هایی که پرورش می‌دهد و تلاقی‌هایی که ایجاد می‌کند، نگاهی به مشکلات و معضلات جامعه دارد، بیمارستان به عنوان مکانی که همه قشرها به شکل‌های مختلف درگیر آن می‌شوند در نظر گرفته شده و دوربینی که هیچ‌گاه از این بیمارستان بیرون نمی‌رود تا ناظر و شاهد همه اتفاقات باشد، در حال نمایش جامعه‌ای کوچک است که پر از تلاقی‌ها، اتفاقات، ناگواری‌ها، دروغ‌ها، عمل‌ها و عکس العمل‌هاست. دروغی که به ظاهر کوچک است همه چیز را عوض می‌کند، غیرت یک مرد را زیر سوال می‌برد، عشقی قدیمی را نمایان و حقیقت یک ازدواج را روشن می‌کند، شک و تردیدها را بروز می‌دهد، اعتمادها را از بین می‌برد و تک تک کسانی را که خواسته و ناخواسته درگیرش می‌شوند را به ورطه نابودی می‌کشاند، و نشان می‌دهد که این دروغ از فقر و نداری نشات می‌گیرد و بیننده را در جایی قرار می‌دهد تا قضاوت کند، و این سوال را از خود بپرسد که آیا در شرایطی خاص و تحت جبر باید تن به انجام بعضی کارها داد یا نه، و بیننده می‌تواند خود را درون موقعیت حس کند و طعم آن را بچشد، و این مزیتی بزرگ برای یک فیلم است.

برخی موقعیت‌ها در فیلم می‌توانستند شکل بهتری بگیرند، عکس العمل‌های شخصیت‌ها باورپذیرتر باشند و حتی برخی صحنه‌ها نیز قابلیت حذف شدن را دارا بودند. اما انسجام فیلم از ابتدا تا انتها نمره قبولی را می‌گیرد. بازی‌های بازیگران همگی در سطحی معمولی به سر می‌برند و در جاهایی نیز ضعیف به نظر می‌رسند، اتفاقی که اگر نمی‌افتاد و بازی‌های بهتری ارائه می‌شد، قطعا به راحتی نمی‌شد که از کنار این فیلم و اتفاقاتش عبور کرد، گرچه که همین حالا نیز قصه و دغدغه فیلم بیننده را درگیر خواهد کرد.

«آپاندیس» در نگاهی کلی به عنوان فیلم اول یک کارگردان و اثری کم هزینه و کم ادعا، قابل قبول و گیراست، قصه‌ای پر کشش دارد و گره‌هایی که بیننده را وادار به دنبال کردن ادامه قصه می‌کنند در فیلم به وفور دیده می‌شوند، فیلمی که مجموعه‌ای از اتفاقات و تلاقی‌هاست، نمایشی از یک جامعه و انسان‌های درون آن است، انسان‌هایی که در عین نزدیکی دور هستند، و نمایشی از پنهان کاری‌ها، دروغ‌ها و قضاوت‌هاست. فیلمی که ادعایی ندارد و همه چیز تمام هم نیست، اما حرفش را می‌زند و جذاب است.

 

یک پیشنهاد لذت بخش

محسن جعفری راد

آپاندیس در جشنواره پذیرفته نشد و چند روز بعد در خانه سینما برای اعضای انجمن منتقدان اکران شد که مهمترین دستاوردش صحه گذاشتن بر بی اعتباری سواد و بینش سینمایی هیات انتخاب جشنواره فجر است اما چرایی این بی اعتباری منظور این نوشته نیست.حالا که فیلم مهجور مانده باید درباره نکات مثبتش نوشت.

فیلم یک روایت ساده و صمیمی دارد.همین دستاورد مهمی برای یک فیلم اول است. در سینمایی که فیلم اولی ها یا به فرم گرایی کاذب دل بسته اند و حال و هوایی انتزاعی در پاسخ به نیاز خودشان! و نه نیاز مخاطب را مصور می کنند و یا کپی دسته چندم از کارهای فرهادی را ارایه می کنند،رویکرد حسین نمازی تحسین برانگیز است. داستانی که اصول روایت کلاسیک و سه پرده ای را به شکل حساب شده ای روایت می کند چون هدفش نه به رخ نمایی مهارت کارگردان بلکه ایجاد فضای سرگرمی ساز برای مخاطب است.

بازی ها هوشمندانه و حدنگهدار هستند.به خصوص آنا نعمتی که اضطراب دایمی نقش لیلا را به شکل مطلوبی برجسته کرده و جزو بهترین بازی های کارنامه اش هست.

فرم بصری کاملا در هم تنیده با محتواست. روایت فیلم در یک لوکیشن می گذرد.آن هم لوکیشنی مثل بیمارستان که طبعا مجال عرض اندام به کارگردان و فیلمبردار نمی دهد اما هوشمندی عوامل فیلم اینجاست که از دوربین به عنوان یک مشاهده گر غیر مزاحم حتی در راهروهای بیمارستان استفاده هدفمندی کرده اند. یک فرم بصری در خدمت تعلیق درام که نشان از مهندسی جزییات توسط نویسنده و کارگردان و فیلمبردار است.

 

ریتم و تمپوی روایت هم به اندازه است و اشتیاق مخاطب را برای دنبال کردن داستان بر می انگیزد.داستان فیلم پتانسیل یک تدوین پربرش را داشت اما سعی شده برش ها در خدمت فراز و فرود موقعیت باشد که این نکته سجی جالب توجه است.

اینها امتیازات مثبت آپاندیس است که درباره جزییاتش و نیز اشکالات فیلمنامه اش هنگام اکران خواهم نوشت.اما با استناد بر همین امتیازات،تماشای آن پیشنهادی لذت بخش می تواند باشد. فیلمی که می شد با شتابزدگی و بی سوادی یک کارگردان، به یک تله فیلم کلیشه ای و شعاری بدل شود حالا با نگاه تیزبین و سینماشناس نمازی به یک فیلم سینمایی(به معنی دقیق کلمه) منجر شده و در جشنواره ای که الی ماشاالله شاهد تله فیلمهای کلیشه ای بودیم-از زیر سقف دودی گرفته تا دعوتنامه- جای خالی آپاندیس به شدت احساس می شد و می شود.

 

یک منتقد گفت: فیلم «آپاندیس» دارای طنز خوبی است و ما از شخصیت‌ها دور نیستیم که با اتفاقاتی غافلگیر شویم. ما در این فیلم بازی‌ای از بازیگران می‌بینیم که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم بتوانند در بخش‌های مختلف شکل‌های مختلفی از بازی را رو کنند.  

نقد و بررسی فیلم سینمایی «آپاندیس» در قالب چهارصد و پنجاه و نهمین نشست باشگاه فیلم تهران با حضور عوامل این فیلم در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

نقد و بررسی فیلم سینمایی «آپاندیس» در قالب چهارصد و پنجاه و نهمین نشست باشگاه فیلم تهران با حضور حسین نمازی کارگردان، پوریا ذوالفقاری منتقد، رضا اکبر پور بازیگر، پردیس منوچهری بازیگر، مرجان مومنی بازیگر و امیرعلی دانایی بازیگردر فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در ابتدای این نشست پوریا ذوالفقاری منتقد سینما در ارتباط با این فیلم گفت: خوشحالم که فیلم با استقبال خوبی مواجه شده است. اصولا فیلم های ما در حال حاضر یک ریتم ثابتی را دنبال می کند و فیلم سازان ما این که آمیزه ای از رویکردهای مختلف را داشته باشند را نمی پسندند. یکی از موضوعاتی که در این فیلم برای من جالب بود این موضوع بود که در ابتدا فکر می کنی قرار است فیلمی را ببینی که ممکن است دست کارگردان در آن پر نباشد، در صورتیکه در ادامه می بینیم که با چه دست پری وارد شده است و چقد خوب توانسته واقعیت را گسترش دهد.

وی در ادامه افزود: در سینمای ما چند سالی است که غافلگیری به این صورت است که یک موضوعی را پنهان کنیم و در پایان آن را بروز می دهیم، در صورتیکه در فیلم «آپاندیس» چیزی پنهان نیست و ما در عین اینکه با شخصیت ها جلو می رویم ممکن است شوکه و غافلگیر شویم. فیلم دارای طنز خوبی است و ما از شخصیت ها دور نیستیم که با اتفاقاتی غافلگیر شویم. ما در این فیلم بازی از بازیگران می بینیم که هیچ وقت فکر نمی کردیم بتوانند در بخش های مختلف شکل های مختلفی از بازی را رو کنند.

 

حسین نمازی که این فیلم اولین تجربه سینمایی او است در پاسخ به این سوال که با ساخت این فیلم سعی داشتید تاثیرگذاری داشته باشید یا نشان دادن وجهه درام آن برایتان اولویت بود؟ گفت: چیزی که در این سالها در فیلم سازی برایم مهم بوده این است که مخاطب چه می خواهد و چه چیزی را می پسنند. درام و بخش سرگرمی سینما همیشه قالب بوده است. در آپاندیس هم همین بوده و در آینده هم ادامه دار خواهد بود. به این موضوع فکر نمی کنم که فیلمم چگونه روایت می شود، به این فکر می کنم که قصه ای باشد که غافلگیری داشته و بتوانم اتفاق جدیدی را در فیلم هایم رقم بزنم و نهایتا مخاطب راضی از سینما بیرون برود.

 

امیرعلی دانایی بازیگر این فیلم سینمایی در ارتباط با نقشش در این فیلم افزود: من و خانم آنا نعمتی خیلی اتفاقی به این پروژه اضافه شدیم. خیلی‌ها تلاش کردند که ما در این فیلم نباشیم اما به دلیل اینکه من از این فیلمنامه خوشم آمده بود باعث شد دراین فیلم بازی کنم. فکر می‌کنم بازی من و خانم نعمتی با کارگردانی خوب حسین نمازی ترکیب خوبی را ایجاد کرد که خیلی شیرین شد. اگر برای پخش و تبلیغ این فیلم تلاش بیشتری می شد فکر می کنم این فیلم با فروش خیلی بیشتری مواجهه می شد، چون از کیفیت بالایی برخوردار است و فیلمی است که تماشاگر از دیدن آن لذت می‌برد. باتوجه به اینکه بسیار در حرفه بازیگری حساس هستم که فیلم شریفی را بازی کنم خوشحالم که این فیلم نیز جزو آن دسته بود.

مرجان مؤمنی دیگر بازیگر این فیلم نیز در ادامه درباره نقش خود افزود: افتخار این را داشتم در این فیلم حضور داشته باشم.به اعتقاد من نقش گلی که از 15دقیقه دوم وارد فیلم می شود یکی از گره های داستان است و شخصیت به اصلاح پیچیده ای دارد که عشق، حسادت، تعصب و خیلی مسائل دیگر را در کنارهم دارد. زمانی که قرار شد من این نقش را بازی کنم نزدیک به شروع فیلمبرداری بود و آقای نمازی این نقش را به فیلم اضافه کردند. خیلی خوب با نقشم ارتباط برقرار کردم و آن را دوست داشتم و امیدوارم که مردم هم دوست داشته باشند.

پردیس منوچهری نیز در ارتباط با نقش خود توضیح داد: من قبل از اینکه در فیلم آپاندیس بازی کنم، افتخار این را داشتم که با آقای نمازی دو فیلم کوتاه بازی کنم که تجربه درخشانی در کارنامه من بود و بعد از آن هم مانند سایر دوستان قرار بود در پروژه «حرف‌های درگوشی» با آقای نمازی همکاری داشته باشیم که نشد و در نتیجه در فیلم «آپاندیس» حضور داشتم که تجربه لذت بخشی برایم بود و از حضور در آن لذت بردم. نقش زری را بسیار دوستم داشتم و با ایفای آن کاملا دچار چالش شدم.

رضا اکبر پور که نقش کلیدی را در این فیلم ایفا کرده است در ادامه این نشست افزود: برای ما بازیگران تئاتر حضور افرادی مانند حسین نمازی و مقصود جباری نعمت است، چون در دوره‌ای که کسی حامی بازیگران تئاتر نیست این افراد از ما حمایت کردند. از دلایلی که نقش من در این فیلم دیده شده است این است که آقای نمازی پذیرش بالایی دارند و من در هرزمانی ایده هایی که برای این نقش داشتم را با او در میان می گذاشتم و استقبال می کردند. یکی دیگر از دلایلی که این نقش دیده شده این است که من از سال 79کار تئاتر می کنم و دستی هم به قلم دارم و در این فیلم توفیق این را داشتم که در مقابل خانم نعمتی و آقای دانایی بازی کنم و برایم یک کلاس درس بود.

.

منابع

https://www.salamcinama.ir/post/D0Qj/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C

https://moviemag.ir/cinema/zoom/iran/19735-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3

http://naghdefarsi.com/appendix/

http://cinemacinema.ir/news/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87/

https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/699935-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3